چگونه قدرت توده ها بازار را هدایت می کند

ساخت وبلاگ

Barclay Palmer یک مدیر خلاق با 10+ سال ایجاد یا مدیریت برنامه نویسی ممتاز و مارک ها/مشاغل در سیستم عامل های مختلف است.

Chip Stapleton یک دارنده مجوز سری 7 و سری 66 ، دارنده امتحان CFA سطح 1 است و در حال حاضر دارای مجوز زندگی ، تصادف و بهداشت در ایندیانا است. وی 8 سال تجربه در امور مالی ، از برنامه ریزی مالی و مدیریت ثروت گرفته تا امور مالی شرکت ها و FP& A دارد.

ملودی کازل یک بررسی کننده واقعیت برای سرمایه گذاری است. او برای مقاله مجله غیر داستانی خود "لاک پشت های مقدس" در فینالیست در بخش 10 امتیاز عالی منطقه SPJ بود. او علاوه بر کار خود به عنوان نویسنده و ویراستار ، برای پروژه Borgen کارآموزی کرد و در آنجا از مهارت های خود برای جلب توجه به فقر جهانی استفاده کرد.

مبارزات مداوم بازار سهام داخلی بین گاوها و خرس ها همان چیزی است که تظاهرات بازار را هدایت می کند و باعث کاهش بازار می شود. صرف نظر از سبک تجزیه و تحلیل یا سیستم به کار گرفته شده توسط بازرگانان ، یکی از اهداف اصلی تلاش های تجاری آنها درک میزان کنترل در هر زمان معین و پیش بینی اینکه چه کسی باید قدرت را در آینده نزدیک به دور داشته باشد ، درک می کند.

متأسفانه ، تمایل طبیعی معامله گران برای پیروی از جمعیت اغلب در راه دیدن این موضوع به وضوح می شود. در اینجا ما نگاهی خواهیم انداخت که چگونه روانشناسی بازار و امور مالی رفتاری بازارهای گاو نر و خرس را به صورت گسترده سوق می دهد.

غذای اصلی

  • در حالی که سرمایه گذاران انفرادی به طور معمول دوست دارند خود را به عنوان تصمیمات مستقل و عینی فکر کنند ، آنها اغلب در هوی و هوس پنهان روانشناسی گسترده تر بازار قرار دارند.
  • رفتار جمعیت در بازارها قرن ها شناخته شده است ، با حباب های دارایی های مختلف مانند لاله های معروف هلندی که به قدرت توده ها نسبت داده می شود.
  • رفتار گله دار می تواند باعث ایجاد راهپیمایی های بزرگ و بی اساس در بازار و فروش های فروش شود که اغلب فاقد پشتیبانی اساسی برای توجیه عملکرد قیمت هستند.

جنون جمعیت

یکی از راه های مشاهده بازار به عنوان جمعیتی بی نظم از افرادی است که تنها هدف مشترک آنها مشخص کردن روحیه آینده اقتصاد - یا تعادل قدرت بین خوش بیگاه ها (گاوها) و بدبین ها (خرس ها) است و از این طریق بازده هایی را به درستی ایجاد می کنند. تصمیم معاملاتی که امروز گرفته شده است که در آینده پرداخت می شود.

با این حال ، این مهم است که درک کنیم که جمعیت از افراد مختلفی تشکیل شده است ، هر کدام مستعد به احساسات رقابت و متناقض هستند. خوش بینی و بدبینی ، امید و ترس - همه این احساسات می توانند در یک سرمایه گذار در زمان های مختلف یا در چندین سرمایه گذار یا گروه همزمان وجود داشته باشند. در هر تصمیم معاملاتی ، هدف اصلی این است که از این خرد احساسات استفاده کنیم و از این طریق روانشناسی جمعیت بازار را ارزیابی کنیم.

کتاب مشهور سال 1852 چارلز مکی ، "توهمات فوق العاده محبوب و جنون جمعیت" ، شاید اغلب در بحث های پدیده های بازار ذکر شده باشد ، از لاله لاند در هلند قرن هفدهم تا بیشتر هر حباب از آن زمان. داستان یک آشنا است: یک بازار ماندگار گاو نر در برخی کالاها ، ارزها یا حقوق صاحبان سهام باعث می شود که عموم مردم باور کنند که این روند نمی تواند پایان یابد. چنین تفکر خوش بینانه باعث می شود که مردم در دستیابی به شیء شیدایی خود را بیش از حد بیش از حد کنند ، در حالی که وام دهندگان برای تغذیه آتش سوزی بر روی یکدیگر سقوط می کنند.

