فرضیه تأمین مالی غیر متمرکز (DEFI) این است که سیستم مالی استاندارد را می توان با استفاده از فناوری مبتنی بر blockchain از ابتدا بازسازی کرد. ایده این نیست که مؤسسات موجود را بهبود بخشیم ، بلکه جایگزین کردن بوروکراسی کافکاسک و فرآیندهای ناکارآمد با قراردادهای هوشمند و توکنومیک است. منبع: Consensys
این نمودار مفید نشان می دهد که چگونه Defi یک "آینه" از فضای مالی سنتی ایجاد می کند. بعداً در این قطعه شش نمونه خاص از این تحول و پیامدهای آنها را بررسی خواهیم کرد. اما در ابتدا ، بیایید منطقی را برای DEFI بررسی کنیم و این سیستم جایگزین که در چند سال گذشته ظاهر شده است.
تاریخچه مختصری از پروتکل های رمزنگاری
کاغذ سفید معروف Satoshi Nakamoto که بیت کوین را راه اندازی کرد ، مقاله ای در مورد چگونگی بهبود شبکه های پرداخت است. به عبارت دیگر ، داستان اصلی کل انقلاب blockchain یک پروژه برای بهتر کار کردن سیستم مالی در سطح اساسی است.
شبکه بیت کوین محدود به بهبود نحوه انجام پرداخت است. تغییرات بعدی در کد اصلی بیت کوین آن را به کارهای دیگری مانند ذخیره سازی (SIA) یا شبکه های اجتماعی (Steemit) بازگرداند.
با این حال ، تغییر مرحله تکاملی با ایجاد شبکه اتریوم ، که به عنوان یک پروتکل چند منظوره طراحی شده بود ، به وجود آمد. از جمله موارد دیگر ، کاربران Ethereum می توانند هر نوع انتقال ارزش را با استفاده از قراردادهای هوشمند (توابع قابل برنامه ریزی تعبیه شده در نرم افزار) و نشانه ها (واحدهای قابل تعویض ارزش) انجام دهند.
مشهورترین نمونه یک نشانه ، بیت کوین است ، اما نشانه های موجود در قلمرو Web3 دارای گزارش بسیار گسترده تری هستند و به گواهینامه های سهامدار نزدیکتر هستند ، به این دلیل که می توانند به دارنده حقوق مدیریت و همچنین پاداش های مالی را مجاز کنند.
چرا جایگزین مالی سنتی؟
"عدم تمرکز" مفهوم اصلی Defi است. در حالی که پیچیده تر از دیدگاه اصلی Satoshi است ، هدف هدایت توسعه دهندگان Defi امروز همان چیزی است که پشت کاغذ سفید بیت کوین اصلی او است.
موسسات مالی سنتی متمرکز هستند ، به این ترتیب که کلیه مشتریان باید از طریق یک بانک یا مبادله ای معامله کنند ، که این معاملات را تأیید و تسهیل می کند و به عنوان متولی برای دارایی عمل می کند. در یک شبکه غیرمتمرکز ، معاملات شخص به شخص (P2P) هستند و دارایی ها به صورت تکه تکه شده در چندین رایانه یا گره ها که توسط افراد خصوصی اجاره داده می شود ، برگزار می شود.
عدم وجود واسطه به معنای: 1) هزینه کمتر 2) سرعت سریعتر. این سیستم همچنین قابل اطمینان تر است زیرا (در تئوری) پتانسیل خطای انسانی را از بین می برد و در این سرویس ها نسبت به همه باز است.
ظهور dapps
قراردادهای هوشمند توسعه یافته برای blockchain که فرآیندهای خاص را تسهیل می کند ، به عنوان برنامه های غیر متمرکز (DAPP) شناخته می شوند. DEFI DAPPS نقشه های اصلی یک بانک را نقشه می کند: پرداخت ، پس انداز ، وام و تجارت.
Escrow نمونه ای از یک عملکرد بانکی سنتی است که می تواند به راحتی به عنوان DAPP در جهان Defi تکرار و تقویت شود.
در هنگام ارائه پرداخت پیش پرداخت برای یک سرویس ، رویکرد سنتی به شخص ثالث (مانند eBay) نیاز دارد تا به وجوه خود ادامه دهد و تصمیم بگیرد که چه موقع آنها را آزاد کند. این امر به بوروکراسی و هزینه نیاز دارد و همچنین درهای خطای انسانی را باز می کند. eBay همچنین قدرت امتناع از معاملات و مسدود کردن کاربران از این سیستم عامل را دارد.
