قفسه کتاب

ساخت وبلاگ

قفسه کتاب NCBI. خدمات کتابخانه ملی پزشکی ، انستیتوی ملی بهداشت.

statpearls [اینترنت]. جزیره گنج (FL): انتشارات Statpearls ؛2023 ژانویه-.

Cover of StatPearls

statpearls [اینترنت].

جزیره گنج (FL): انتشارات Statpearls ؛2023 ژانویه-.

آناتومی ، شانه و اندام فوقانی ، مفصل گلنوهومرال

لو رن چانگ ؛Prashanth Anand ؛متیو واراکالو.

نویسندگان

Lou-Ren Chang 1 ؛Prashanth Anand 2 ؛متیو واراکالو 3.

وابستگی

1 دانشگاه یادبود لینکلن 2 سلامت نقطه وحدت 3 سیستم مراقبت های بهداشتی Penn Highlands

آخرین بروزرسانی: 8 آگوست 2022.

معرفی

مفصل گلنوهومرال از لحاظ ساختاری مفصل توپ و سوکت است و از نظر عملکردی به عنوان یک مفاصل ، چند منظوره ، چند محوره در نظر گرفته می شود. [1]مفصل گلنوهومرال شامل سر هومرال با حفره گلنوئید کتف است و بیانگر مفصل اصلی کمربند شانه است. [2]مورد دوم همچنین شامل مفصل های جزئی از استرنوکلاویکولار (SC) ، آکرومیوکلاویکولار (AC) و مفاصل کتفلوتوریراسیک است. [3] [1] [4]مفصل گلنوهومرال به عنوان موبایل ترین مفصل بدن انسان قرار دارد. [2] [5]ساختارهای تثبیت کننده استاتیک و پویا باعث می شود در درجه های شدید حرکت در هواپیماهای مختلف بدن که مستعد ابتلا به وقایع ناپایداری است.

ساختار و عملکرد

مفصل گلنوهومرال یک مفصل توپ و سوکت است که شامل یک مفصل پیچیده ، پویا ، بین گلنوئید کتف و humerus پروگزیمال است. به طور خاص ، این سر Humerus است که با حفره گلنوئید (یا FOSSA) کتف تماس می گیرد. سطوح مفصل هر دو دارای روکش غضروف مفصلی هستند. حفره گلنوئید یک عنصر کم عمق است که از لحاظ ساختاری توسط یک لبه فیبروکارتیلژن ، لابروم گلنوئید عمیق تر می شود ، که حاشیه ای از محیط طاق را در بر می گیرد. لابروم با تاندون biceps brachii در جنبه برتر خود مداوم است. [1]

با توجه به کپسول مفصل شل و اندازه نسبی سر هومرال در مقایسه با فسیل کم عمق گلنوئید (نسبت 4: 1 در سطح سطح) ، یکی از مفاصل متحرک در بدن انسان است. این افزایش تحرک باعث می شود که متداول ترین مفصل باشد. [5]

مفصل گلنوهومرال توسط یک کپسول مشترک محصور شده است که ساختارهای مفصل را در یک غلاف فیبر محاصره می کند. از لحاظ ساختاری ، کپسول مفصل در اطراف گردن آناتومیک humerus به لبه فسیل گلنوئید می پیچد. در حالی که کپسول مشترک خود یک ساختار حمایتی متناقض پیرامون عناصر مفصل است ، مجتمع های کپسولا بلبرال شامل نوارهای ضخیم مهم هستند که رباط های گلنوهومرال را تشکیل می دهند. برای اولین بار در سال 1829 ، رباط های گلنوهومرال به عنوان رباط های سنتی عمل نمی کنند که یک نیروی کششی خالص را در طول طول خود حمل می کنند ، بلکه رباط های گلنوهومرال در موقعیت های مختلف آدم ربایی و چرخش هومرال محکم می شوند. [6] [7]یک غشای سینوویال پوشش سطح داخلی کپسول مفصل را تشکیل می دهد. این غشای مایع سینوویال برای کاهش اصطکاک بین سطوح مفصلی تولید می کند. [8]

