ما در مورد چگونگی کسب درآمد، پس انداز، خرج کردن، از دست دادن پول و سرمایه گذاری می خوانیم. اما آیا ما این وظیفه مهم را یاد می گیریم که چگونه به پول فکر کنیم؟
امروز کلاسیک از Physician On Fire بازنشر شده است. می توانید اصل را اینجا ببینید.
به طور معمول در مورد پول چگونه فکر می کنیم؟چگونه باید به پول فکر کرد؟
پاسخ به سوال اول، حداقل برای من، معمولا این بوده است که با پول چه چیزی می توان خرید. برای سالهای زیادی پول برایم چیزهایی خرید.
در دبستان، پول برایم کارت فوتبال و آب نبات خرید. در دبیرستان برای فیلم ها و قرارهای اول پول پرداخت می شد. حتی ممکن است یک بار قرار دومی وجود داشته باشد، اما این مهم نیست.
در کالج، پول برای شهریه و آبجو پرداخت می شود. من همچنین برای غذا، پوشاک، بنزین، اجاره و آبجو خرج کردم. هر چه سن شما بالاتر می رود، چیزهای بیشتری برای خرید با پول وجود دارد. مبلمان، تلویزیون، استریو، کباب پز گاز، قابلمه های فوری، دوچرخه های برقی، کفش های حلقه دارشما همچنین به پناهگاهی برای خود، خانواده تان و همه این چیزها نیاز دارید.
با این حال، در نهایت به نقطه ای می رسید که متوجه می شوید همه چیزهایی را که برای داشتن یک زندگی شاد، سازنده و کارآمد نیاز دارید، خریداری کرده اید. در واقع، اگر شما مانند من یا هر یک از میلیون ها غیرمینیمالیست دیگر هستید، خیلی بیشتر از چیزی که نیاز دارید خریده اید.
وقتی در بزرگسالی به جایی رسیدید که متوجه می شوید خرید چیزهای بیشتر یا خرید چیزهای جایگزین برای چیزهای کاملاً قابل قبولی که قبلاً دارید بی معنی است، وقت آن است که طرز فکرتان را درباره پول اصلاح کنید.
خوشبختانه، کتابی برای آن وجود دارد.
چگونه در مورد پول فکر کنیم
پس از خواندن نقد و بررسی The White Coat Investor's Review بیش از یک سال پیش، می دانستم که این کتابی است که باید بخوانم. من از دنبال کردن آثار نویسنده جاناتان کلمنتز بر روی The Humble Dollar لذت بردم، و او رزومه درخشانی دارد که بیش از دو دهه برای وال استریت ژورنال نوشته است. این که دکتر دال گفت ممکن است بهترین کتاب مالی باشد که در پنج سال گذشته خوانده است، ناراحت نشد.
چیزی که من را جذب کتاب کرد، تجربه و شهرت نویسنده نبود، بلکه پیام او بود. وقتی آن نقد را خواندم، مدام سرم را تکان می دادم و به این فکر می کردم که بله، بله، صد بار بله!
من از طریق توییتر (@ClementsMoney) با آقای کلمنتز تماس گرفتم، به او گفتم که چقدر می دانم کتاب را دوست خواهم داشت، و خوشحال می شوم که نقدی از خودم بنویسم، و او با مهربانی یک نسخه شخصی شده برای من فرستاد.

مدتها پیش بود ، و من بعداً خوشحال شدم که با مرد سخاوتمندانه ای که آن کتاب را برای من در کنفرانس دوست متقابل دکتر جیم دال ارسال کرد ، ملاقات کردم. من فهمیدم که بهتر است وعده هایی را که پیش از آن بسیاری از قمرها کردم تحویل داده ام و قبل از ملاقات با او ، آن بررسی کتاب را می نویسم. از این رو ، این پست
چگونه در مورد پول فکر می کنیم
چگونه می توان در مورد پول فکر کرد یکی از کمک های بزرگ برای تعصب تأیید برای یک پسر مثل من بود. این یک خواندن سریع است ، با حدود 140 صفحه متن ، یک پیشگفتار 6 صفحه ای توسط دکتر ویلیام برنشتاین (یکی دیگر از سخنران محترم کنفرانس WCI) و یکتعداد معدودی از صفحات منابع.
