هزینه محصول

ساخت وبلاگ

بهای تمام شده محصول به کلیه هزینه هایی اطلاق می شود که شرکت برای ایجاد محصول شرکت یا ارائه خدمات به مشتریان متحمل می شود و در صورت های مالی شرکت برای دوره ای که جزء بهای تمام شده است نشان داده می شود. از کالاهایی که شرکت می فروشد.

نمونه هایی از هزینه محصول عمدتاً شامل هزینه های زیر است:

  • مواد مستقیم (DM)
  • زایمان مستقیم (DL)
  • سربار کارخانه (FOH)

طبق GAAP و IFRS، هزینه های محصول باید به عنوان موجودی در ترازنامه سرمایه گذاری شود و نباید در صورت سود و زیان هزینه شود، زیرا مخارج مربوط به این هزینه ها باعث ایجاد سود و ارزش برای دوره های آتی می شود.

فهرست مطالب

انواع هزینه های محصول

Types-of-product-Cost

شماره 1 - مواد مستقیم

به عنوان مثال، یک شرکت خودروسازی معمولاً برای ساخت خودرو به پلاستیک و فلز نیاز دارد. مقدار این منابع را می توان به راحتی شمارش کرد یا به عنوان رکورد نگه داشت. با این حال، ساخت خودرو به روان کننده هایی مانند روغن و گریس نیز نیاز دارد. با این حال، ردیابی ارزش کم گریس مورد استفاده در یک وسیله نقلیه خاص بسیار دشوار یا ناچیز است، از این رو به عنوان هزینه های غیرمستقیم نامیده می شود.

شماره 2 - کار مستقیم

کارگران مستقیم کارکنان یا نیروی کاری هستند که مستقیماً در تولید یا ساخت کالاهای نهایی از مواد خام مشارکت می کنند. هزینه های مستقیم نیروی کار هزینه های مستقیم کار هزینه های مستقیم نیروی کار به کل هزینه های متحمل شده توسط شرکت برای پرداخت دستمزد و سایر مزایای کارکنان خود در برابر وظیفه انجام شده توسط آنها گفته می شود که مستقیماً به تولید محصولات یا تهیه آنها مربوط می شود. خدماتبیشتر بخوانید حقوق، دستمزد و مزایا (مانند بیمه) که به این نیروهای کار در قبال خدمات آنها پرداخت می شود.

به عنوان مثال، کارگران یک خط مونتاژ یک کارخانه خودروسازی که فلز را جوش می دهند، پیچ را ثابت می کنند، روغن و گریس می زنند و قطعات فلزات و پلاستیک را در ماشین جمع می کنند، کارگران مستقیم هستند. با این حال، برای اینکه یک کارمند خاص به عنوان نیروی کار مستقیم طبقه بندی شود، باید مستقیماً با یک شغل خاص مرتبط باشد. به عنوان مثال، یک منشی در یک شرکت خودروسازی بزرگ باید وظایف مختلفی را در صورت لزوم و در صورت لزوم انجام دهد. بنابراین تعیین تعداد مزایای ایجاد شده توسط مونتاژ یک خودرو دشوار می شود. بنابراین کار مستقیم نیست.