علاوه بر کاهش اصطکاک مایعات سینوویال در مفصل ، چندین بورس سینوویال نیز وجود دارد. این بورس ها به طور عملکردی به عنوان کوسن بین ساختارهای مشترک مانند تاندون ها عمل می کنند. از نظر بالینی قابل توجه ترین بورس های زیرکرومی و فرعی است. تعداد زیادی وجود دارد ، از جمله:

بورسا زیرکرومی/زیر سلتوئید - این ساختار بین عضله دلتوئید و کپسول مفصل در جنبه فوق العاده یک طرف مفصل قرار دارد. این تاندون Supraspinatus سطحی است. این بورس اصطکاک زیر عضله دلتوئید را کاهش می دهد و باعث افزایش دامنه حرکت می شود. این بورس ، به استثنای انواع آناتومیک ، معمولاً با خود مفصل شانه ارتباط برقرار نمی کند.

subcoracoid bursa - این بورس بین فرآیند Coracoid و Subcapularis است.

بورسای زیر لایه - بین تاندون عضله subcapularis و کپسول قرار دارد. این کار در جهت کاهش آسیب اصطکاک به عضله subcapularis در هنگام حرکت مفصل گلنوهومرال ، به ویژه در هنگام چرخش داخلی است.

ساختارهای تثبیت کننده استاتیک شامل آناتومی مفصلی و مفصل است.

رباط های گلنوهومرال - متشکل از یک رباط برتر ، میانی و تحتانی ، این سه رباط ترکیب می شوند تا کپسول مفصل گلنوهومرال را تشکیل می دهند که باعث ایجاد فسیل گلنوئید به humerus می شود. به دلیل موقعیت مکانی آنها ، آنها از شانه محافظت می کنند و از جابجایی قدامی جلوگیری می کنند - این گروه از رباط ها به عنوان تثبیت کننده اصلی مفصل عمل می کنند.

رباط کوراکوکلاویکولار - این رباط از رباط های مخروطی و ذوزنقه تشکیل شده است و از فرآیند کوراکوئید تا کلاویک تشکیل می شود. این کار برای حفظ موقعیت clavicle در رابطه با رباط آکرومیوکلاویکولار عمل می کند. نیروهای قوی می توانند این رباط ها را در طی صدمات مفاصل آکرومیوکلاویکولار پارگی کنند.

رباط Coracohumeral - این رباط از جنبه برتر کپسول مشترک پشتیبانی می کند. این یک ساختار فیبری متراکم است که پایه فرآیند Coracoid را به سلهای بیشتر و کمتر متصل می کند. در منشأ آن ، رباط نازک و گسترده است و به قطر حدود 2 سانتی متر در پایه Coracoid اندازه گیری می شود. به طور جانبی ، CHL به دو باند مجزا که تاندون دوسر سر بلند را در وسعت پروگزیمال شیار دوتایی جدا می کند ، جدا می شود.

ساختارهای تثبیت کننده پویا شامل تاندون دوسر سر بلند ، عضلات روتاتور کاف ، فاصله روتاتور و عضلات پریکاپلار است.

سیستم قرقره بافت نرم و سر بلند تاندون دوسر (LHBT) [10] [11]

Subcapularis دارای الیاف سطحی و عمیقی است که شیار دوتایی را به دست می آورد و به ترتیب "سقف" و "کف" را ایجاد می کند. این الیاف همچنین با آنهایی که از مجتمع لیگامان Glenohumeral/Coracohumeral Supraspinatus و لیگامان/Coracohumeral قرار دارند ، در هم می آمیزند. این سازه ها برای ایجاد جنبه پروگزیمال و داخلی سیستم قرقره ، به صورت نزدیک به غده کمتری متصل می شوند ، با پسوندهای بافت نرم که برای پاکت بیشتر LHBT در شیار دوتایی است. هنگامی که LHBT از شیار خارج شد ، چرخش 30 تا 40 درجه می گیرد زیرا به سمت توبرکل سوپراگلونوئید و لابروم گلنوئید حرکت می کند. بنابراین ، عناصر بافت نرم پروگزیمال شیار به ویژه برای پایداری کلی کل مجتمع دو سرپایی بسیار مهم هستند.