واضح است که آقای کلمنتس و من فکر می کنم وقتی پول به دست می آید ، و این می تواند به این دلیل باشد که ما همان مرجع را می خوانیم و به مدیریت پول مبتنی بر شواهد اعتقاد داریم ، اما من معتقدم که بیشتر از این وجود دارد. یک ذهنیت خاص وجود دارد که برخی از افراد در آن پذیرایی می کنند و برخی دیگر بدون توجه به تجربه یا تحقیقاتی که نشان می دهد ، به صراحت رد می کنند
فلسفه های مورد بحث در این کتاب نسبتاً در صفحات وبلاگ ها و کتابهایی که خوانده ام بسیار رایج است ، اما در زندگی روزمره برای یک آمریکایی متوسط و احتمالاً نادرتر برای پزشک معمولی است. چه نوع فلسفی؟
- بسیار پایین تر از معنی خود زندگی کنید.
- در اوایل و غالباً صرفه جویی کنید ، اولویت بندی پس انداز بازنشستگی بیش از همه.
- هزینه برای تجملات منجر به خوشبختی طولانی مدت نخواهد شد
- سرمایه گذاری ساده را ادامه دهید. صندوق های درآمد منفعل دوست شما هستند.
- هدف و موفقیت قبل و بعد از بازنشستگی در حال انجام است.
- روانشناسی بسیاری از مدیریت پول ضعیف را توضیح می دهد. درک تعصبات و ضعف های ما می تواند به تصمیم گیری بهتر منجر شود.
- آزادی یکی از بهترین چیزهایی است که پول می تواند خریداری کند.
نکات برجسته از نحوه فکر کردن در مورد پول
سنگهای بیشتر از آنچه ممکن است در یک گزارش کتاب ذکر کنم وجود دارد ، و آنها قبل از اینکه آقای کلمنتس به نوبه خود شروع کند ، شروع می شوند. از پیشگفتار مغز و اعصاب بازنشسته دکتر ویلیام برنشتاین:
"از نظر سطح ، همه چیز بسیار واضح به نظر می رسد: ما برای خرید چیزهایی که ما را خوشحال می کند ، به پول نیاز داریم. نه ، نه ، و نه دوباره. اول و مهمتر از همه ، پول زمان و استقلال را خریداری می کند. ثانیا ، تجربیات را خریداری می کند. آخر و کمترین ، چیزهایی را خریداری می کند ، و بیشتر اوقات ، چیزهایی که خریداری می کنیم ما را بدبخت می کند. "
آقای کلمنتس در برجسته کردن درسهایی که از ده ها مطالعه دانشگاهی در مورد پول و خوشبختی جمع آوری شده است ، کار بزرگی انجام می دهد. از جمله این یافته ها این است که پول به همان اندازه که فکر می کنیم شادی نمی خرند ، ما اشیاء را بیش از حد ارزیابی می کنیم و تجربیات را کم ارزش می کنیم ، خرج کردن دیگران باعث خوشحالی ما می شود ، کودکان به همان اندازه که والدین ادعا می کنیم ، شادی نمی بخشند و رضایت از زندگی در آن وجود دارد. چهل سال
من در چهل سالگی خودم هستم ، و اگر این به همان اندازه که زندگی بد است ، خودم را بسیار خوش شانس می دانم ، نه اینکه از این خوشحال نباشم.
تردمیل هیدونیک درمان مناسب می شود ، مزایای رفت و آمد کوتاه به نمایش گذاشته شد (رفت و آمد صبح و بعد از ظهر دو از سه استرس زا از 19 فعالیت روزانه در یک مطالعه) و اهمیت ارتباط با خانواده و دوستان به عنوان خوب مورد حمایت قرار گرفتهم برای خوشبختی و هم برای سلامتی.
