![System.Collections.Generic.List`1[Citywire.Website.SharedViewModels.AuthorViewModel]](https://images.citywire.co.uk/authors/duotone/arosenberg.png)
پیاده روی تصادفی در وال استریت یکی از آن کتابهایی است که نمی توانم در قفسه خود نگه دارم. هر بار که یک نسخه جدید خریداری می کنم ، شخص دیگری به من می گوید که می خواهند درباره این کل سرمایه گذاری اطلاعات بیشتری کسب کنند ، و به همین ترتیب از بین می رود. این بهترین آغازگر سرمایه گذاری است که من از آن می دانم.
این کتاب برای اولین بار در سال 1973 منتشر شد و اکنون در نسخه دوازدهمین خود ، این کتاب تنها قدرت خود را از دست داده است زیرا نویسنده برتون مالکیل خیلی درست بود ، نظریه های او بسیار قانع کننده است. توصیه های اصلی ملکیل این است که خوانندگان باید صندوق های شاخص را خریداری و نگهداری کنند. این به نظر می رسد بسیار ناخوشایند است - تا زمانی که به یاد داشته باشید که در سال 1973 ، صندوق های فهرست هنوز وجود نداشتند!
ایده اصلی مالکیل این است که بازارها قابل پیش بینی نیستند. نام این کتاب از "فرضیه پیاده روی تصادفی" ناشی می شود ، که نشان می دهد قیمت ها به طور تصادفی رفتار می کنند. اگر این درست باشد ، پس زمان یا پولی که ما برای جستجوی عملکرد بیش از حد استفاده می کنیم ، اساساً هدر می رود.
توصیه های ملکیل سالم است. اما دلیل اینکه من آن را به کسانی که در مورد سرمایه گذاری کنجکاو می شوم فقط به این دلیل نیست که فکر می کنم بیشتر آنها باید صندوق های شاخص را خریداری و نگه دارند. من می توانم خودم این توصیه را به آنها ارائه دهم ، و هیچ محقق بزرگی برای اجرای آن به طور مؤثر طول نمی کشد. به این دلیل است که ، وقتی می شنوم کسی می گوید می خواهد درباره سرمایه گذاری بیشتر بیاموزد ، این مربوط به من است. این باعث نگرانی من می شود که آنها قصد دارند تصمیمات بدی بگیرند. این باعث می شود فکر کنم که آنها در آستانه خرید چیزی احمقانه ، پیوستن به برخی از مدارهای اخیر یا تحویل پول آنها به کسی غیرقابل اعتماد هستند. و این جایی است که پروفسور ملکیل وارد می شود.
او به طور دقیق تجزیه و تحلیل اساسی ، تحلیلگران تحقیق بانکی ، مدیران صندوق های متقابل و بتا هوشمند را در بخش هایی که گاهی اوقات ، با تکیه بسیار زیاد به شواهد حکایتی ، به طور کلی توسط داده های کمی و منطق صدا پشتیبانی می شود.
اما بزرگترین انفجارهای او برای کوچکترین بازی محفوظ است. در یکی از معروف ترین معابر کتاب ، مالکیل آزمایشی را انجام می دهد که در آن دانش آموزانش سکه ها را می چرخانند و سر و دم های حاصل را به شکلی که به طرز چشمگیری شبیه نمودار قیمت سهام عادی است ، مزمن می کند و حتی به نظر می رسد که چرخه ها را نشان می دهد. "بازپرداخت:
یک نمودار یک شکاف زیبا به سمت بالا را از سر و شانه های معکوس نشان می دهد (شکل بسیار صعودی). من آن را به یکی از دوستانم که از چارتیستم پریدند نشان دادم."این شرکت چیست؟"او فریاد زد."ما باید فورا خرید کنیم. این الگو یک کلاسیک استشکی نیست که سهام در هفته آینده 15 واحد افزایش خواهد یافت. وقتی به او گفتم نمودار با ورق زدن یک سکه تهیه شده است، با مهربانی پاسخی نداد. چارتیست ها حس شوخ طبعی ندارند.
