کیسی کشتار استنتون

ساخت وبلاگ

Casey Slaughter Stanton

Casey Slaughter Stanton

ایجاد یک استراتژی بازاریابی خدمات مالی یک تمرین ساده است. گزاره ارزش منحصر به فرد خود را تعریف کنید ، مخاطب هدف خود را مشخص کنید ، پیام های کلیدی خود را در مورد مسائل ، ویژگی ها و مزایا بیان کنید ، همه چیز را با انطباق تأیید کنید و کمپین های بازاریابی را از طریق یک برنامه ارتباطات کانال Omni که در آن مشتری ایده آل شما بازی می کند ، توزیع کنید. خیلی آسان است که می توانید صدها الگوی برنامه بازاریابی را بصورت آنلاین پیدا کنید. یکی را انتخاب کنید و آن را پر کنید.

تکمیل استراتژی بازاریابی خدمات مالی ساده اما آسان نیست.

پس از 20 سال غوطه وری در مشاوره مالی ، حسابداری ، منابع انسانی و شرکت های مشاوره ، من دیده ام که شرکت ها در حال پرواز هستند و به تماشای شرکت ها سقوط کرده و می سوزاند. همه بنگاه ها دارای افراد بسیار تحصیل کرده ، روابط عالی مشتری و پولی بودند که در در می آیند ، اما بسیاری از آنها هرگز به پتانسیل خود نرسیدند و/یا از نظر مالی - از لحاظ مالی یا اعتبارسنجی - پایدار نبودند.

رشد یک شرکت خدمات مالی ، مانند همه شرکت های خدماتی ، سخت است.

روابط مبتنی بر اعتماد ، ماهیت نامحسوس ، قارچ راه حل ها ، ساختارهای ماتریس ، مناظر رقابتی و فرهنگ های با کارایی بالا ، شرکتهای خدمات حرفه ای و مالی را منحصر به فرد می کنند.

این بنگاهها برخی از بهترین ذهن ها را در تجارت به خود جلب می کنند. بنگاهها باهوش ، جهانی و مترقی هستند. مسئله واقعی این است که ، در حالی که بنگاه های حرفه ای الگوی خوبی را برای سازمان مدرن ارائه می دهند ، اما آنها یک اختلال سازمانی بی نظیر را گرفتار می کنند. من این نواقص را "لیسانس PS" می نامم و این به شدت بر توانایی یک شرکت خدمات مالی در تدوین یک استراتژی بازاریابی منسجم تأثیر می گذارد.

این "مشکل بازاریابی" در اکثر سازمان ها نتیجه این اختلال عملکرد سازمانی است. تا زمانی که شرکت ها به مشکل درست حمله کنند ، آنها یک استراتژی بازاریابی موفق را تدوین نمی کنند. حتی بیشتر ، اگر این موضوع از نظر استراتژیک مورد بررسی قرار نگیرد ، مشکل منجر به رشد زیر حد متوسط می شود و می تواند یک شرکت را برای یک شرکت خود هزینه کند.

استراتژی بازاریابی 101: بخش خدمات مالی

اول ، استراتژی بازاریابی شما دو هدف دارد:

  • ترجیح برند خود را ترجیح دهید. اولویت به این معنی است که شرکت شما با موفقیت خود را متمایز کرده است ، شرکت شما همیشه به جدول دعوت می شود و می توانید حق بیمه خدمات خود را شارژ کنید
  • تولید کافی منجر به سوختن رشد مورد نظر شما می شود.
  • تخصص - از شما انتظار می رود دانش برتر را در حوزه تخصص خود نشان دهید
  • نتایج - شما باید این تخصص را در دنیای واقعی به کار ببرید و نتایج ملموس و مرتبط را به موقع و با بودجه تولید کنید. نتایج یک میز است. اگر آنها را ندارید به سادگی به عنوان یک دانشگاهی دیده می شوید.
  • Simpatico - شما می خواهید یک تجربه کاربری بدون اصطکاک ایجاد کنید. شما باید به صورت فردی و جمعی قابل اعتماد باشید، شرکت شما باید به راحتی با آن تجارت کند، و باید جهان بینی خود را در مورد نحوه اعمال تخصص خود در مورد مشکل مشتری به اشتراک بگذارید. مردم ترجیح می دهند با افراد همگام با خودشان کار کنند.