شماره 3 - سربار کارخانه

  • مواد غیرمستقیم - مواد مورد استفاده در فرآیند تولید نمی توانند مستقیماً ردیابی شوند زیرا مواد اولیه مواد غیرمستقیم هستند. به عنوان مثال ، گریس ، روغن ، میله های جوشکاری ، چسب ، نوار ، مواد تمیز کننده و غیره ، همه مواد غیرمستقیم هستند. تعیین هزینه دقیق مواد غیرمستقیم اعمال شده برای یک واحد واحد از یک محصول دشوار و مقرون به صرفه نیست.
  • کار غیرمستقیم - کارگران یا کارمندان مورد نیاز برای عملکرد صاف فرآیند تولید اما مستقیماً در ایجاد یک محصول نهایی درگیر نمی شوند ، مواد غیرمستقیم هستند. به عنوان مثال ، تیم های تضمین کیفیت ، نگهبانان امنیتی ، سرپرستان و غیره ، در فرضیه تولید به عنوان کارمندان کارگری غیرمستقیم کارگری که مستقیماً در تولید کالاها یا خدمات نهایی شرکت نمی کنند ، طبقه بندی می شوند. با این حال ، آنها در تولید و تولید اکوسیستم نقش دارند. حسابداران ، منابع انسانی ، تیم های فروش و بازاریابی ، نمونه های آن هستند. نیروی بیشتری را بخوانید. هزینه های مرتبط در حقوق ، دستمزد و سایر مزایا آنها هزینه های غیرمستقیم کار در نظر گرفته می شود.
  • سربار دیگر - سربار کارخانه های سربار کارخانه ، که به آن بار کارخانه نیز گفته می شود ، کل هزینه های غیرمستقیم مربوط به تولید کالاهایی مانند حقوق تضمین کیفیت ، اجاره کارخانه ، و بیمه ساختمان کارخانه و غیره است. بالاتر از دو دسته از هزینه های کارخانه می توانند به عنوان سایر سربارهای کارخانه طبقه بندی شوند. به عنوان مثال ، هزینه های برق نمی تواند به عنوان ماده یا نیروی کار طبقه بندی شود. به همین ترتیب ، هزینه هایی مانند کارخانه و تجهیزات استهلاک ، هزینه های بیمه ، مالیات بر دارایی در محل کارخانه ، اجاره کارخانه یا درخواست های شفاهی چیدمان است که در آن حق دارایی بدون انتقال مالکیت به شخص دیگری منتقل می شود. به معنای ساده ، این به معنای دادن دارایی در استخدام یا اجاره است. شخصی که دارایی را می دهد "اجاره دهنده" است ، شخصی که دارایی را در اجاره می گیرد "مستاجر" است. بیشتر بخوانید ، هزینه برای خدمات و غیره.

فرمول

با این حال ، همیشه بهتر است این هزینه را برای هر واحد محاسبه کنید زیرا می تواند به تصمیم گیری در مورد قیمت مناسب فروش محصول نهایی کمک کند. برای تعیین این هزینه به صورت هر واحد ، این هزینه را مطابق با تعداد واحدهای تولید شده در بالا محاسبه کنید.

Product-Cost

شما می توانید از این تصویر در وب سایت ، الگوهای و غیره خود استفاده کنید ، لطفاً پیوند انتساب را در اختیار ما قرار دهید که چگونه می توان انتساب را ارائه داد؟لینک مقاله برای لینک برای مثال: منبع: هزینه محصول (Wallstreetmojo.com)

برای جلوگیری از ضرر، قیمت فروش باید برابر یا بیشتر از هزینه محصول در هر واحد باشد. اگر قیمت فروش برابر باشد، یک وضعیت سربه سر است، یعنی بدون سود یا زیان، و قیمت فروش هزینه هر واحد را پوشش می دهد. از سوی دیگر، قیمت فروش بالاتر از قیمت تمام شده هر واحد منجر به سود می شود.

نمونه هایی از هزینه محصول

مثال شماره 1 - بودجه خرید مستقیم مواد

برای ایجاد یک محصول، بودجه خرید مستقیم مواد مورد نیاز است. برای محاسبه مقدار مواد اولیه ای که برای فرآیند تولید باید خریداری شود و هزینه های مربوطه برآورد می شود، بودجه مورد نیاز است.

بیایید بگوییم Raymond's Pvt. Ltd، یک شرکت کوچک تولید پیراهن، به پارچه، نخ و دکمه نیاز دارد. ماده خام مستقیم را فقط پارچه در نظر بگیرید، در حالی که الزامات دو ماده دیگر را نمی توان مستقیماً ردیابی کرد و از این رو غیر مستقیم در نظر گرفته می شود.

این شرکت قصد دارد در هر سه ماهه سال تعداد پیراهن های زیر را تولید کند. داده های جمع آوری شده از بودجه تولید:

Product Cost Example 1

مدیریت ریموند جزئیات زیر را برای ایجاد بودجه مستقیم مواد خام خود جمع آوری می کند:

  • قیمت پارچه هر کیلو 80 دلار است. بخش تولید برای تولید یک پیراهن به 500 گرم (یا 0. 5 کیلوگرم) پارچه نیاز دارد.
  • مدیریت تصمیم می گیرد حداقل 10 درصد پارچه را برای نیازهای تولید سه ماهه بعدی ذخیره کند.
  • در ابتدای سال (اول دی ماه) ارزش افتتاحیه انبار پارچه 210 کیلو بود.
  • فرض کنید ارزش مورد نظر موجودی پایانی موجودی پایانی فرمول موجودی پایانی، ارزش کل محصولات نهایی باقی مانده در انبار را در پایان دوره حسابداری برای فروش محاسبه می کند. با کسر بهای تمام شده کالای فروخته شده از مجموع موجودی اولیه و خریدها ارزیابی می شود. ادامه مطلب در پایان سال 250 کیلو می باشد (سه ماهه چهارم)

مواد اولیه برای خرید = کل مواد اولیه مورد نیاز - موجودی مواد اولیه اولیه.

