ورود دائر ycl المعارف. هرینگ تمرین مراقبت از گروه های رومینگ دام در یک منطقه بزرگ است.
زیست شناسی ، جغرافیا ، جغرافیای انسانی ، مطالعات اجتماعی ، تاریخ جهان
هرینگ تمرین مراقبت از گروه های رومینگ دام در یک منطقه بزرگ است. هرینگ حدود 10،000 سال پیش توسعه یافت ، زیرا شکارچیان ماقبل تاریخ حیوانات وحشی مانند گوسفند و بز را اهلی کردند. شکارچیان دریافتند که با کنترل حیواناتی که آنها یک بار دنبال می کردند ، می توانند منابع قابل اعتماد گوشت ، شیر و محصولات شیر داشته باشند و برای چادرها و لباس ها پنهان شوند.
بسیاری از حیوانات به طور طبیعی در گروه هایی به نام گله ها زندگی می کنند و با هم سفر می کنند. به عنوان مثال ، بز ، گوسفند و للاماها در گله ها به عنوان نوعی محافظت زندگی می کنند. آنها از یک چمنزار حاصلخیز به دیگری بدون جهت سازمان یافته حرکت می کنند.
شکارچیانی مانند شیرها ، گرگ ها و کویوت ها خطرات عمده ای را برای گله های خانگی ایجاد می کنند. گلها به طور سنتی از حیوانات محافظت می کنند. گله ها همچنین گله را در کنار هم نگه می دارند و آن را به سمت حاصلخیزترین مرتع هدایت می کنند.
گله ها اغلب در نوع خاصی از دام ها تخصص دارند. به عنوان مثال چوپان گله و تمایل به گله گوسفند دارند. Geatherds تمایل به بز و خوک ها به خوک ها و گرگ ها دارند.
گله دارانی که تمایل به گاو داشتند ، زمانی گله گاو نامیده می شدند. بیشتر گله های گاو اکنون به عنوان گاوچران شناخته می شوند. در استرالیا و نیوزیلند ، گاوچران ها Jackaroos و Jillaroos نامیده می شوند. در آمریکای لاتین ، آنها به عنوان واکروس شناخته می شوند.
گلها اغلب از سگهای گله دار برای کمک به آنها در تمایل گله خود استفاده می کنند. سگهای گله دار برای پاسخ به سوت یا دستورات دیگر گلها پرورش داده شده اند. آنها گله ای از گوسفند ، بز یا گاو را در کنار هم نگه می دارند. سگهای گله دار ، مانند Kelpies و Koolies ، همچنین می توانند گله ها را از طریق زمین های خطرناک راهنمایی کنند. سگهای گله دار چنان ماهر و کارآمد هستند که اغلب در مسابقات شرکت می کنند. در این مسابقات ، به نام Trials ، سگ های گله دار حیوانات را از طریق یک سری نرده ها و دروازه ها به دور محوطه حرکت می دهند.
سگهای بزرگتر اغلب توسط گلها به عنوان سگهای نگهبان دام استفاده می شوند. این سگها مانند پیرنه های بزرگ برای محافظت از گله ها ، معمولاً گوسفند و بز ، از شکارچیانی مانند گرگ و کویوت پرورش داده شده اند. در آفریقا ، سگهای سرپرست دام مانند آناتولی ها از گله های خانگی از شیرها و یوزپلنگ محافظت می کنند.
هرینگ اغلب در مناطق گذار اتفاق می افتد ، جایی که زمین برای کشاورزی فشرده به اندازه کافی حاصلخیز نیست. حیوانات می توانند در علوفه این چمنزارها زندگی کنند ، در حالی که مردم نمی توانند.
گله عشایری
انواع مختلفی از گله ها وجود دارد. یکی از باستانی ترین اشکال گله دار ، گله عشایری است. گله های عشایری در گروه های کوچک قبیله ای یا گسترده خانوادگی پرسه می زنند و پایگاه خانگی ندارند. عشایر در بخش های خشک و نیمه خشک آفریقا ، آسیا و اروپا و در مناطق تندرا آسیا و اروپا زندگی می کنند.
در آفریقا ، گاوهای گله ، بز ، بز ، گوسفند و شتر. در Tundra ، آنها معمولاً گوزن شمالی اهلی می شوند. حیوانات دیگر که توسط گله های عشایری اداره می شوند شامل اسب ها ، مشک اکسن و یاک هستند. برای بسیاری از عشایر ، گله های آنها گوشت ، شیر و برای استفاده خودشان و همچنین تجارت را پنهان می کنند.
