درست مانند توالی های ملودیک ، توالی هارمونیک زمانی اتفاق می افتد که بخشی از آکورد با همان پیشرفت آکورد ها که توسط برخی از بازه ها به بالا یا پایین منتقل می شوند ، دنبال می شوند. به عنوان مثال ، ما ممکن است با پیشرفت I-V در Major شروع کنیم و سپس این الگوی آکورد ها را به صورت دوم منتقل کنیم ، ما با پیشرفت VIIO-II به پایان می رسیم. معمولاً حرکت نسبی آکورد و صدای پیشرو آکورد نیز حفظ می شود.
در اینجا نمونه ای از یک دنباله هارمونیک وجود دارد:

تصویر از طریقآکادمی تئوری موسیقیدو نوع توالی هارمونیک وجود دارد: توالی هارمونیک نزولی و توالی هارمونیک صعودی. اگر یک توالی هارمونیک در حال نزول باشد ، این بدان معنی است که برای هر تکرار دنباله ، هارمونی ها با برخی از بازه ها نزول می شوند. در مثال بالا ، دنباله هارمونیک با نزولی پنجم مشخص می شود ، به این معنی که این الگوی از AM به DM به G به C به C و غیره منتقل می شود. هر بار ، ریشه وتر توسط یک پنجم کاهش می یابد.
اگر دنباله به جای آن با پنجم صعود شود ، ریشه وتر ممکن است از AM به EM به Bdim به F و غیره منتقل شود.
توجه کنید که فقط به این دلیل که ریشه وتر صعودی یا نزولی است ، لزوماً صحیح نیست که نت های واقعی صعودی یا نزولی هستند. هنگام نوشتن هارمونی با صدای مناسب پیشرو ، مهم است که یادداشت ها را در هر صدا در همان محدوده کلی نگه دارید و از عبور از صداها یا همپوشانی در محدوده صداها جلوگیری کنید. به همین دلیل ، ریشه وتر بسته به قوانین پیشرو صدا ممکن است صعود یا فرود بیاید.
همچنین ، توجه داشته باشید که یک توالی هارمونیک که توسط پنجم فرود می آید همان چیزی است که یک دنباله هارمونیک است که توسط چهارم صعود می کند ، و یک دنباله هارمونیک که توسط سوم صعود می کند همان چیزی است که یک دنباله هارمونیک است که توسط ششم فرود می آید.
چگونه بین این دو تمایز قائل شویم؟اول از همه ، ما همیشه سعی می کنیم توالی هارمونیک را از نظر پنجم ، سوم یا ثانیه توصیف کنیم. متداول ترین انواع توالی هارمونیک نزولی پنجم ، نزولی سوم و ثانیه های صعودی است. بنابراین ، اگر متوجه شدید که ریشه وتر توسط ششم صعود می کند ، احتمالاً باید این پیشرفت را به عنوان یک دنباله هارمونیک که توسط سوم ها نزول می کند ، تفسیر کنید. برای توالی هایی که توسط چهارم صعود یا نزولی هستند ، همان قانون را دنبال کنید.
دوم ، ما می توانیم به صداهای بالایی نگاه کنیم و متوجه شویم که آیا خط ملودیک به طور کلی صعودی است یا نزولی. اگر متوجه شویم که ملودی در درجه اول صعود است ، ممکن است ما یک دنباله هارمونیک را صعود کنیم و اگر متوجه شویم که خط ملودیک در درجه اول نزولی است ، ترجیح می دهیم توالی هارمونیک را به عنوان نزولی توصیف کنیم.
فونت ، پونته و مونت
بسته به این که پیشرفت هارمونیک صعودی ، نزولی باشد یا هیچ یک از آنها ، ما می توانیم آن را به عنوان مونت ، فونت یا پونته توصیف کنیم.
مونت ، به معنی کوه به زبان ایتالیایی ، به این معنی است که هارمونی ها در یک دنباله هارمونیک صعود می کنند. اغلب ، ملودی ها نیز به همراه ریشه وتر صعود می کنند. آهنگسازان هنگام تلاش برای ایجاد تنش و صعود به اوج یا بخش چشمگیر یک قطعه ، از پیشرفت های هارمونیک استفاده می کنند. بنابراین ، توالی هارمونیک مونت معمولاً با یک قله و افزایش در تن و تزئینات غیر وجد همراه است تا ملودی ها متراکم و پیچیده تر شوند.
یک نمونه از دنباله مونت را می توان در اولین حرکت سمفونی شماره 5 بتهوون ، در انگیزه معروف چهار نت شروع به کار کرد. این انگیزه در دنباله ای از آکورد های صعودی تکرار می شود ، هر یک از آنها یک نیمه بالاتر از حالت قبلی است. این احساس تنش و ناهماهنگی را ایجاد می کند ، زیرا آکورد ها به طور یکنواخت اما به روش های غیر منتظره حرکت می کنند.
مثال دیگری را می توان در موسیقی شوپن ، در مقدمه OP خود یافت. 28 شماره 15 ، معروف به "Prelude Raindrop". این قطعه بر اساس یک توالی مونت از آکورد است که به صورت گام به گام حرکت می کند و باعث ایجاد احساس تنش و ناهماهنگی می شود و به فضای مالیخولیایی قطعه اضافه می شود.