سرانجام ، ترس در سرمایه گذاران بوجود می آید زیرا آنها شروع به فکر می کنند که بازار به همان اندازه که در ابتدا فرض می کردند قوی نیست. به ناچار ، بازار به خودی خود فرو می ریزد زیرا این ترس به فروش وحشت تبدیل می شود و یک مارپیچ شرور ایجاد می کند که بازار را به نقطه ای پایین تر از قبل از شروع شیدایی می رساند و احتمالاً سالها طول می کشد تا بهبود یابد.

درک رفتار گله

کلید این پدیده های گسترده در ماهیت گله دار جمعیت نهفته است: روشی که مجموعه ای از افراد معمولاً آرام و منطقی را می توان از چنین احساسی غافلگیر کرد وقتی که به نظر می رسد همسالان خود به شکلی خاص جهانی رفتار می کنند. کسانی که رفتار انسان را مطالعه می کنند ، بارها دریافتند که ترس از دست دادن فرصتی برای سود ، یک انگیزه ماندگارتر از ترس از دست دادن پس انداز زندگی است. در سطح اساسی خود ، این ترس از کنار گذاشتن یا عدم موفقیت در زمانی که دوستان ، بستگان و همسایگان شما به قتل می رسند ، قدرت قریب به اتفاق جمعیت را هدایت می کند.

از نظر طبیعت ، انسانها همچنین می خواهند بخشی از جامعه ای از افراد با هنجارهای مشترک فرهنگی و اقتصادی اقتصادی باشند. با این وجود ، مردم هنوز هم فردیت خود را گرامی می دارند و مسئولیت رفاه خود را به عهده می گیرند. سرمایه گذاران گهگاه می توانند به دنبال گله ، چه از طریق خرید در بالای راهپیمایی بازار و چه از طریق کشتی در یک بازار ، از کشتی استفاده کنند. امور مالی رفتاری این رفتار را به تمایل طبیعی بشر به تأثیرگذاری تحت تأثیر تأثیرات اجتماعی که باعث ترس از تنها بودن یا ترس از دست رفتن می شود ، نسبت می دهد.

یکی دیگر از نیروهای انگیزشی در پشت رفتار جمعیت ، تمایل ما به جستجوی رهبری در قالب تعادل نظر جمعیت است (همانطور که فکر می کنیم اکثریت باید درست باشد) یا به شکل چند فرد کلیدی که به نظر می رسد در حال رانندگی جمعیت هستندرفتار با توجه به توانایی غیرقانونی آنها در پیش بینی آینده. در مواقع عدم اطمینان (و چه چیزی نامشخص تر از بسیاری از انتخاب هایی است که در جهان تجارت با ما روبرو هستند؟) ، ما به دنبال رهبران قوی هستیم تا رفتار خود را راهنمایی کرده و نمونه هایی را برای پیگیری ارائه دهیم. گورو بازار به ظاهر همه جانبه فقط یک نمونه از نوع فردی است که قصد دارد به عنوان یک رهبر آگاه از جمعیت بایستد ، اما نمای او اولین کسی است که وقتی جزر و مدی از شیدایی می چرخد ، فرو می رود.

اگر روانشناسی بازار بسیار خوش بین یا بدبین باشد و چگونگی تغییر این روندها با گذشت زمان ، سرمایه گذاران می توانند به شاخص های احساسات بازار برای سنجش مراجعه کنند.

گزینه ها ، گزینه ها ، گزینه ها

با توجه به قدرت قریب به اتفاق جمعیت و تمایل به ادامه روند برای مدت طولانی بر اساس این قدرت ، معامله گر فردی منطقی با یک معضل روبرو می شود: آیا آنها از قدرت انبوهی از تجاوز پیروی می کنند یا به طرز متقاطع اعتصاب می کنند. با این فرض که تصمیمات به خوبی تجزیه و تحلیل آنها بر جنون اطراف پیروز خواهد شد؟راه حل این مشکل در واقع بسیار ساده است: وقتی نظر خود را با تجزیه و تحلیل شما جیب می کند و ضررهای شما را کاهش می دهد و وقتی جمعیت در مقابل شما قرار می گیرند ، از جمعیت پیروی کنید! هم به دنبال جمعیت و هم از آنجا که چالش های منحصر به فرد خود را ارائه می دهند.