Product Cost Example 1

نکته پایانی: هزینه محصول مربوط به مواد مستقیم را می توان از طریق بودجه ای تعیین کرد که مقدار مورد نیاز مواد مستقیم مورد نیاز برای یک دوره و هزینه های مربوط به آن را برآورد می کند.

مثال شماره 2 - بودجه مستقیم نیروی کار

فرض کنید که در Raymond's Pvt. Ltd:

  • زمان مورد نیاز یک اپراتور چرخ خیاطی برای دوخت یک تکه پیراهن 0. 5 ساعت است - همچنین سایر کارگران برای بستن دکمه و اتمام کار به 0. 2 ساعت برای هر پیراهن نیاز دارند.
  • هزینه این شرکت 50 دلار در ساعت برای اپراتور ماشین و 15 دلار در ساعت برای سایر کارگران است.

نکته پایانی: بودجه نیروی کار مستقیم هزینه های مربوط به نیروی کار درگیر در فرآیند تولید را محاسبه می کند و نیروی کار مورد نیاز را به تعداد تخمین می زند. بنابراین مدیریت می تواند نیازهای استخدام را پیش بینی کند و هزینه های آن را بودجه بندی کند.

مثال شماره 3 - بودجه سربار کارخانه

Example 3

نکته پایانی: بودجه سربار کارخانه به مدیریت شرکت کمک کرد تا سربارهای متغیر و ثابت کارخانه را به طور جداگانه تخمین بزند و به تعیین مقدار پول نقد مورد نیاز برای پرداخت هزینه های سربار کمک کند.

مثال شماره 4 - بودجه

مدیریت ریموندز هزینه های آن را برای هدایت مواد، نیروی کار مستقیم و هزینه های سربار کارخانه برآورد کرده است.

مهم ترین مرحله کل فرآیند بودجه بندی، تعیین هزینه کلی و مورد انتظار محصول در هر واحد (پیراهن) است.

مدیریت شرکت تمام اجزای هزینه را با هم اضافه می کند تا به هزینه کل محصول برسد که در زیر ارائه شده است:

Example 4

نکته پایانی: بودجه بهای تمام شده محصول هزینه های کلی متحمل شده توسط واحد تجاری برای ایجاد یک محصول را به صورت دوره ای تعیین می کند. مدیریت می تواند هزینه هر واحد را با تقسیم واحدهای تخمین زده شده بر اساس بودجه تولید محاسبه کند.

با برآورد بهای تمام شده واحد، واحد تجاری می تواند قیمت فروش مناسبی را تعیین کند و از قیمت گذاری کمتر یا بیش از حد محصولات خود اجتناب کند. هم قیمت گذاری کمتر و هم قیمت گذاری بیش از حد محصول زیان هایی را برای واحد تجاری به همراه دارد.

  • Under-pricing means the entity is charging less than the product cost>تلفات.
  • Overpricing leads customers to look for substitutes>, less demand,>تلفات.

در مثال ما، به صورت فصلی، مدیریت ریموند تمام اجزای هزینه محصول، از جمله مواد مستقیم، نیروی کار مستقیم و هزینه های سربار کارخانه را تعیین می کند. با کمک این داده ها، هزینه کلی به صورت فصلی و سالانه تعیین می شود.

سپس میانگین هزینه محصول برای هر پیراهن 103 دلار با تقسیم کل هزینه محصول سالانه 2. 23 میلیون دلار بر تولید سالانه 21720 پیراهن تعیین می شود. این شرکت باید مبلغی بالاتر از 103 دلار به ازای هر تکه پیراهن خود دریافت کند.

مقالات پیشنهادی

این مقاله راهنمای قیمت محصول و تعریف آن بوده است. در اینجا به نحوه محاسبه هزینه های محصول با استفاده از فرمول و مثال های عملی آن می پردازیم. می توانید از مقالات زیر بیشتر در مورد حسابداری بیاموزید -

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:42