فونت ، به معنی چشمه یا به خوبی در ایتالیایی ، هنگامی اتفاق می افتد که هارمونی ها در یک دنباله هارمونیک پایین می آیند. با روشی مشابه با توالی های مونت ، ملودی ها معمولاً همراه با هارمونی ها فرود می آیند. معمولاً توالی های قلم به سمت وضوح به وتر تونیک حرکت می کنند و دلالت بر کاهش تنش و درام در یک قطعه دارند.
نمونه ای از دنباله فونت را می توان در اولین حرکت سمفونی شماره 40 موتزارت یافت ، جایی که دنباله نزولی پنجم باعث ایجاد احساس ثبات و وضوح می شود. موضوع اصلی سمفونی در دنباله ای از نزولی پنجم تکرار می شود و باعث ایجاد احساس اوج و وضوح می شود.
نمونه دیگری را می توان در موسیقی باخ ، در "کنسرتو شماره 3 براندنبورگ" یافت. این قطعه با یک دنباله قلم شروع می شود که احساس ثبات و وضوح ایجاد می کند ، که به فضای شاد و پر جنب و جوش قطعه می افزاید.
سرانجام ، توالی های پونته ، که ایتالیایی برای Bridge است ، تأخیر یک دنباله هارمونیک است ، جایی که پیشرفت هارمونیک نه صعودی و نزولی است. معمولاً هارمونی های پونته را در بخش غالب پیشرفت وتر می یابیم و آنها وضوح را به سمت کادس به تأخیر می اندازند. این باعث افزایش تنش در یک عبارت می شود. Harmonies Ponte از آنجا که "در حال ایستادن" بر روی لحن غالب هستند ، دچار کمبود نمی شوند.
یک نمونه از دنباله پونته را می توان در موسیقی دبوسی ، در مقدمه خود "La Fille Aux Cheveux de Lin" یافت. این قطعه بر اساس دنباله پونته از آکورد است که با صعود چهارم حرکت می کنند ، احساس تنش و ناهماهنگی ایجاد می کنند و به فضای رویایی و اثیری قطعه اضافه می شوند.
نمونه دیگری از دنباله پونته را می توان در موسیقی استراوینسکی ، در مراسم بهار خود یافت. این قطعه دارای یک دنباله پونته است که حس تنش و ناهماهنگی را ایجاد می کند ، که به فضای ابتدایی و وحشی قطعه می افزاید.
منهای
توجه به این نکته حائز اهمیت است که پیشرفت های فونت ، پونته و مونت برای اولین بار هنگام توصیف شکل یک مینوت تعریف شدند. Minuets از ساختاری پیروی می کند که از دو بخش تشکیل شده است: A-B. همچنین به عنوان "فرم سه گانه" شناخته می شود زیرا از سه قسمت تشکیل شده است ، حتی اگر به سه بخش تقسیم نشده باشد.
بخش اول ، A ، "Minuet" نامیده می شود و کلید و ملودی قطعه را ایجاد می کند. معمولاً در متر سه گانه است و دارای سرعت متوسط است.
بخش دوم ، B ، "سه گانه" نامیده می شود و تضاد با بخش اول است. این می تواند یک متر و سرعت متفاوت داشته باشد و معمولاً در یک کلید متفاوت از بخش اول قرار دارد.
بخش های Minuet و Trio معمولاً تکرار می شوند و بخش Minuet معمولاً در انتهای قطعه دوباره پخش می شود.

تصویر از طریقدوک
بسیاری از آهنگسازان از فرم سه گانه Minuet استفاده کرده اند ، حتی اگر آنها نمی نویسند Minuets ، و این فرم توسط آهنگسازانی مانند بتهوون ، باخ و موتسارت به سوناتا و سمفونی ها گسترش یافته است.
به شکل مینوت ، مونت و فونت هر دو معمولاً در وسط متضاد قطعه (بخش B) یافت می شوند. مونته معمولاً در ابتدای این بخش مورد استفاده قرار می گیرد ، زیرا این قطعه تا اوج ساخته می شود ، در حالی که معمولاً از فونت در انتهای این بخش استفاده می شود. به منظور آماده سازی برای بازپرداخت بخش A ، فونت به طور کلی به نیمی از کادمنت منتهی می شود.
انواع توالی هارمونیک
توالی هارمونیک می تواند توالی بافت کامل یا توالی الگوی خطی خطی باشد.
توالی های کامل بافت به تکرار یک ایده یا عبارت کاملاً هارمونیک و ملودیک اشاره می کنند ، اغلب در یک کلید متفاوت یا با برخی از تغییرات. به عبارت دیگر ، این تکرار یک قطعه موسیقی کامل با همان نت ها ، ریتم ها و آکورد است.
در توالی های الگوی خطی خطی ، فقط فاصله بین صداهای بیرونی یک الگوی را تشکیل می دهد. به عنوان مثال ، اگر فاصله بین صداهای بیرونی بین یک دهم و ششم متناوب باشد ، ما آن را یک الگوی خطی خطی 10-6 (لب کوتاه) می نامیم. متداول ترین الگوهای خطی خطی 10-10 ، 10-6 و 10-5 لب است.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : 33
تاريخ : پنجشنبه
9 شهريور
1402 ساعت: 0:23