درجه اهرم مالی

ساخت وبلاگ

درجه اهرم مالی را می توان به دلیل تغییر در EBIT (درآمد قبل از بهره و مالیات)، درصد تغییر در سود مشمول مالیات تعریف کرد. اهرم مالی توانایی شرکت برای افزایش سود هر سهم به عنوان اثر تغییرات EBIT با استفاده از هزینه های مالی ثابت است. انتظار شرکت با استفاده صحیح از وجوهی که با بهای تمام شده به دست آورده است، افزایش بازده سهامداران را دارد. دو نوع نتایج اهرم مالی وجود دارد (C. Paramasivan 2009, p. 86):

  • اهرم مالی سودآور (مثبت) - این نوع اهرم مطلوب است. زمانی اتفاق می افتد که هزینه ثابت وجوهی که شرکت دارایی های آن را خریداری کرده کمتر از درآمد استفاده از آن باشد. اهرم مالی مثبت را می توان مطلوب نامید.
  • اهرم مالی غیرسودآور (منفی) - این نوع اهرم با نوع اول مخالف است. هزینه های وجوه بیشتر از درآمد شرکت است. اهرم مالی منفی را می توان نامطلوب نامید.

محاسبه اهرم مالی در فرمول زیر نتیجه گیری می شود [FL=frac]

  • FL یک اهرم مالی است
  • OP EBIT (سود عملیاتی) است
  • PBT سود قبل از مالیات است

محاسبه درجه اهرم مالی در فرمول زیر نتیجه گیری می شود [DFL=frac]

  • DFL درجه اهرم مالی است
  • PCTI تغییر درصدی در درآمد مشمول مالیات است
  • CEBIT تغییر در سود قبل از بهره و مالیات است.

استفاده از اهرم مالی

نمونه های کمی از استفاده از اهرم مالی وجود دارد (C. Paramasivan 2009, p. 88):

  • اهرم مالی ابزار مهمی در تجزیه و تحلیل نسبت بین هزینه های ثابت و کل سرمایه است.
  • می توان از اهرم مالی در انتخاب ساختار سرمایه استفاده کرد که تصمیمات مالی مثبت را ارائه می کند.

بازار می تواند با تجزیه و تحلیل تغییرات در اهرم مالی، اطلاعاتی در مورد نتایج اقتصادی جمع آوری کند. این اطلاعات به طور بالقوه بیشتر از اطلاعاتی است که ما می توانیم تنها از درآمد دریافت کنیم. افزایش اهرم مالی نشانه بدتر شدن وضعیت بازار است. و از طرف دیگر، کاهش اهرم مالی نشانه بهبود عملکرد در بازار است. تغییر در اهرم مالی به طور منفی با بازده سهام تعدیل شده با ریسک ارتباط دارد تا زمانی که بازار عملکرد آن را در قیمت سهام تجزیه و تحلیل کند. این بدان معناست که تغییرات در اهرم مالی دارای ارزش مرتبط هستند (V. Dimitrov 2006, p. 6).

افزایش اهرم مالی در ادغام

گاهی اوقات شرکت های ادغام اهرم مالی خود را افزایش داده اند. دو دلیل احتمالی این وضعیت وجود دارد. اولین مورد با افزایش ظرفیت بدهی در ارتباط است. دوم بدهی است که شرکت ها قبل از ادغام از آن استفاده نکرده اند (A. Ghosh 2000 ص 1-5).

  1. نظریه ظرفیت بدهی - ظرفیت بدهی تحت تأثیر اندازه شرکت است. اهرم مالی در بنگاه های بزرگتر نسبتاً بیشتر است. ناشی از این واقعیت است که خطر پیش فرض شرکتهای بیشتر کمتر است. ظرفیت بدهی را می توان با استفاده از اهرم مالی شرکتهای همسان و اندازه اندازه گیری کرد. با استفاده از ارزش بازار به عنوان نرخ اندازه ، این شرکت ها با اندازه مشترک شرکت هدف (موردی که توسط ادغام ایجاد می شود) و شرکت های ادغام مطابقت دارند. نرخ ارزش بازار از یک سال قبل از ادغام گرفته می شود. اگر ظرفیت بدهی با اندازه بنگاهها ارتباط مثبت داشته باشد ، اهرم مالی شرکتهای همسان طی سالها قبل از ادغام بیشتر از شرکت ها است.
  2. تئوری ظرفیت بدهی بلااستفاده - یک یا هر دو شرکت ادغام می توانند ظرفیت بدهی بلااستفاده ای را که از سالها قبل از ادغام حاصل می شود ، داشته باشند. با استفاده از ظرفیت بدهی بلااستفاده ، می توان اهرم مالی را افزایش داد و از افزایش ظرفیت بدهی امکان پذیر است. برای تجزیه و تحلیل اینکه آیا افزایش اهرم مالی ناشی از ظرفیت بدهی استفاده نشده است ، اعمال اهرم های هدف و دستیابی به شرکتها به طور جداگانه با اندازه نزدیک و نبوغ همسان مقایسه می شود. سپس ظرفیت بدهی به طور جداگانه برای سالها قبل از ادغام برای شرکت های هدف و هدف تخمین می زند. پس از آن ، اهرم مالی با ارزش واقعی با لپهای معیار مقایسه می شود. اگر واقعی کمتر از معیار باشد ، می توانیم فرض کنیم که اهرم پیروی از ادغام حداقل تا حدی در نتیجه ظرفیت بدهی استفاده نشده از گذشته افزایش می یابد.