گله های عشایری گاهی اوقات نوعی کشاورزی معیشت محسوب می شود. در واقع نیست. کشاورزان معیشت بیشتر برای خانواده و اجتماع فوری خود رشد و برداشت می کنند. برخلاف کشاورزان معیشت ، گلها به طور سنتی دستمزد هستند: آنها مواد گله های خود را برای کالاها و خدمات می فروشند ، یا حیوانات دیگران را با هزینه ای گله می کنند. غالباً ، این تجارت بخشی از اقتصاد غیررسمی است - که توسط دولت یک منطقه به حساب نمی آید. در آفریقا ، سازمان ملل متحد تخمین می زند که گله داران هر سال مسئولیت بیش از 100 میلیون دلار فعالیت اقتصادی را بر عهده دارند.
مردم فولانی نیجریه مدتهاست که گله های عشایری بوده اند. آنها با گاوهای خود از یک منطقه چرا به منطقه دیگر حرکت می کنند. گاو از اسکراب و چمنزارها در زمین مناسب برای کشاورزی تغذیه می شود. فولانی برای شیر به گاوها متکی است ، اما به ندرت حیوانات را برای گوشت ذبح می کند.
گله های عشایری به عنوان یک روش زندگی به دلیل بلایای طبیعی مانند خشکسالی ، از بین رفتن منطقه زمین به دلیل توسعه و تخریب و فشار دولت ها برای رهبری یک موجود مستقر در حال کاهش است.
گلهای نیمه نوادمی
گله داران نیمه عشایری زندگی مستقر تری نسبت به عشایر دارند ، اما هنوز هم برای مدت طولانی گله های خود را دنبال می کنند. به عنوان مثال ، میلیون ها مغولستان هزاران سال است که گله های نیمه عشایری بوده اند. آنها به طور سنتی گوسفند گله ، بز ، اسبها و شترهای باکتری. امروز ، حدود یک چهارم از جمعیت مغولستان همچنان به زندگی یک شیوه زندگی نیمه عشایری ادامه می دهد.
گله های نیمه عشایری می توانند با تهاجم همراه باشند. رهبر مغول ، چنگیز خان تقریباً تمام آسیا را با متحد کردن قبایل مختلف عشایری و نیمه عشایری در دهه 1200 فتح کرد. آشنایی آنها با آهنگ های وسیع زمین و زندگی در شرایط پراکنده برای مدت طولانی ، این گلها را به طور ایده آل برای حرکت در زمین های متنوع مناسب می کند.
سامی گله داران نیمه عشایری بومی قطب شمال هستند. آنها در سراسر شمال نروژ ، سوئد ، فنلاند و در شبه جزیره کولا روسیه زندگی می کنند. برای قرن ها ، سامی گوزن شمالی را به عنوان وسیله اصلی معیشت ، که توسط ماهیگیری و به دام انداختن تکمیل شده است ، گله دار کرده اند.
توسعه ، گله داران نیمه عشایری را برای حفظ شیوه زندگی سنتی خود دشوار کرده است. به عنوان مثال ، مرزهای ایالتی و ملی ، سرزمین سنتی سامی را تقسیم کرده اند. صنایعی مانند چوب و معدن باعث کاهش زمین چرا شده است. امروز ، برخی از قوانین برای محافظت از سامی و حقوق آنها برای استفاده از زمین وجود دارد ، اما درگیری ها هنوز هم وجود دارد.
فراش
نوع دیگری از گله ها Transhumance نامیده می شود. گله های Transhumance از یک الگوی مهاجرت فصلی پیروی می کنند ، که معمولاً در تابستان به ارتفاعات خنک و دشت های گرمتر در زمستان حرکت می کنند. بر خلاف عشایر ، این گلها بین همان دو مکان حرکت می کنند ، جایی که دارای شهرک های دائمی هستند.
Transhumance تأثیر عظیمی در چشم انداز داشته است. به عنوان مثال ، در کوه های آلپ اروپا ، هزاران سال transhumance جنگل های کوهپایه را به مراتع آلپ تبدیل کرده است. گله های سوئیسی و آلمانی به طور سنتی گوسفند ، گاو و خوک را به مراتع در ارتفاعات بالاتر از 2000 متر (6562 فوت) هدایت می کردند.
Transhumance در آلپ در واقع شامل سه زمینه گله دار بود. کف دهکده ، در پایین ترین ارتفاع ، جایی بود که دام ها در ماه های سرد و برفی زمستان پناه می گرفتند. گله های شپ گله ها را در طول بهار به مراتع میانه سوق دادند. در طول تابستان و پاییز ، گله های شپ گوسفند و گاوها را به مراتع کوهستانی بالا سوق دادند ، در حالی که خوک ها در منطقه میانه می ماندند.
Transhumance هنوز هم به طور گسترده در جوامع کشاورزی در سوئیس ، آلمان ، اتریش ، ایتالیا و اسلوونی انجام می شود.
سوارکاران کیرغیز آسیای میانه برای مهاجرت بین مناطق شرقی افغانستان ، غرب چین و تاجیکستان جنوبی با گله های بز ، یاک و شتر خود حرکت می کردند. آنها زمستان های خود را در دره های پایین چین یا تاجیکستان می گذراندند و در تابستان به سمت چمنزارهای کوهستانی کوهستانی حرکت می کردند.
