
از آنجا که دولت ایالات متحده به دنبال راه هایی برای تأمین بودجه بدهی و کسری تورم و هزینه های به ظاهر فزاینده است ، یک ناهنجاری گیج کننده وجود دارد. سرمایه گذاران به بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده اند ، اما در مقایسه با شمش طلا ، نرخ مالیات ترجیحی را برای سود بلند مدت دریافت می کنند. این معنی ندارد اگر ، همانطور که طرفداران آن دوست دارند بگویند ، بیت کوین "طلای دیجیتال" است.
در سال 2019 ، سرویس درآمد داخلی (IRS) اعلامیه 2014-21 را منتشر کرد ، که ارزهای رمزنگاری را به عنوان "دارایی" برای اهداف مالیاتی توصیف می کند. در همین حال ، شمش طلا و صندوق های معامله شده با مبادله معادل (ETF) به عنوان "کلکسیون" ، مانند سکه ها ، سنگهای قیمتی ، جواهرات ، هنر ، تمبر ، اسباب بازی ، کتابهای طنز ، کارتهای ورزشی و غیره رفتار می شوند.
دارایی ها به طور کلی تا زمان فروش مشمول مالیات نمی شوند ، هنگامی که یک سرمایه گذار "سود یا ضرر" را تحقق می بخشد. اگر بیت کوین یا طلا در یک پنجره 12 ماه خریداری و فروخته شود ، درآمد حاصل از آن به عنوان درآمد عادی با حداکثر 28 درصد مالیات می شود.
اما اگر بیت کوین بیش از 12 ماه برگزار شود ، هرگونه سود حاصل از فروش با نرخ سود سرمایه بلند مدت مورد نظر ، حداکثر 20 درصد مالیات می شود. با این حال ، شمش طلای بیش از 12 ماه که در آن برگزار می شود ، حداکثر 28 درصد مالیات می گیرد.
پیامدهای درآمد این اولویت مالیاتی برای بیت کوین در صورتی که زیاد نباشد قابل توجه است. اگر IRS با بیت کوین مانند طلا رفتار کند ، میلیارد ها دلار درآمد مالیاتی حاصل می شود. ارزش ارزهای رمزپایه در سطح جهان از هیچ چیز تا بیش از 3 تریلیون دلار در یک دهه قارچ نشده است. بخشی از این دستاوردهای گسترده توسط سرمایه گذاران ایالات متحده مشمول نوعی مالیات بالاتر خواهد بود.
با افزایش تورم و افزایش قیمت ها ، اشتهای سرمایه گذاران برای بیت کوین و طلا احتمالاً رشد می کند. از آنجا که افزایش تقاضا برای بیت کوین باعث افزایش ارزش آن می شود ، پیامدهای درآمد مالیاتی در درمان متفاوت از طلا نیز افزایش می یابد.
دلیل منطقی برای IRS به نفع بیت کوین چیست؟
اگر طلا و بیت کوین در واقع ارزهای جایگزین باشند ، سیاست مالیاتی فعلی ما غیر منطقی است. این معنی بیشتر از سیاستی نیست که سود خود را از تجارت یورو روشن تر از سود حاصل از معاملات ین مالیات می دهد.
برای بهتر یا بدتر ، کد مالیاتی یک لکه دار است که دولت برای تأثیرگذاری بر رفتار از آن استفاده می کند. معمولاً اگر دولت چیزی را به عنوان یک کالای عمومی بداند و بخواهد از آن طرفداری کند ، درمان مالیاتی مطلوب وجود دارد. به عنوان مثال ، سیاست مالیاتی با داشتن کسر بهره وام مسکن خانگی ، مالکیت خانه را به نفع خود می کند.
با این وجود هیچ دلیل صحیحی برای سیاست های عمومی از طریق مالیات وجود ندارد تا به نفع سرمایه گذاری در بیت کوین و ارزهای رمزنگاری شود ، که تمایل به سوداگرانه دارند ، بیش از طلا ، که یک اقدام آزمایش شده در زمان و ذخیره سازی ارزش است.
دلیل منطقی مالیات بر طلا و کلکسیون با نرخ بالاتر از سود سرمایه در املاک مانند بیت کوین این است که "کلکسیون ها بیشتر متعلق به ثروتمندان بوده و از آن مجموعه ها نه انگیزه نوآوری و نه تحریک رشد اقتصادی دارند."اگر این کار را انجام داد ، این دلیل دیگر دیگر معنی ندارد. صرف نظر از این ، این استدلال به همان اندازه در مورد بیت کوین اعمال می شود.
ثروتمندان از بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده به عنوان انبارهای ارزشمند استفاده می کنند درست همانطور که طلا انجام می دهند
میلیاردرهایی مانند الون مسک و مارک کوبا آشکارا از منابع خود در ارزهای رمزپایه حمایت می کنند. آنها فقط برخی از کسانی هستند که با حمایت خود به عموم رفته اند. ده نفر تقریباً 6 درصد از کلیت بیت کوین را در خود جای داده اند. اینها به عنوان "نهنگ" شناخته می شوند.