تأثیر بر سرمایه گذاری

اهرم های مالی در سرمایه گذاری و مطابق با ریسک تجاری تأثیر گذاشته است. این امر ناشی از آن است که بر میزان مؤثر سرمایه گذاری برگشت ناپذیر تأثیر می گذارد. سرمایه گذاری ها را می توان با اهرم تأمین کرد. هنگامی که این اتفاق می افتد ، ارزش مؤثر سرمایه با اتصال با پس انداز مالیاتی تأمین مالی بدهی برای زمان سرمایه گذاری کاهش می یابد. در آن زمان بدون سرمایه گذاری ، شرکت مجبور است بدهی را بازپرداخت کند (طبق توافق نامه بدهی). بنابراین ، شرکت پس انداز مالیاتی مرتبط با تأمین مالی بدهی سرمایه گذاری عجیب و غریب را واگذار می کند. قیمت فروش مجدد پایین تر از خرید است و هر دو این قیمت باید با ارزش یکسان پس انداز مالیاتی سازگار شوند. به همین دلیل نسبت آنها به عنوان نتیجه تأمین بدهی افزایش می یابد (A. K. Ozdagli 2012 ، ص 5).

نمونه هایی از میزان اهرم مالی

  • اهرم عملیاتی - اهرم عملیاتی میزان هزینه های عملیاتی ثابت است (هزینه هایی که به طور مستقیم با تعداد واحدهای تولید شده مرتبط نیستند) که یک تجارت نسبت به هزینه های عملیاتی متغیر آن (هزینه هایی که مستقیماً به تعداد واحدهای تولید شده مربوط می شود) دارد. به طور کلی ، شغلی که دارای هزینه های عملیاتی ثابت بالا و هزینه های متغیر پایین باشد ، اهرم عملیاتی بالایی خواهد داشت. به عنوان مثال ، شغلی که ویجت ها را تولید می کند و هزینه های ثابت بالایی از قبیل هزینه یک کارخانه دارد ، اما هزینه های متغیر کم مانند هزینه مواد اولیه برای ابزارک ها ، اهرم عملیاتی بالایی خواهد داشت.
  • اهرم مالی - اهرم مالی استفاده از سرمایه وام گرفته شده برای افزایش بازده احتمالی یک سرمایه گذاری است. با گرفتن نسبت بدهی کل به کل دارایی ها محاسبه می شود. به عنوان مثال ، شرکتی که 10 میلیون دلار کل دارایی و 5 میلیون دلار در کل بدهی دارد ، نسبت اهرم مالی 0. 5 را دارد ، این بدان معنی است که این شرکت از 50 ٪ اهرم استفاده می کند. اگر بازده سرمایه گذاری بیشتر از هزینه وام گرفتن باشد ، این اهرم می تواند سودمند باشد ، اما اگر بازده برای تأمین هزینه بدهی کافی نباشد ، می تواند خطرناک باشد.