مفصل گلنوهومرال توانایی اجازه دادن به دامنه شدید حرکت در چندین هواپیمای را دارد. [12]

خمش - تعریف شده به عنوان آوردن قسمت قدامی اندام فوقانی در صفحه ساژیتال. دامنه معمول حرکت 180 درجه است. فلکسورهای اصلی شانه ، دلتوئید قدامی ، Coracobrachialis و Pectoralis Major هستند. Biceps Brachii همچنین در این عمل ضعیف کمک می کند.

پسوند - به عنوان آوردن خلفی اندام فوقانی در یک صفحه ساژیتال تعریف شده است. دامنه طبیعی حرکت 45 تا 60 درجه است. مواد اصلی اصلی شانه ، دلتوئید خلفی ، لاتیسیموس دورسی و Teres Major است.

چرخش داخلی - به عنوان چرخش به سمت خط میانی در امتداد محور عمودی تعریف شده است. دامنه طبیعی حرکت 70 تا 90 درجه است. ماهیچه های چرخش داخلی عبارتند از: subcapularis ، pectoris major ، لاتیسیموس دورسی ، Teres Major و جنبه قدامی دلتوئید.

چرخش خارجی - به عنوان چرخش به دور از خط میانی در امتداد یک محور عمودی تعریف شده است. دامنه طبیعی حرکت 90 درجه است. در درجه اول Infraspinatus و Teres Minor مسئول حرکت هستند.

افزودنی - به عنوان آوردن اندام فوقانی به سمت خط میانی در هواپیمای تاج تعریف شده است. Pectoris Major ، Latissimus dorsi و Teres Major عضلات هستند که در درجه اول مسئول افزودنی شانه هستند.

آدم ربایی - به عنوان دور کردن اندام فوقانی از خط میانی در هواپیمای تاج تعریف شده است. دامنه طبیعی حرکت 150 درجه است. با توجه به توانایی تمایز چندین آسیب شناسی با دامنه حرکت مفصل گلنوهومرال در این صفحه حرکت ، درک این موضوع که چگونه عضلات مختلف در این عمل نقش دارند ضروری است. [12]

I. Supraspinatus مسئول 0 تا 15 درجه آدم ربایی است [13]

ii. الیاف میانی دلتوئید مسئولیت تقریباً 15 تا 90 درجه آدم ربایی را به دنبال دارد [14]

iiiچرخش کتف به دلیل اقدامات ذوزنقه و قدامی سراتوس باعث آدم ربایی بیش از 90 درجه می شود

جنین شناسی

توسعه شانه اسکلتی از هر دو شکل فرآیند بیرون زدگی تشکیل شده است. Clavicle تحت عمل جراحی داخل بدن قرار می گیرد ، که مستقیم قرار دادن استخوان به مزانشیم است. بقیه ساختارهای استخوانی شکل شانه با استفاده از استخوان سازی اندوکندری. [15]لایه میکروب مزودرم تقریباً تمام بافتهای همبند سیستم اسکلتی عضلانی ، از جمله مفصل گلنوهومرال را تشکیل می دهد. ناهنجاری های اسکلتی و اندام عضلانی ، به دلیل کمک های محیطی و ژنتیکی ، یکی از بزرگترین گروه های ناهنجاری های مادرزادی است.

خون رسانی و لنفاتیک

مفصل گلنوهومرال از طریق شریان های هومرال خلفی و قدامی ، که هر دو شاخه شریان زیر بغل هستند ، تأمین عروق را دریافت می کند. خونریزی شریانی غالب به سر هومرال از طریق شریان خلفی هومرال خلفی است. [4] [16]شریان قوس الحاقی/ادامه شاخه صعودی از محیط هومرال قدامی است. وارد شیار دوتایی می شود و بیشتر سر هومرال را تأمین می کند. شاخه ای از تنه تیروروکرگ ، شریان های فرعی و شاخه های آن نیز به خونریزی شانه کمک می کنند. [17]