خطرات پیروی از جمعیت

کلید موفقیت در موفقیت در تجارت ، توسعه یک سیستم مستقل و مستقل است که ویژگی های مثبت تجزیه و تحلیل دانش آموزان ، غیر عاطفی ، منطقی و اجرای بسیار منضبط را نشان می دهد. این انتخاب به تمایل منحصر به فرد معامله گر برای نمودار و تجزیه و تحلیل فنی بستگی دارد. اگر واقعیت بازار با اصول سیستم معامله گر جیب کند ، یک حرفه موفق و سودآور متولد می شود (حداقل برای لحظه ای).

بنابراین وضعیت ایده آل برای هر معامله گر همان تراز زیبایی است که وقتی جمعیت بازار و سیستم انتخابی انتخاب شده برای ایجاد سودآوری روبرو می شوند. این زمانی است که به نظر می رسد عموم مردم سیستم تحلیل شما را تأیید می کنند و احتمالاً همان وضعیتی است که بالاترین سود شما در کوتاه مدت به دست می آید. با این حال ، این همچنین بالقوه ویران کننده ترین وضعیت در میان مدت تا بلند مدت است زیرا معامله گر فردی می تواند با تأیید تجزیه و تحلیل آنها ، به یک احساس امنیت کاذب تبدیل شود. معامله گر پس از آن به طور ظریف و غیرقابل برگشت به پیوستن به جمعیت ، از سیستم فردی خود دور می شود و اعتبار بیشتری را به تصمیمات دیگران می بخشد.

به ناچار زمانی وجود خواهد داشت که رفتار جمعیت از جهت پیشنهادی سیستم تحلیلی معامله گر جدا شود ، و این زمان دقیقی است که معامله گر باید ترمزها را برپا کرده و از موقعیت خود خارج شود. این همچنین دشوارترین زمان برای خروج از یک موقعیت برنده است ، زیرا حدس زدن سیگنال که دریافت می کند بسیار آسان است و فقط برای سودآوری کمی بیشتر است. همانطور که همیشه اتفاق می افتد ، ولگردی از سیستم شخص ممکن است برای مدتی مثمر ثمر باشد ، اما در دراز مدت ، همیشه رویکرد فردی ، انضباطی و تحلیلی است که از پایبندی کور به اطرافیان پیروز خواهد شد.

رفتن در مقابل جمعیت و بیرون رفتن

بهترین تصمیمات یک معامله گر هنگامی اتخاذ می شود که آنها یک برنامه کتبی داشته باشند که دقیقاً تحت چه شرایطی تجارت وارد و خارج شود. این شرایط ممکن است خیلی خوب توسط جمعیت هدایت شود ، یا ممکن است بدون در نظر گرفتن مسیری که جمعیت در آن حرکت می کند رخ دهد. و مواقعی وجود خواهد داشت که سیستم معامله گر سیگنالی را صادر می کند که دقیقاً بر خلاف جهت حرکت جمعیت است. این وضعیت دوم است که یک معامله گر باید بسیار محتاط باشد.

به یک معنا ، جمعیت در کوتاه مدت هرگز اشتباه نمی کنند. انجام احتیاط لازم ، یا فکر کردن مانند یک متضاد ، یک استراتژی بسیار بهتر از تسلیم شدن در ذهنیت لمینگ است ، به ویژه هنگامی که به نظر می رسد غرور غیر منطقی بازار را درگیر کرده است. خوش بینی شدید اغلب با تاپ های بازار همزمان است و بدبینی شدید در پایین بازار کاملاً آشکار است. نکته بارز این است که این افراط و تفریط بازار فقط پس از واقعیت قابل شناسایی است. به عبارت دیگر ، با وضوح که فقط با عقب نشینی همراه است.

سرمایه گذاران زرنگ و دانا می دانند که زمان فروش زمانی است که قیمت ها بسیار بالاتر از آنچه که اصول آن نشان می دهد است و زمان خرید زمانی است که قیمت ها بسیار پایین تر از آنچه که از نظر منطقی ضروری است باشد. خوش بینی شدید باید در یک رگ نزولی مشاهده شود و بدبینی شدید باید به عنوان صعودی تلقی شود ، که بر خلاف نحوه فکر جمعیت است.