هر یک از این موارد حیاتی است، اما وزنی که روی هر کدام قرار می گیرد با خریدار متفاوت است. با این حال، استراتژی بازاریابی شما باید به طور کامل به هر یک از آنها در تجربه کاربری شما نشان دهد. BS of PS مانع از بیان، ایجاد و اجرای استراتژی بازاریابی می شود، زیرا می تواند از انتخاب های استراتژیک که باید پیرامون هر یک از این محرک های ترجیحی انجام شود، جلوگیری می کند.

BS of PS می تواند به تعدادی از توانمندسازهای استراتژیک "بالادستی" حیاتی آسیب برساند که تلاش های بازاریابی و پتانسیل رشد شرکت را تضعیف می کند. حوزه ها و مسائل عبارتند از:

فرهنگ: شرکت به مشتری مداری، مهارت فروش، یا رفتارهای توسعه سرمایه فکری به درستی پاداش نمی دهد.

تمرکز بر بازار: شرکت فاقد تمرکز (بازارها، مشتریان، راه حل ها) است و به فعالیت های فردی خود اجازه می دهد تا در جهت های مخالف به دنبال رشد فردی رقابت کنند.

نام تجاری: شرکت به جای ارتباط مهم تر، بر ایجاد آگاهی از برند خود تمرکز می کند.

قابلیت های اصلی: شرکت به جای ارزش مشتری و زیرکی وسیع تر تجاری، توانایی های خود را بر اساس نظم عملکردی خود تعریف می کند.

سرمایه فکری: شرکت تفکر خود را متمایز نمی کند. از گله پیروی می کند و از خطر بیان یک POV جایگزین اجتناب می کند یا انتظارات بالایی برای توسعه رهبری فکری ایجاد نمی کند.

مشتری ایده آل: شرکت مشتری ایده آلی را شناسایی نکرده است که ارزش متفاوتی را که شرکت ارائه می دهد ارزش دارد و «درآمد بد» را تعقیب می کند.

راه حل ها: راه حل های شرکت، شرکت محور هستند، نه مشتری محور، بیش از حد پیچیده هستند، و درک و خرید با اطمینان مشتری برای مشتری دشوار است.

هنگامی که "محصول" مردم است ، و به ویژه کارگران دانش ، هر یک از این مناطق به طور غیرقابل پیوندی پیوند خورده و شکل می گیرند ، نه تنها استراتژی بازاریابی بلکه استراتژی فروش و تحویل نیز. ضعف در یک منطقه بر چندین مورد دیگر تأثیر می گذارد. اگر می خواهید یک استراتژی بازاریابی مؤثر خدمات مالی تدوین کنید ، باید اطمینان حاصل کنید که این زمینه باروری دارد که در آن جوانه زنی می شود. نکته اصلی توسعه آن مهندسی است تا حد ممکن از BS PS از شرکت شما خارج شود.

بنابراین چگونه یک شرکت تأثیر BS PS را حذف یا کاهش می دهد؟بیایید پایه و اساس ایجاد یک استراتژی بازاریابی موفق را ایجاد کنیم و سپس به هر یک از زمینه های فوق رسیدگی کنیم تا بتوانید تکنیک های مناسب بازاریابی را ایجاد کنید.

7 استراتژی بازاریابی قدرتمند ما

بیایید هر یک از مناطق فعال را در نظر بگیریم و رویکرد پرداختن به آن را برای حداکثر اثربخشی در استراتژی بازاریابی خود کشف کنیم. همانطور که شما به هر یک از این فعال کننده های رشد صادقانه می پردازید ، شرکت شما در مورد استراتژی بازاریابی مناسب برای شرکت خود شفافیت می کند و این بلوک های رشد متقابل را تقویت می کند. بیایید با مهمترین منطقه ، فرهنگ شروع کنیم.