در یک سناریوی سپرده گذاری "بی اعتماد" ، معامله کاملاً توسط یک قرارداد هوشمند واسطه می شود ، که در صورت برآورده شدن شرایط توافق شده ، وجوه را آزاد می کند.
یک مجموعه گسترده از DAPPS برای تأمین نیازهای مالی جامعه Defi به صورت ارگانیک در حال ظهور است. در حالی که از بسیاری از اشکالات امور مالی سنتی جلوگیری می کند ، در مراحل اولیه قرار دارد و همچنین خطرات خاص خود را به همراه دارد.
خطرات Defi
Defi دنیایی بدون واسطه یا حداقل با واسطه های کمتری است. در اینجا جاذبه و خطر آن نهفته است. از آنجا که این جهان همچنین بدون مقررات تعیین شده است ، مکانی بسیار خطرناک تر از امور مالی سنتی برای کاربران ناخوشایند است. مقایسه با غرب وحشی یک کلیشه فرسوده اما به دست آمده است.
وضعیت عمدتاً کنترل نشده Defi آن را به یک زمین بازی برای هنرمندان کلاهبرداری تبدیل می کند. کاربران در صورت تقلب هیچگونه مراجعه رسمی ندارند و تغییر ناپذیری معاملات مبتنی بر blockchain به این معنی است که بیشتر ضررها غیرقابل برگشت هستند. حتی بدون کلاهبرداری ، قراردادهای هوشمند توسط انسان کدگذاری می شوند و خطای انسانی هرگز به طور کامل از بین نمی رود.
از آنجا که این فناوری به طور معمول توسط کارشناسان متخصصان ساخته می شود ، تجربه کاربر معمولاً در امور مالی جریان اصلی بدتر است. برتری آدپرس زودرس به این معنی است که این سیستم در درجه اول برای بازیگران پیشرفته ای که با پیچیدگی های آن آشنا هستند طراحی شده است و باعث می شود تا آن را برای کاربران معمولی کمتر مهمان بخش کند.
با این حال ، بازگشت به استعاره غرب وحشی ، این نشانگر تکامل مرحله اولیه به جای یک سیستم اساسی ناقص یا غیرقابل کار است. زمان و درد لازم است تا از وضعیت کاملاً بالغ خود استفاده کنید ، اما مرز به آرامی به سمت غرب حرکت می کند.
به جای تمرکز بر کمبودهای آن ، ارزش این را دارد که آنچه را که Defi در وجود نسبتاً کوتاه خود به دست آورده است ، تأمل کند. در مجموع 100 میلیارد دلار بودجه در حال حاضر در پروتکل های DEFI موجود است ، در مقایسه با 100 میلیون دلار در سال 2017.
منبع: پالس Defi
(برخی) شرکت هایی که آینده را می سازند
برای به دست آوردن این حس که در آن به کجا هدایت می شود ، بیایید به جزئیات بیشتری در برخی از شرکت هایی که مرحله بعدی Defi را می سازند ، نگاهی بیندازیم. این ترکیبی از شرکتهای بهتر شناخته شده و کمتر شناخته شده است و نوک کوه یخ از نظر سرمایه گذاری های جالب توجه است. برای یک بررسی جامع تر در مورد عملکرد Defi ، ما کتاب Defi و آینده مالی را توصیه می کنیم ، که به عنوان مقاله نیز موجود است.
ادمکشی
نشانه ها به Web3 هستند که سلول های خونی بدن انسان است و Metamask کیف پول برای مدیریت نشانه ها است. یکی از کیف پول های پیشرو برای کاربران شبکه اتریوم ، فقط در یک سال از 500K به 10 میلیون کاربر افزایش یافته است.
یکی از مواردی که در مورد فیلم MetaMask متوجه خواهید شد این است که روی "پرداخت" متمرکز نیست. در عوض ، این نشان دهنده برخی از دامنه پتانسیل وب 3 (استقلال ، حریم خصوصی ، مالکیت) است. کیف پول های رمزنگاری نه تنها به عنوان وسیله ای کاربردی برای ذخیره رمزنگاری ، بلکه به عنوان وسیله ای برای کاوش و بهره برداری در اینترنت جدید با خیال راحت در نظر گرفته شده اند.
کلمه "کیف پول" تا حدودی گمراه کننده است ، زیرا نشانه ها بیش از پول هستند. خود کیف پول نه تنها یک مخزن بلکه یک پورتال است. پسوند مرورگر Metamask به عنوان پلی بین مرورگرهای عادی و شبکه اتریوم عمل می کند. این بدان معنی است که می توانید مانند Google Play ، Dapps of the Ethereum blockchain را کشف کنید ، و آن را برای کسانی که تازه وارد رمزنگاری می شوند ، مفید می کند.