هنگامی که جمعیت در مسیری حرکت می کنند که خلاف آنچه سیستم معامله گر حفظ می کند ، بهترین تصمیم معامله گر این است که بیرون بیایند! به عبارت دیگر ، معامله گر باید سود خود را بدست آورد یا ضرر و زیان را تحقق بخشد و در حاشیه منتظر بماند تا زمانی که سیگنال مثبت بار دیگر توسط سیستم صادر شود. بهتر است مقدار مشخصی از سود بالقوه را از دست بدهیم تا از دست دادن هر مقدار از اصل درآمدهای سخت.

ما نمی توانیم همه چیز را کنترل کنیم

اگرچه این یک ضرورت است ، اما دقت کافی نمی تواند شما را از همه چیز نجات دهد. مطالعات نشان داده اند که سرمایه گذاران بیشتر تحت تأثیر وقایع جاری قرار دارند-اخبار بازاریابی ، رویدادهای سیاسی ، درآمد و غیره-و سرمایه گذاری بلند مدت و اصول اقتصادی را نادیده می گیرند. علاوه بر این ، اگر حرکتی از یک جهت شروع شود ، تمایل دارد با گذشت زمان و حرکت سرمایه گذاران بیشتری را انتخاب کند.

تأثیر چنین رفتارهای شبیه لمینگ در سالهای اخیر به دلیل فراوانی اخبار مالی ، اقتصادی و سایر اخبار که باعث ایجاد حساسیت سرمایه گذاران محتاطانه می شود ، در سالهای اخیر بدتر شده است. این گسترش رسانه های مالی به ناچار بر روانشناسی سرمایه گذار تأثیر می گذارد و لیمو را به دنیا می آورد.

روانشناسی جمعی و رفتار گله دار برای بازارها به چه معنی است؟

هنگامی که مردم از قدرت حرص و آز یا ترس که در یک بازار شایع می شود ، غلبه می کنند ، بیش از حد واکنش می تواند اتفاق بیفتد که قیمت ها را تحریف می کند. از طرف حرص و آز ، حباب دارایی می تواند فراتر از اصول باشد. از نظر اندازه ترس ، فروش ها می توانند طولانی شوند و قیمت های آن را به خوبی در زیر جایی که باید باشد ، کاهش دهند.

چگونه می توان از قربانی شدن جنون جمعیت جلوگیری کرد؟

بهترین راه تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری است که مبتنی بر معیارهای صدا ، عینی است و اجازه نمی دهد احساسات به دست بگیرند. راه دیگر اتخاذ یک استراتژی متضاد است ، به موجب آن شما وقتی دیگران در حال وحشت هستند خریداری می کنید. در پایان روز ، طبیعت انسانی است که بخشی از جمعیت باشد و بنابراین مقاومت در برابر اصرار برای انحراف از برنامه خود دشوار است. سرمایه گذاری های منفعل و roboadvisors روشهای خوبی برای دور نگه داشتن دستان خود از سرمایه گذاری های خود فراهم می کنند.

آیا روانشناسی جمعیت در بازارها چیز جدیدی است؟

نه. "جنون جمعیت" در بازارها قرن هاست که به عقب برگشته است ، همانطور که توسط بسیاری از حباب های سوداگرانه و مانیاهای بازار مشاهده شده در طول تاریخ مشهود است.

خط پایین

به یاد داشته باشید ، این احساس که از یک فرصت مطمئن برای سود گم شده اید ، روانی ترین تلاش و خطرناک ترین وضعیتی است که احتمالاً در حرفه تجارت خود با آن روبرو خواهید شد. در واقع ، احساس فرصت های از دست رفته مالیات بیشتر از تحقق ضرر است - اگر از مسیر انتخابی خود دور شوید ، یک اتفاق اجتناب ناپذیر است. این شاید پارادوکس نهایی تجارت باشد ، که غریزه و تمایل انسانی ما و تمایل ما برای جابجایی با جمعیت نیز وضعیتی است که بسیاری از معامله گران فردی را به ویرانی مالی سوق داده است. هرگز با قدرت جمعیت مبارزه نکنید ، بلکه همیشه از نحوه ارتباط تصمیمات فردی شما با قدرت اطرافیان خود آگاه باشید.

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : 33 تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1402 ساعت: 21:35