1. ایجاد یک فرهنگ بازاریابی: استراتژی بازاریابی با فرهنگ آغاز و به پایان می رسد

برند برابر با شهرت و شهرت برابر است با رفتارها. فرهنگ سوخت رفتار است. از این گذشته ، رفتارهایی را که پاداش می دهید دریافت می کنید. فرهنگ شما نتیجه ارزشهای رهبری و انتخاب های استراتژیک شماست.

تخصصی که شرکت شما ارائه می دهد ، نتیجه ای که شما ارائه می دهید و تجربه مشتری های شما نشان دهنده DNA فرهنگی شما است. این همان کسی است که شما هستید و روشی منحصر به فرد که به طور مداوم "در بازار" ظاهر می شوید. بیشتر خریداران می توانند یک شخص گلدمن ساکس را از یک شخص ادوارد جونز به راحتی متمایز کنند ، چه از طریق یک جلسه ، وبینار ، چت بابات یا بستر رسانه های اجتماعی.

فرهنگ شرکت شما کارهایی را که می توانید در استراتژی بازاریابی خود انجام دهید ، فعال یا محدود می کند. به عنوان مثال ، اگر فرهنگ شما نه ارزش ها و نه پاداش ایجاد رهبری فکر می کند ، نمی توانید بازاریابی محتوا را انجام دهید. هیچ چاه ای برای ترسیم وجود ندارد. در نتیجه ، شرکت شما فاقد دیدگاه منحصر به فرد است و شما به سایر رهبران فکر در صنعت خدمات مالی برای تعریف بازار و مسائل وابسته خواهید بود. شما برای نشان دادن تخصص متمایز به چالش خواهید رفت. خوب است که یک رهبر فکر نباشید. با این حال ، این بدان معنی است که شما باید یک روش جایگزین برای تمایز پیدا کنید

  • چه چیزی فرهنگ شما را منحصر به فرد می کند؟DNA فرهنگی خود را با چند کلمه خلاصه کنید
  • چه رفتارهایی و ارزشها برای ما مهمترین است؟
  • چگونه می توانیم آن مقادیر را نشان دهیم (پوسترها حساب نمی شوند)؟
  • چه چیزی باعث می شود کسی در شرکت ما استخدام شود؟ارتقا یافته؟اخراج شد؟
  • فرهنگ ما چگونه در استراتژی بازاریابی ما چه کسی را می خواهیم یا چه کاری را انجام می دهیم محدود می کند؟

2. تمرکز بر روی یک بازار: استراتژی بازاریابی شما باید بازاری را که در آن خدمت خواهید کرد تعریف کند

یکی از رایج ترین خطاهایی که من در موسسات مالی می بینم ، تلاش برای رشد همه چیز و/یا همه چیز برای همه مردم است. از این گذشته ، هیچ کس نمی خواهد فرصت های خود را برای رشد محدود کند. این برنامه های بازاریابی تحت وزن خودشان فرو می روند. یک قانون آهنین از برندسازی "متخصص همیشه برنده می شود". اگر می خواهید در بازار برنده شوید ، باید بازاری را انتخاب کنید که بتواند استراتژی بازاریابی خود را در آن منطقه متمرکز و تأمین مالی کند. حوزه تمرکز شما می تواند یک صنعت ، یک خریدار ، یک راه حل ، قابلیت ، جغرافیا ، طرز فکر یا ترکیبی از موارد فوق باشد. شما به سادگی باید یکی را انتخاب کنید و هدف آن را به هدف شرکت خود تبدیل کنید.