ترکیب
وام و وام گرفتن عملکرد اصلی یک بانک است. نقش آن به عنوان تخصیص سرمایه نقش اصلی آن در اقتصاد است. برای وجود یک سیستم مالی مناسب و بومی در blockchain ، باید وسیله ای برای وام گرفتن و وام های وام ایجاد شود.
ترکیب یکی از پیشگامان مفهوم استخر نقدینگی است که باعث رونق Defi در سال 2020 می شود. این کار به طور مشابه با یک بانک عمل می کند ، به این ترتیب کسانی که یک ارز رمزنگاری را واریز می کنند ، به همان سکه علاقه دریافت می کنند.
این متفاوت است که علاقه توسط یک نهاد مرکزی "تعیین نشده" نیست بلکه توسط الگوریتم های عرضه و تقاضا تعیین می شود. مکانیک وام نیز متفاوت است. وام دهندگان معادل توکن به ارزش سپرده خود را دریافت می کنند ، که می توانند پس گرفته شوند و معامله شوند. آنها همچنین می توانند سکه های دیگر را با استفاده از سپرده خود به عنوان وثیقه قرض دهند. هم وام دهندگان و هم وام گیرندگان ، نشانه های بومی را دریافت می کنند ، که به آنها این امکان را می دهد که در حاکمیت نهاد مرکب شرکت کنند.
Compound یک پیشگام Defi است که ارزش آن را از نزدیک دنبال می کند.
قابل استفاده
در حال حاضر همه با نشانه های غیرقانونی (یا حداقل اصطلاح NFT) آشنا هستند. همانطور که با رونق Dotcom ، سوال مهم این نیست که چه مدت دوام خواهد داشت بلکه بخش هایی از آن دوام خواهد داشت. اگر هیچ چیز دیگری نباشد ، شوق NFT توجه سرمایه گذاران و توسعه دهندگان را به تقاضای سازندگان برای وسیله ای برای کسب درآمد از کار خود به روشی غیرمتمرکز (با "نرخ گرفتن بالاتر") متمرکز کرده است.
Rarible یک بازار در blockchain Ethereum است که به سازندگان این امکان را می دهد تا خلاقیت های خود را به شکل رمزنگاری صادر و بفروشند. مدل NFT نه تنها واسطه ها را کاهش می دهد بلکه کمبود دنیای فیزیکی را نیز بازآفرینی می کند و از قدرت کد برای اجرای حقوق مالکیت معنوی استفاده می کند.
بازار قابل قبول نه تنها هنر را به فروش می رساند ، بلکه ممتاز و زمین مجازی نیز می فروشد. و مانند اکثر DAPP ها ، این نیز نشانه حاکمیت خود را صادر می کند. این امر به صاحبان این نشانه ها نه تنها بر نحوه ساخت این پلتفرم تأثیر می گذارد ، بلکه سازندگان متوسط و کارهای هنری را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.
جنبه مالکیت توکن تفاوت اساسی بین Web2 و Web3 است: کاربران منبع درآمد برای شرکت نیستند ، بلکه این شرکت هستند. همانطور که وبلاگ نویس Eshita در مقاله اخیر خلاصه شده است: وب 1. 0 = خواندن ، وب 2. 0 = بخوانید + بنویسید ، وب 3. 0 = بخوانید + بنویسید + خود را بنویسید.
بهمن
در حالی که Ethereum از نظر دارایی ها رهبر مسلم در قلمرو DEFI (به عنوان مقدار کل قفل شده یا TVL گفته می شود) باقی مانده است ، پروتکل های رقیب دائماً در حال ایجاد هستند ، با ورود کنندگان قابل توجه مانند Solana با هدف گرفتن تاج. هیئت منصفه هنوز در مورد اینکه آیا Web3 آینده همه در یک نوع blockchain (مانند Ethereum) خواهد بود یا اینکه آیا زنجیرهای چندگانه با همزیستی در خدمت توابع و جوامع مختلف هستند ، وجود دارد.
بهمن قصد دارد با تمرکز خاصی روی Defi ، یک بستر قرارداد هوشمند برتر از اتریوم ایجاد کند. این تمرکز بر یکی از نقاط ضعف اصلی اتریوم است که از دست دادن سرعتی است که یک شبکه هنگام محبوبیت تجربه می کند.