در خرید آزادی:
"وقتی با دانشجویان دانشگاه صحبت می کنم ، به آنها نمی گویم که رویاهای خود را دنبال کنند. درعوض ، من به آنها می گویم که روی ساخت و پس انداز پول تمرکز کنند. من حتی پیشنهاد می کنم که آنها ممکن است عمداً شغل کمتری اما با درآمد بالاتر انتخاب کنند ، تا بتوانند مبالغ جدی پول را از بین ببرند. "
وی در ادامه می گوید زمان دیگری برای پیگیری احساسات شما وجود خواهد داشت ، و وقتی کمی بزرگتر و از نظر مالی امن تر هستید ، بهتر است این کار را انجام دهید. من می گویم مشاوره صدا.
بحث پول
یک بار دیگر ، سرمایه گذاری موضوعی است که در آن چشم به چشم می بینیم. او در مورد استبداد هزینه های سرمایه گذاری ، مزایای تأخیر در تأمین اجتماعی و سادگی زیبا یک سبد سه صندوق صحبت می کند.
وی با مراجعه به میلیونر در كنار ، وی دوباره تأكید می كند كه نمایش های بیرونی ثروت به جای ارزش خالص آنها ، شاخص های بهتری برای هزینه های شخص است. بسیاری از ثروتمندان واقعاً ثروت مخفیانه را تمرین می کنند و با همسایگان خود به روشی بی حد و حصر آمیخته می شوند.
قانون 4 ٪ نادیده گرفته نمی شود. اگرچه این نمایش به وضوح نمایش داده نشده است. او ، به ناراحتی من ، از یک قانون متفاوت از یک قانون شست متفاوت استفاده می کند که می گوید حدود 80 ٪ از درآمد قبل از بازنشستگی خود را برای زندگی خوب در بازنشستگی می خواهید.
در حالی که این ریاضیات برای کسانی که درآمدهای معمولی و نرخ پس انداز نسبتاً کم دارند ، معقول است ، اما من هنوز هم آن را ناامید کننده و گمراه کننده می دانم که نیازهای بازنشستگی به جای هزینه های قبل از بازنشستگی مطابقت داشته باشد ، وقتی که دومی تنها یکی از این موارد است. دو نفر که در تعیین نیازهای شما نقش دارند.
متن کار خوبی را انجام می دهد که به معنای داشتن سهام و اوراق قرضه و آنچه می توانید در بازده از هر یک از آنها انتظار داشته باشید ، بررسی می کند. او همچنین در مورد راه های جلوگیری از از دست دادن پول سخت درآمدی خود با اطمینان از صحیح خود از فاجعه های احتمالی بحث می کند
جایی که ما تفاوت داریم
هنگامی که شما بسیار مشترک هستید ، دشوار است که با بسیاری از نکات مشاجره روبرو شوید ، اما از آنجا که من برای جمعیت دیگری می نویسم ، یعنی متخصصان با درآمد بالا با علاقه به استقلال اولیه مالی ، من واقعاً توانستم مطرح کنمبا چند
بازنشستگی زودرس خیلی زیاد نمی شود ، اما وقتی این کار را انجام داد ، این همان چیزی است که نویسنده باید بگوید:
ما ممکن است در دهه 30 تلاش کنیم خانه ای بخریم. در دهه 40 ، تمرکز ما اغلب به آموزش کالج بچه ها تغییر می کند. با این دو هدف پشت سر ما ، ممکن است در دهه 50 خود باشیم - و خیلی دیر شده است ، زیرا 10 تا 15 سال به سادگی زمان کافی برای جمع آوری پول مورد نیاز برای بازنشستگی راحت نیست. "
از آنجا که ما در طی یک دهه از نظر مالی مستقل شدیم بدون اینکه بدانیم FI چیست ، باید در آن خط آخر تماس بگیرم. توییت من در مورد موضوع:

هنگامی که چشم انداز بازنشستگی زودرس به وجود می آید ، او می گوید:
وی گفت: "هر چند وقت یکبار ، وقتی در وال استریت ژورنال بودم ، ایمیل هایی را از خوانندگان دریافت می کردم ، و به نحوه بازنشستگی آنها در دهه 40 خود افتخار می کردم. من بلافاصله می نوشتم ، و یک سؤال واحد می پرسم ، "آیا شما بچه دارید؟"جواب تقریباً همیشه "نه" بود.