  • آرایش مشتری فعلی ما در مورد مشتریان بالقوه که به سمت آنها گران می شویم به ما چه می گوید؟
  • چرا با این مشتری ها کار می کنیم؟
  • کجا و چه زمانی بیشتر و با کمترین تلاش پیروز می شویم؟چرا؟
  • مردم ما در کدام بازارها دوست دارند بازی کنند؟
  • سهم بازار فعلی ما چیست؟
  • برای رسیدن به بالای بازار منتخب ما چه می شود؟آیا ما مایل هستیم خودمان را متعهد کنیم تا به آنجا برسیم؟

3. ارتباط برند را بسازید: روی ایجاد ارتباط برند خود تمرکز کنید ، نه بر آگاهی از ایجاد

از آنها که از رهبران شرکتهای خدمات مالی می شنوم ، می شنوم ، "ما عالی هستیم اما هیچ کس ما را نمی شناسد."یا "ما می توانیم در برابر هر کسی پیروز شویم. ما فقط به خفاش های بیشتری احتیاج داریم. "رهبران احساس می کنند که اگر تعداد بیشتری از مردم به سادگی از شرکت آگاه باشند ، موفق تر می شوند. شاید ، اما بارها و بارها این اعتقاد به سادگی درست نیست. بنگاهها غالباً آگاهی بیشتری از آنچه معتقدند دارند ، اما خریداران به سادگی آنها را درگیر نمی کنند زیرا شرکت ها را به عنوان نیازهای خود نمی بینند. آگاهی در مورد شناخت نام است. ارتباط در مورد داشتن "اجازه بازی" در یک بازار است. اگر تخصص ، نتایج و Simpatico لازم را در ذهن خریدار نشان نداده اید ، اجازه بازی ندارید. بازاریابی باید اعتماد ایجاد کند. به همین دلیل است که استراتژی بازاریابی شما باید بی امان روی یک بازار متمرکز شود و ترکیبی برتر از تخصص ، نتایج و Simpatico را از طریق تجربه مشتری خود نشان دهد. بارها و بارها ارتباط را نشان دهید و به آگاهی از برند و اولویت برند ، یکی از اهداف اصلی استراتژی بازاریابی خود برسید.

  • شرکت ما از کجا ارتباط برند دارد؟
  • چه نقاط اثبات می توانیم به این نکته اشاره کنیم که اجازه بازی در یک بازار معین را نشان می دهد؟
  • چه بازارهایی را می توانیم به راحتی مرتبط کنیم؟
  • از چه بازارهایی باید جلوگیری کنیم زیرا زمان و سرمایه گذاری مورد نیاز برای ایجاد ارتباط غیر قابل عبور است؟

4- از قابلیت های اصلی خود بهره برداری کنید: مهارتهایی را که منجر به ارزش نهایی خرید مشتریان می شود ، تعریف و تقویت کنید

بنگاهها مهارتهای خود را از نظر نظم و انضباط حرفه ای تعریف می کنند: استراتژی ، حسابداری ، مالیات ، سرمایه گذاری ، اعتماد و غیره. در انجام این کار ، شرکت ها خیلی باریک تعریف می کنند که چه کاری انجام می دهند و بنابراین ، آنچه مشتریان در واقع می خرند (رشد ، کارآیی ،کاهش ریسک ، عملکرد مالی و غیره). علاوه بر این ، بنگاهها از مهارتهایی که واقعاً متمایز یا توانمندسازی می کنند تا تمرکز بازار منتخب خود را مورد توجه قرار دهند ، غفلت می کنند زیرا مشتریان آنها را "خریداری نمی کنند".

به عنوان مثال، شرکت ها اغلب مدیران سطح C را به عنوان تمرکز بازار در استراتژی های بازاریابی خود شناسایی می کنند، زیرا مدیران دارای بودجه های بزرگتر، اختیار تصمیم گیری بیشتر، حرکت سریعتر و حافظه پنهان برند بیشتری هستند. متأسفانه، شرکت ها فاقد افراد (یا به اندازه کافی) هستند که بتوانند یک گفتگوی استراتژیک در سطح اجرایی داشته باشند. هدف قرار دادن بازاری که توانایی لازم برای حمله برای آن را ندارید، منطقی نیست. شما باید بازار دیگری را انتخاب کنید، توانایی را در داخل ایجاد کنید، یا به بیرون بروید و مهارت ها را به دست آورید. در ساده ترین شکل، قابلیت های اصلی، طرف مقابل مشکلی است که مشتری شما سعی دارد بر آن غلبه کند. ایجاد یک ارتباط بازاریابی درخشان که انتظاراتی را ایجاد می کند که قابلیت های اصلی شما نمی توانند ارائه دهند، منطقی نیست.