رویکرد جدید آنها منجر به سرعت 4500 تراکنش در ثانیه در هر ارسال و زمان تکمیل 3 ثانیه می شود. این با 7 تراکنش در ثانیه در شبکه بیت کوین و 1 ساعت برای تکمیل مقایسه می شود. در امور مالی، جایی که مردم بیش از هر چیز به سرعت و قابلیت اطمینان نیاز دارند و به آن نیاز دارند، این امر به طور بالقوه می تواند در نبرد برای DeFi پیشرو باشد.
Nexus Mutual
همانطور که در بالا ذکر شد، دنیای DeFi خطرات اساسی خود را دارد. جدا از ترفندهای خوب اعتماد به نفس قدیمی، نگران کننده ترین ریسک مربوط به قراردادهای هوشمند است که کل فرضیه کارایی، قابلیت اطمینان و برتری DeFi به آن بستگی دارد.
البته با مفهوم قدیمی بیمه می توان این موضوع را کاهش داد. Nexus Mutual پوششی خاص برای ریسک قرارداد هوشمند، هم در صورت خطای انسانی (یعنی اشکالات در کد) و هم در صورت رفتار مخرب (هک، کلاهبرداری) ارائه می کند. این شرکت قصد دارد در آینده پوشش خود را برای پوشش کیف پول های رمزنگاری و حتی خطرات استاندارد مانند زلزله گسترش دهد.
نه تنها این، بلکه - همانطور که تا به حال انتظار دارید - همچنین هدف آن تمرکززدایی مجدد خود بیمه است. کاغذ سفید توضیح می دهد که بیمه در ابتدا یک مدل مبتنی بر جامعه قبل از تبدیل شدن به یک مدل متخاصم بود، و فناوری مبتنی بر بلاک چین می تواند برای بازگرداندن اخلاق اصلی با استفاده از قراردادهای هوشمند برای جایگزینی غول های تثبیت شده استفاده شود.
سرم
در نهایت به معامله می رسیم. در حالی که پلتفرم هایی مانند Coinbase وجود دارند که برای تجارت ارزهای رمزپایه ساخته شده اند، اما این پلتفرم ها به طور دقیق «DeFi» نیستند زیرا سازمان های متمرکز هستند.
از سوی دیگر، صرافی غیرمتمرکز یا DEX، این ساختار متمرکز را با کد جایگزین می کند. Uniswap مشهورترین DEX است (مقاله ما را در اینجا در مورد DAOs برای یک نمایه ببینید) به این دلیل که از نظر عملکرد با هزینه های سربار بسیار کمتر به Coinbase رسیده است.
سرم یک DEX رقیب است که بر روی بلاک چین Solana ساخته شده است، که مانند بسیاری از جایگزین های اتریوم، برای کار سریعتر طراحی شده است. این امر به سرم امکان می دهد تا مبادله را بر اساس دفترچه سفارش (مانند کوین بیس) اجرا کند، به جای اینکه مجبور شود به مفهوم خلاقانه اما بالقوه کمتر پایدار AMM (بازارساز خودکار) که Uniswap مبتنی بر آن است، متوسل شود.
کلمات پایانی
تحقیق در مورد DeFi می تواند یک تجارت دشوار باشد، زیرا این بخش در یک وضعیت دائمی از تحولات اولیه است. حتی بازیگران اصلی هم نمی دانند چه خبر است و اصطلاحات هنوز در حال ایجاد است.
به جای تمرکز روی جزئیات ، که به بهترین وجه برای توسعه دهندگان باقی مانده است ، می توان در نظر گرفتن پیامدهای طولانی مدت مالی که به طور فزاینده ای به مؤسسات سنتی وابسته تر می شوند ، مفیدتر باشد.
به غیر از چربی زدن چرخ های اقتصاد - به عنوان مثال ، تأمین وام یا ارسال بودجه ، کارآفرینان را آسان تر می کند - ممکن است تغییرات اساسی تر به ماهیت خود اقتصاد باشد.
بازی نهایی انتقال عدم تمرکز فردی با قدرت بیشتری است که توانایی ارتباط آن با گروه های مشابه و قدرت معنوی و مالی کل را دارد.
در حالی که مؤسسات مستقر در سمت خود بی تحرکی دارند ، این ترکیب از نوآوری گردن و اشتیاق مالکیت نباید دست کم گرفته شود. همانطور که دون کورلئون پاسینو درباره مبارزان شورشی در Godfather 2 می گوید ، "آنها می توانند پیروز شوند".< SPAN> به جای تمرکز روی جزئیات ، که به بهترین وجه برای توسعه دهندگان باقی مانده است ، می توان در نظر گرفتن پیامدهای طولانی مدت امور مالی به طور فزاینده ای به مؤسسات سنتی وابسته تر شد.