بنابراین بیت کوین و ارزهای رمزنگاری شده ، انبارهای ثروت برای ثروتمندان هستند ، به روشی مشابه طلا.
بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری کننده از طلا پربارتر نیستند
در حالی که از نظر فنی نوآورانه است ، مشخص نیست که بیت کوین رشد اقتصادی را در مقایسه با سایر مصارف تولیدی تحریک می کند یا خیر. در مقابل ، صنعت معدن (فیزیکی) به طور کلی ، منحصر به فرد از کارگران نفت و گاز ، 182. 900 در ایالات متحده استخدام می کند. اینها مشاغل واقعی با مزایای اقتصادی واقعی برای جامعه هستند.
با یک حساب ، 4 درصد از آمریکایی ها به دلیل افزایش ارزهای رمزنگاری شده ، شغل خود را ترک کرده اند. برای آنها خوب است ، اما آیا این چیزی است که ما واقعاً به عنوان یک جامعه می خواهیم؟
اندازه گیری تأثیر تولیدی بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده کمتر مشخص است زیرا آنها توسط افراد "استخراج شده" یا به صورت دیجیتالی کشف نشده اند. از 21 میلیون بیت کوین موجود ، 18. 7 میلیون یا 89 درصد ، قبلاً استخراج شده اند ، بنابراین حتی اگر افزایش اقتصادی از معدن بیت کوین وجود داشته باشد ، در تئوری بسیار زمانی است.
سیاست مالیاتی باید بیت کوین را از بین ببرد و حباب را از بین ببرد
درعوض ، سیاست مالیاتی باید بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده را از بین ببرد و نه به نفع آنها.
نظارت بر طلا آسانتر ، مالیات و تنظیم ، نسبتاً صحبت می کند. این دستگاه نمی تواند بدون تشخیص از طریق یک ردیاب فلزی عبور کند و یا کاملاً از احتمال وجود کیسه تصادفی یا بازرسی بار جلوگیری کند.
بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده ، که می توانند در یک انگشت شست ذخیره شوند ، سایه دار و گریزان تر هستند و می توانند برای فرار از طلبکاران و امکان امکان شرکتهای جنایتکار ، مانند کسانی که در قاچاق جنسی و پولشویی درگیر هستند ، استفاده شود. در حالی که طرفداران حریم خصوصی ممکن است این را مورد ستایش قرار دهند ، با هزینه زیادی همراه است.
علاوه بر این ، بازار رمزنگاری چند هزار دلاری به طور فزاینده ای یک خطر سیستمی برای اقتصاد جهانی است. هرچه بزرگتر شود ، بقیه اقتصاد جهانی به آن اعطا می شود. یک قطره ناگهانی که آینه شهاب سنگ بیت کوین را نشان می دهد ، دارایی های دیگری را نیز از جمله مسکن و بورس سهام پایین می آورد ، زیرا سرمایه گذاران رمزنگاری مجبور هستند برای تأمین خسارات خود ، منابع غیر کریپتو خود را بفروشند.
انرژی و تأثیرات محیطی Cryptocurrency نیز گسترده است."معدن" دیجیتال تا حدی که شبکه های برق را فشار می دهند ، بسیار پر انرژی است و بنابراین منبع نگرانی زیست محیطی است. عملیات استخراج رمزنگاری ، با یک تخمین ، انرژی بیشتری نسبت به کل کشور آرژانتین مصرف می کند. سیاست مالیاتی باید این را از بین ببرد.
رفع ناهنجاری مالیاتی
مالیات بر ارزهای رمزپایه باید با طلا و کلکسیون ها مطابقت داشته باشد. کنگره می تواند این کار را از طریق قانون انجام دهد ، یا IRS می تواند به سادگی یک اخطار و حکم اصلاح شده در مورد درمان مالیاتی بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری صادر کند.
همانطور که گفته قدیمی می گوید ، "اگر می خواهید مانند یک خانم رفتار کنید ، مانند یک رفتار کنید."از نظر مالیاتی ، این می تواند به این صورت ترجمه شود: اگر بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده به عنوان "طلا دیجیتال" ارزش داشته باشند ، آنها باید مانند آنها واقعاً طلای مالیات شوند.
چاد بیس وکیل و وکیل دادگستری نیروی دریایی است. وی مشاور دادستان کل جف جلسه و دادستان-مشاور در آژانس امنیت ملی بود. وی دارای موقعیت های سهام در Barrick Gold (Gold) ، Kinross Gold (KGC) و Sibanye Stillwater (SBSW) است. او هیچ بیت کوین یا سایر ارزهای رمزنگاری را در خود جای نمی دهد. نظرات بیان شده در این مقاله خود اوست و نه نظرات وزارت دفاع یا نیروی دریایی.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : 34 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1402 ساعت: 12:21