  • مشتریان ما واقعاً چه توانایی یا به طور خاص نتیجه را می خرند؟
  • چه مسائلی را با قابلیت های اصلی خود و برای چه کسانی حل می کنیم؟
  • آیا ما توانایی حمله به بازار(هایی) را داریم که برای حمله انتخاب کرده ایم؟
  • با کدام مشتریان این قابلیت ها را نشان داده ایم؟
  • آیا مقیاس مناسبی از قابلیت ها برای رشد مطلوب خود داریم؟
  • اگر توانایی نداریم، چگونه برنامه ریزی می کنیم که توانایی را بدست آوریم؟آیا آن را پرورش می دهیم یا می خریم؟

5. سرمایه فکری را توسعه دهید نه محتوا: تفکر خود را متمایز کنید

برای متمایز ساختن شرکتی که فاقد تفکر اصلی است، پیروی از گله را انتخاب می کند، یا از خطر بیان دیدگاه جایگزین (POV) اجتناب می کند، از هر استراتژی بازاریابی درخواست زیادی می کند. مشتریان به کارشناسانی که یک POV واضح و متمایز دارند گوش می دهند و به آنها پول می دهند. مشتریان و مشتریان بالقوه شما می خواهند بدانند که شما در مورد یک موضوع خاص چه فکر می کنید. بسیاری از شرکت ها هنگام بیان نظرات خود موها را تقسیم می کنند. آنها یا نمی خواهند با توهین به مشتری با نظر متضاد فرصتی را برای برنده شدن در تجارت محدود کنند یا نمی توانند دیدگاه منسجمی را بیان کنند زیرا شرکت در داخل دارای ذهنیت های متعددی است. رهبران احساس می کنند که بهتر است آن را ایمن بازی کنند. شرکت های برتر "ایمن" بازی نمی کنند. سرمایه فکری مقدم است و استراتژی محتوا را مشخص می کند.

مسیر ایجاد ارتباط یک برند از طریق سرمایه فکری که در یک دیدگاه روشن آشکار می شود ، می رود. سرمایه فکری شما سوخت بهینه سازی موتور جستجو و بازاریابی رسانه های اجتماعی است. اگر دیدگاه محکمی ندارید ، برند خود را متمایز نمی کنید ، ارتباط برقرار می کنید یا برند ارجح در بازار خواهید بود. هدف سرمایه فکری شما آموزش ، الهام بخشیدن به علاقه مندان ، کاهش بی احتیاطی ، اجبار اقدام و ایجاد مجوز برای بازی در بازارهای مورد نظر خود است. فرهنگ شما باید انتظارات بالایی را برای توسعه سرمایه فکری ایجاد کند و استراتژی بازاریابی شما باید آن را زنده کند. هدفی را برای تبدیل شدن به یک تأثیرگذار در صنعت خود از LinkedIn گرفته تا انجمن های صنعت تعیین کنید. این به معنای توسعه POV و اجازه دادن به آن در هر نقطه لمسی در کمپین های بازاریابی و تاکتیک های بازاریابی شما از بازاریابی ایمیل تا رسانه های اجتماعی تا SEO است.

  • آیا ما یک دیدگاه منحصر به فرد در مورد حل مسائل مشتری خود داریم؟
  • چگونه POV ما با رقبای ما متفاوت است؟آیا ما به عنوان یک تأثیرگذار دیده می شویم؟
  • چگونه POV ما در مورد یک موضوع معین در راه حل ها/خدماتی که ارائه می دهیم آشکار می شود؟
  • آیا همه افراد در سازمان POV ما را می شناسند و به اشتراک می گذارند؟چگونه می دانیم؟
  • چگونه می توانیم اهمیت سرمایه فکری را در شرکت خود نشان دهیم و پاداش دهیم؟

6. مشتری ایده آل خود را تعریف کنید: مشتری را که ارزش شرکت شما را ارائه می دهد ، شناسایی کنید

مارک های قوی با تعریف همزمان جذب و دفع می شوند. همانطور که گفتم ، یک شرکت خدمات مالی نمی تواند برند خود را متمایز کند و با تلاش برای اینکه همه چیز برای همه افراد باشد ، ترجیح می دهد. همانطور که باب دیلن مشهور گفت ، "شما باید به کسی خدمت کنید."