هنگامی که چین مرزهای خود را به مسافران محدود کرد ، گله های Transhumance Kirghiz توانایی تابستان را در دره های کوهستانی چینی از دست دادند. در حالی که برخی از Kirghiz در مناطق دیگر در زندگی بی تحرک مستقر شده اند ، یک گروه کوچک هنوز هم سبک زندگی سنتی خود را در کریدور دورافتاده و سخت واخان افغانستان حفظ می کنند.
زباله
امروزه بیشتر گله های دام بزرگ در مقیاس بزرگ در Ranches زندگی می کنند. دامن زدن شامل پرورش دام در یک قطعه بزرگ و بزرگ از زمین است. رانش ها در استرالیا و نیوزیلند ، غرب ایالات متحده ، آرژانتین و برزیل رایج است. رانندگان به روشی که گله های عشایری یا transhumance انجام می دهند ، مهاجرت نمی کنند.
با این حال ، در بیشتر دهه 1800 ، دامداران در ایالات متحده گاو و گوسفند خود را شل کردند تا به عنوان گله ها پرسه بزنند. بیشتر زمین های چرا متعلق به دولت بود ، نه دامداران فردی. این به اصطلاح "محدوده باز" بود. دو بار در سال ، Cowboys گاوها را برای برندسازی (در بهار) و برای جمع آوری برای فروش (در پاییز) جمع می کند. گردآشتگی ها هنوز بخشی از فرهنگ رانش هستند ، اما دام اکنون در زمین های خصوصی پرسه می زند.
گله و استفاده از زمین
گلها نقشه های پیچیده ای از منطقه را که گله های آنها چرند است ، حفظ می کنند. این نقشه ها شامل الگوهای آب و هوایی فصلی است. مشارکت یا درگیری با سایر گلها ، رانندگان یا مالکان زمین. و کیفیت خاکگله داران می توانند منابع عالی برای داده های مربوط به باروری کشاورزی یک منطقه باشند.
دانش وسیع گلها با فشار برای مطابقت با جامعه مدرن تهدید می شود. اقامت دائم به اعضای یک جامعه اجازه می دهد تا به آموزش و مراقبت های بهداشتی دسترسی داشته باشند. همچنین در زندگی حرفه ای و شخصی خود انتخاب بیشتری را به اعضا می دهد.
با این حال ، ساختار اجتماعی پیچیده جوامع گله دار از بین می رود زیرا آنها در فرهنگ اصلی جذب می شوند. زبان و آداب و رسوم منحصر به فرد منسوخ می شوند و در زندگی شهری یا حومه شهر مستقر نمی شوند.
به عنوان مثال ، مردم بادیه ای شبه جزیره عربستان و خاورمیانه تقریباً کاملاً نیمه عشایری و مستقر هستند. پیش از قرن بیستم ، بدوئین ها بیشتر عشایر ، گوسفند و بز بودند. مجموعه ای از خشکسالی در دهه 1960 در سراسر مناطق باروری محدود باروری. تولید نفت در مصر و عربستان سعودی زمین محدود دیگری برای چرای موجود است.
از همه مهمتر ، با این حال ، بدوئین ها به دنبال استاندارد زندگی بهتر بودند. مدارس ، امکانات مراقبت های بهداشتی ، اجرای قانون و فرصت های اجتماعی معمولاً در مناطق مستقر از طریق شیوه زندگی گله دار بیشتر است.
گله های چوپان خوب نمادهای سنتی برای بسیاری از سنت های مذهبی هستند.
خداوند ، در سنت های یهودی ، مسیحی و مسلمان ، به عنوان چوپان خوب گفته می شود. این مذاهب از فرهنگ گله دار در لوانت ، جایی که چوپان های خوب درک می شدند که گله های خود را ایمن و متحد نگه دارند ، رشد کردند.
یکی از آواتارهای کریشنا ، یک خدای مهم هندو ، گوویندا است. Govinda یک گاوچران ، اشغال سنتی یک جوان است. گوویندا یکی از جوانترین تجسم کریشنا است که با عشق و باروری همراه است.
گله گاو یک مثل سنتی بودایی ذن است. در آن ، مسیر روشنگری معنوی با جستجوی گلها برای گاوهای گمشده او مقایسه می شود.
گله گله ها همه گروه های حیوانات گله نیستند. در اینجا نام گروه برخی از حیوانات که مرتباً گله می شوند وجود دارد.
- یک قایق اردک
- یک دسته از غازها
- گله گوسفند
- اوباش گاو (استرالیا)
این کار ، خوک برخلاف عزیزم داستانی ، خوک های واقعی حیوانات گله دار نیستند! با این حال ، دستورات استفاده شده در فیلم واقع بینانه است. در اینجا موارد دیگری وجود دارد:
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : 30 تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1402 ساعت: 17:57