در حالی که من موافقم که کودکان می توانند بازنشستگی زودهنگام را دشوارتر کنند ، آنها نباید بیش از چند سال برای شخصی که نرخ پس انداز و درآمد بالایی دارد اضافه کنند ، و حضور کودکان می تواند یک عامل انگیزشی عالی برای شما باشد که شما را بخواهیداز نظر مالی مستقل قبل از پرواز ، همکاری.
با صحبت از نرخ پس انداز ، آقای کلمنتس توصیه می کند "هزینه های ثابت" را در نیمی از دستمزد ناخالص نگه دارید. توجه داشته باشید که این شامل هزینه های اختیاری مانند سفر و سایر تجربیات یا حتی آبجو خوب نیست.
بدون وام مسکن ، من هزینه های اصلی (ثابت) ما را حدود 40،000 دلار در سال و هزینه های اختیاری ما در حدود 30،000 دلار در سال تخمین زده ام. اگر حقوق 80،000 دلاری داشته باشم ، از قانون شست وی پیروی می کنم ، احتمالاً حدود 10،000 دلار مالیات پرداخت می کنم و برای بازنشستگی چیزی پس انداز نمی کنم.
اگر درآمد خانوار معمولی 300000 دلاری را در سال دریافت کنیم (مانند اسناد در داستان 4 پزشک) ، هزینه های 150،000 دلاری را برطرف می کنید ، بیایید بگوییم هزینه های اختیاری به طور محافظه کارانه برابر با 30،000 دلار در سال و مالیات 100،000 دلاروادشما فقط 20،000 دلار در سال در بازنشستگی یا کمتر از 7 ٪ درآمد ناخالص صرفه جویی می کنید ، که تقریباً کافی نیست.
من فکر می کنم پایه و اساس پس انداز مناسب یا نرخ هزینه در پرداخت پس از مالیات معقول تر است. ما نمی توانیم بخشی را که به عمو سام می رود صرف یا ذخیره کنیم ، بنابراین آن قطعه را از معادله خارج کنیم. من کسانی را که استقلال مالی را دنبال می کنند ، تشویق می کنم تا در نیمی از پرداخت خانه خود زندگی کنند ، با استفاده از بقیه برای پرداخت بدهی یا سرمایه گذاری.
چه کسی باید در مورد پول فکر کند
بچه های شما وقتی به اندازه کافی پیر می شوند.
من فکر می کنم افرادی که از این کتاب بیشترین بهره را خواهند برد عبارتند از:
- افرادی که تازه وارد پول می شوند (شروع کار)
- کسانی که سعی در خرید خوشبختی کرده اند (اینگونه کار نمی کند)
- کسی که علاقه کمی به پول نشان نمی دهد (بنابراین آنها می توانند یاد بگیرند که چرا پول اهمیت دارد)
- هزینه ای که مشکل در زندگی چک برای چک کردن را نمی بیند
- افراد دارای بدهی که در تلاش برای ماندن یا پیشرفت هستند
این کتاب با ناگت های دانش پر شده است که به راحتی اعتقادات من را تأیید می کند ، اما ممکن است عمیقاً نحوه تفکر دیگران در مورد پول را تغییر دهد.
او با یک بازپرداخت بسته می شود و دوازده پیشنهاد را برای کسب بیشترین استفاده از پول شما ارائه می دهد. من آن را برای شما خراب نمی کنم و با لیست همه آنها سرقت نمی کنم ، اما بخشی از قسمت نهایی را شما را ترک می کنم.
"هدف این نیست که ثروتمند شویم. در عوض ، هدف این است که پول کافی برای رهبری زندگی مورد نظر خود داشته باشیم. "
من نمی توانستم خودم بهتر بگویم.
آیا نسخه ای از این کتاب را دوست دارید؟عالی! یکی را اینجا انتخاب کنید.

سلب مسئولیت: موضوع ارائه شده در این مقاله به عنوان اطلاعات کلی و برای اهداف آموزشی ارائه شده است. این جایگزین مشاوره حرفه ای نیست. بر این اساس ، قبل از اقدام ، با تیم متخصصان خود مشورت کنید.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
25 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:48