مشتری ایده آل شما این است که خریدار که 1) ارزش شرکت شما را ارائه می دهد (یعنی مایل است حق بیمه را برای آن بپردازد) 2) جهان بینی شما را به اشتراک می گذارد (یعنی POV در مورد یک مسئله و چگونگی حل آن 3) بازتاب یک بازار به اندازه کافی بزرگ استجاه طلبی های رشد خود را سوخت. انتخاب مشتری ایده آل در تنظیم استراتژی بازاریابی به دو دلیل بسیار مهم است. اول ، شما نمی خواهید دلار و منابع بازاریابی را متقاعد کنید که خریداران را متقاعد کنید تا جهان را به روشی که انجام می دهید ببینند. شما به سادگی می خواهید POV خود را به جهان صحبت کنید و مواردی را که از قبل به اشتراک می گذارند ، جذب کنید. دوم ، انتخاب یک مشتری ایده آل به شما امکان می دهد تا خریدار را عمیقاً درک کنید ، در استفاده از قابلیت های اصلی خود باهوش تر شوید و به اقتصاد مقیاس دسترسی پیدا کنید که منجر به سرعت بیشتر ، کیفیت بالاتر و سودآوری قوی تر شود. داشتن یک مشتری ایده آل ، شناسایی و خدمت به بازار منتخب ما را برای همه افراد آسان تر می کند.

مشتری ایده آل شما ابعاد جمعیتی (سن ، جنس ، درآمد ، دارایی و غیره) خواهد داشت. مهمتر از همه ، او ابعاد روانشناختی خواهد داشت (هزاره در مقابل Genz در مقابل Genx ، دیدگاه در مورد پول و استفاده از ارائه دهندگان خدمات مالی و مشاوران مالی). مشتری ایده آل شما ترکیبی از ویژگی هایی خواهد بود که با فرهنگ ، POV و قابلیت های اصلی شرکت شما مطابقت دارد.

  • مشتری ایده آل ما کیست؟
  • مردم ما دوست دارند با کدام قسمت از پایگاه مشتری ما کار کنند؟چرا؟
  • کدام مشتریان بالاترین وفاداری مشتری را نشان می دهند؟
  • مشتری سودآورترین ما کیست؟چرا؟
  • آنها چه ویژگی های جمعیتی را به اشتراک می گذارند؟
  • آنها چه ویژگی های روانشناختی را به اشتراک می گذارند؟
  • چه کسی در نمونه کارها مشتری فعلی ما به وضوح مشتری ایده آل ما را نشان می دهد؟چگونه؟

7. راه حل های ارائه شده را ساده کنید: محصولات مالی خود را مشتری محور ، ساده و قابل خرید و خرید آسان کنید

استراتژی بازاریابی خدمات مالی اغلب در جای اشتباه آغاز می شود - با راه حل ها و محصولات مالی مانند کارت های اعتباری یا بیمه. در نتیجه ، برنامه بازاریابی شرکت به چکش ضرب المثلی تبدیل می شود که به دنبال ناخن است. قهرمان استراتژی بازاریابی شما راه حل های شما ، شما یا شرکت شما نیست. این مشتری شماست. به همین دلیل سرمایه فکری و POV شما بسیار مهم هستند. آنها با هم نشان می دهند که شما مشتری و مشکل او را گوش داده و درک می کنید. برنامه بازاریابی شما باید با چشم انداز شما ارتباط برقرار کند و شما در مورد حل مشکل توافق کنید. همانطور که گفته های قدیمی می گوید ، "مردم بیت های مته خریداری نمی کنند. آنها سوراخ می خرند. "

بازاریابی 20 خدمات گیج کننده است و یک خریدار را به این باور سوق می دهد که شما واقعاً بهترین کاری را که انجام می دهید بهترین نیستید زیرا کارهای زیادی انجام می دهید (یعنی ارتباط نشان نداده اید). به یاد بیاورید که متخصص همیشه برنده می شود. استراتژی بازاریابی خود را در درجه اول روی مسئله اصلی مشتری متمرکز کنید که می خواهید برای حل (یعنی توانایی اصلی خود) شناخته شوید. یک POV خوب و متمایز را در مورد این موضوع به اشتراک بگذارید و راه حل ها به طور منطقی از این روند خارج می شوند.