مزایای درجه اهرم مالی

  • میزان اهرم مالی می تواند مزایای قابل توجهی را برای یک شرکت فراهم کند. در مرحله اول ، به یک شرکت اجازه می دهد تا با استفاده از وجوه با هزینه ثابت ، درآمد خود را برای هر سهم سهام افزایش دهد. این می تواند منجر به افزایش بازده سهامداران شود. ثانیا ، به یک شرکت اجازه می دهد تا ظرفیت بدهی خود را افزایش دهد ، که به نوبه خود می تواند قدرت وام خود را افزایش داده و آن را قادر به تأمین مالی پروژه های بزرگتر کند که ممکن است بازده بالاتری ایجاد کند. ثالثاً ، می تواند یک سپر مالیاتی ایجاد کند ، زیرا برخی از پرداخت های بدهی بدهی کسر مالیات است. سرانجام ، این می تواند به افزایش ارزش بازار سهام یک شرکت کمک کند ، زیرا ممکن است سرمایه گذاران این شرکت را به عنوان قدرت مالی بیشتر درک کنند.

محدودیت درجه اهرم مالی

محدودیت درجه اهرم مالی شامل موارد زیر است:

  • خطر ورشکستگی - اگر درآمد شرکت برای تأمین هزینه های مالی ثابت کافی نباشد ، ممکن است این شرکت ورشکسته شود.
  • افزایش نوسانات درآمد - از آنجا که هزینه های مالی ثابت یکسان است ، هرگونه تغییر در درآمد عملیاتی شرکت تأثیر بیشتری بر سود مشمول مالیات شرکت خواهد داشت.
  • وابستگی به بدهی - شرکتی که دارای درجه بالایی از اهرم مالی است ، به بدهی بستگی دارد و اگر نتواند تعهدات بدهی خود را ارائه دهد ، ممکن است در معرض خطر پیش فرض باشد.
  • ریسک نرخ بهره - شرکت هایی که سطح بالایی از اهرم مالی دارند بیشتر در معرض نوسانات نرخ بهره قرار دارند ، زیرا بیشتر به وام گرفتن با نرخ ثابت وابسته هستند.
  • تأثیر بر ارزش گذاری شرکت - میزان اهرم مالی می تواند در ارزیابی شرکت تأثیر بگذارد ، زیرا این امر بر سود شرکت در هر سهم تأثیر می گذارد.
  • فشار بر روی جریان نقدی - سطح بالای اهرم مالی می تواند بر جریان نقدی یک شرکت فشار بیاورد ، زیرا باید به تعهدات بدهی خود پرداخت کند.

سایر رویکردهای مربوط به میزان اهرم مالی

  • نسبت بدهی: این اندازه گیری از اهرم مالی یک شرکت است که با تقسیم کل بدهی های آن توسط کل دارایی های آن محاسبه می شود.
  • نسبت سود تایمز: این یک اندازه از توانایی یک شرکت در پرداخت هزینه های بهره خود به بدهی های معوقه است. این با تقسیم درآمد یک شرکت قبل از بهره و مالیات با هزینه های بهره آن محاسبه می شود.
  • نسبت پوشش بهره: این اندازه گیری توانایی یک شرکت در پرداخت تعهدات بهره خود است. این با تقسیم درآمد یک شرکت قبل از بهره و مالیات با هزینه های بهره آن محاسبه می شود.
  • نسبت بدهی به سهام: این اندازه گیری از اهرم مالی یک شرکت است که با تقسیم کل بدهی های آن توسط کل سهام خود محاسبه می شود.

به طور خلاصه ، سایر رویکردهای مربوط به میزان اهرم مالی شامل نسبت بدهی ، نسبت سود به دست آمده ، نسبت پوشش بهره و نسبت بدهی به برابر است. این اقدامات بینش در مورد توانایی یک شرکت در پرداخت تعهدات بدهی و اهرم مالی کلی آن را ارائه می دهد.

منابع

  • Dimitrov ، V. ، & Jain ، P. C. (2006). اهمیت ارزش تغییرات در اهرم مالی. مرکز تحقیقات Whitecomb در خدمات مالی ، 2006.
  • Ghosh ، A. ، & Jain ، P. C. (2000). تغییرات اهرم مالی مرتبط با ادغام شرکت ها. مجله امور مالی شرکت ، 6 (4) ، 377-402.
  • Kim ، E. H. ، Lewellen ، W. G. ، & McConnell ، J. J. (1979). مشتری های مالی Leveregae: نظریه و شواهد. مجله اقتصاد مالی ، 7 (1) ، 83-109.
  • Ozdagli ، A. K. (2012). اهرم مالی ، سرمایه گذاری شرکت ها و بازده سهام. بررسی مطالعات مالی ، 25 (4) ، 1033-1069.
  • Paramasivan ، C. ، & Subramanian ، T. (2009). مدیریت مالی . New Age Inteational (P) محدود 2009.

نویسنده: Maciej Soczówka

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : 31 تاريخ : پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 13:08