پس چرا تحلیلگران فنی هنوز در تجارت هستند؟پاسخ بدبینانه مالکیل احتمالاً در سال 1973 مرتبط تر بود، زمانی که کمیسیون به 1 دلار در هر سهم نزدیکتر بود تا صفر:
بسیار واضح است که تحت بررسی دقیق علمی، خواندن نمودار باید یک پایه مشترک با کیمیاگری داشته باشد... [اما] چارتیست ها معاملات را توصیه می کنند—تقریباً هر سیستم فنی شامل درجاتی از معاملات درون و برون است. تجارت باعث ایجاد کمیسیون می شود و کمیسیون ها رگ حیات بسیاری از کارگزاری ها هستند.
به عنوان کسی که در دهه 2010 مسئول تولید یک بخش تلویزیونی تحت حمایت پلتفرم معاملاتی روزانه بود که همیشه یک تحلیلگر فنی را نشان می داد، مخالفت با این نکته برای من سخت است.(اگرچه من اضافه می کنم که ظهور تلویزیون مالی برای تحلیلگران فنی که عملکرد آنها ذاتاً بصری است بسیار عالی بوده است... تماشای خط کشی کسی روی نمودار جالب تر از محاسبه Ebidta پیش بینی شده است.)
اما این کافی نیست که تحلیلگران فنی را احمق و نادان خطاب کنیم. آنها همچنین انحرافات جنسی هستند:
وقتی یک چارتیست سهامی را انتخاب می کند، معمولاً قبل از اینکه خود را متعهد کند، دوره ای از مشاهده و معاشقه وجود دارد، زیرا برای آن چارتیست - مانند داستان عاشقانه و تسخیر جنسی - زمان بندی ضروری است. با نفوذ سهام به آن پایه و بالاتر رفتن، هیجان رو به افزایش است. در نهایت، اگر ماجرا به خوبی پیش رفته باشد، لحظه تحقق است - کسب سود، و رهایی و درخشش پس از آن. واژگان این چارتیست دارای عباراتی از قبیل «پایین دوگانه»، «پیش رفتن»، «نقض پایین ترین سطح»، «استحکام بالا»، «بازی بزرگ»، «قله های صعود» و «اوج خرید» است. و همه اینها در زیر پرچم آن نماد بزرگ جنسیت رخ می دهد: گاو نر.
آیا مالکیل در اینجا زیاده روی کرده است؟البته. او حتی همین قدر را تصدیق می کند و می نویسد که دانشگاهیان «دوست دارند تحلیل تکنیکی را انتخاب کنند» تا حدی چون «آسان است»، اما اضافه کرد: «اگرچه ممکن است کمی ناعادلانه به نظر برسد، فقط به یاد داشته باشید که ما تلاش می کنیم پول شما را پس انداز کنیم.»
و این پول دوستانم است که وقتی این کتاب را به آنها می دهم پس انداز می کنم. نیمه دوم پیاده روی تصادفی در وال استریت پر از مشاوره عملی و نظرات شدید در مورد همه چیز از میانگین هزینه دلار گرفته تا سالیانه تا سرمایه گذاری الماس است که بیشتر آنها مطمئناً برای سرمایه گذاران تازه کار مفید است. اما آنچه من می خواهم دوستانم بیاموزند این است که چیدن سهام سخت است و کلاهبرداری آسان است (حتی - یا به ویژه - وقتی کلاهبردار در واقع به محصولی که در حال غرق شدن است اعتقاد دارد).
در صفحه اول ، مالكیل اظهار داشت كه سرمایه گذار فردی می تواند و همچنین متخصصان را انجام دهد - شاید حتی بهتر شود. یک دستور العمل نه برای هیجان بلکه برای فروتنی.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : 20
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 18:01