  • آیا ما بیت یا سوراخ مته می فروشیم؟چگونه راه حل های مشتری محور را نشان می دهیم؟
  • آیا راه حل های ما واقعیت مشتری ما یا فقط ساختار سازمانی داخلی ما را منعکس می کند؟
  • آیا درک و خرید راه حل های ما آسان است؟
  • آیا چشم اندازها می توانند به راحتی خود را در موضوعاتی که ما به آنها می پردازیم و راه حل هایی که ارائه می دهیم ببینند؟چگونه می دانیم؟
  • آیا راه حل های ما به وضوح با مشتری که در خدمت آنها هستیم ارتباط برقرار می کنند و چگونه به آنها خدمت می کنیم؟

نتیجه

روندهای بازاریابی می آیند و می روند ، اما یک چیز هرگز تغییر نمی کند. یک موسسه مالی نمی تواند یک استراتژی بازاریابی مؤثر ایجاد کند ، مگر اینکه درک کند که چگونه پویایی سازمانی ذاتی خود (یعنی BS PS آن) بر انتخاب های استراتژیک و اجرای استراتژی تأثیر می گذارد. یک شرکت ابتدا باید این "اختلال عملکرد" را در بلوک های رشد بحرانی ، بالادست و بین المللی برای جذب مشتریان جدید مهندسی کند. سپس ، استراتژی بازاریابی می تواند این بلوک ها را جمع کند.

اهداف استراتژی بازاریابی شما ایجاد اولویت و تحقق بخشیدن به اهداف کافی برای اهداف رشد است. اولویت با نشان دادن تخصص ، نتایج و simpatico ساخته می شود. سرمایه فکری شما این سه حوزه را به هم پیوند می دهد و باید علاقه مند شود ، از علاقه مندان الهام بگیرد ، بی احتیاطی را کاهش دهد ، اقدامات را اجباری کند و مجوز بازی در بازارهای مورد نظر خود را ایجاد کند. سرمایه فکری سوخت است و POV همراه آن صدایی است که باعث می شود شما در بازار ایستادگی کنید. نتیجه بیشتر منجر می شود.

صدای POV شما Simpatico را ایجاد می کند زیرا هر تعامل با "نحوه فروش من به من می فروشید". تمرکز بازار شما به شما امکان می دهد تا با مجموعه ای از ملاحظات قابل کنترل ، روی مشتری ها تمرکز کنید و راه حل های مبتنی بر شواهد مشتری محور ، مشخص و مبتنی بر ارائه دهید. بدون ترویج صریح محصولات خود ، نسخه های شما پیشرفت را در طول مسیر خرید تسهیل می کند که منجر به راه حلی می شود که شما قادر به ارائه آن هستید.

استراتژی تحویل شما توانایی اصلی شما را به خود اختصاص داده و آن را با نتایج مقیاس پذیر ملموس ، قابل تکرار و تبدیل می کند. با شناخت و استفاده از سرمایه فکری خود در مجموعه راه حل خود ، در حل مشکلات مشتری ایده آل خود بهتر می شوید و از شما خواسته می شود که تعداد بیشتری از آنها را حل کنید.

این وابستگی متقابل به همین دلیل است که شما نمی توانید یک استراتژی مؤثر در بازاریابی خدمات مالی تدوین کنید تا زمانی که انتخاب های استراتژیک را انجام نداده اید که به BS PS که در کلیه شرکت های خدمات حرفه ای وجود دارد ، بپردازید.

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 12:31