اکثر غدد لنفاوی موجود در اندام فوقانی در زیر زیر بغل قرار دارند. اینها را می توان بر اساس مکان به پنج گروه اصلی تقسیم کرد: شاخه ای ، فرعی ، هومرال ، مرکزی و آپیکال. عروق های افسر که از گره های زیر بغل آپیکال می آیند از طریق کانال سرویک-محور عبور می کنند و سپس همگرا می شوند تا تنه لنفاوی زیر کلووی را تشکیل دهند. این تنه یا به ترتیب وارد زاویه وریدی راست می شود یا به ترتیب مستقیماً به مجرای قفسه سینه در سمت راست و چپ تخلیه می شود. حذف و تجزیه و تحلیل غدد لنفاوی زیر بغل اغلب یک ابزار اساسی در مرحله بندی سرطانهای پستان است. قطع زهکشی لنفاوی از اندام فوقانی می تواند منجر به لنفوودم شود ، شرایطی که لنفاوی انباشته شده در بافت زیر جلدی منجر به تورم دردناک اندام فوقانی می شود. [18]

اعصاب

عصب سازی مفصل گلنوهومرال تابعی از اعصاب فوق العاده جانبی ، جانبی جانبی و زیر بغل است. تمام اعصاب تأمین کننده مفصل گلنوهومرال از پلکسوس براکیال سرچشمه می گیرند ، که شبکه ای از اعصاب است که توسط رامی شکمی چهار عصب دهانه رحم پایین و عصب قفسه سینه اول (C5 ، C6 ، C7 ، C8 و T1) تشکیل می شود. آناتومی عصب زیر بغل بسیار مهم است زیرا نزدیک به مفصل گلنوهومرال است. عصب زیر بغل از بند ناف خلف پلکسوس براکیال ، دوره هایی در امتداد زیر کپولیس تا لبه تحتانی آن ناشی می شود و سپس از نزدیک در امتداد کپسول مفصل گلنوهومرال تحتانی عبور می کند. سپس دوره های خلفی به humerus را پشت سر می گذارد ، دور گردن جراحی humerus را با شریان حاشیه خلفی می پیچد و در فاشیای عمیق دلتوئید اجرا می شود.

عضلات

چهار عضله ای که کاف روتاتور را تشکیل می دهند عبارتند از: supraspinatus ، infraspinatus ، subcapularis و teres جزئی. نقش بیومکانیکی اولیه کاف روتاتور تثبیت مفصل گلنوهومرال با فشرده سازی سر هومرال در برابر گلنوئید است. بنابراین عضلات کاف روتاتور به عنوان تثبیت کننده پویا مفصل گلنوهومرال عمل می کنند. [19] [20]علاوه بر کاف روتاتور ، LHBT سهم بحث برانگیز و نقش کلی در ثبات مفصل گلنوهومرال دارد. توافق اجماع فعلی این است که نقش تثبیت کننده LHBT در رابطه با مفصل گلنوهومرال در تنظیم اختلال عملکرد کاف روتاتور مهم تر و یا مرتبط تر می شود. [11] [10] [21]

supraspinatus در درجه اول شانه را ربوده و مسئولیت 15 درجه اولیه آدم ربایی را بر عهده دارد. Infraspinatus و Teres کمک جزئی در چرخش خارجی شانه. عضله subcapularis در چرخش داخلی شانه کمک می کند. عضلات supraspinatus و infraspinatus توسط عصب سوپریاکی درون آن قرار دارند. Teres جزئی توسط عصب زیر بغل و Subcapularis توسط عصب فرعی درون آن قرار دارد.

اهمیت بالینی

جابجایی شانه

مفصل گلنوهومرال تقریباً متداول ترین مفصل بدن است که حداکثر 45 ٪ از جابجایی ها را تشکیل می دهد. جابجایی قدامی 96 ٪ موارد را به خود اختصاص می دهد و اغلب نتیجه نیرویی است که به مفصل شانه هدایت می شود در حالی که بازو در آدم ربایی و چرخش خارجی است. جابجایی خلفی دومین جهت متداول دررفتگی است که 2 ٪ تا 4 ٪ موارد را به خود اختصاص می دهد. جابجایی های خلفی معمولاً به دلیل مکانیسم های غیرمستقیم مانند شوک الکتریکی یا تشنج ایجاد می شود و باعث انقباض روتاتورهای داخلی نسبتاً قوی تر شانه می شود (عضلات لاتیسیموس دورسی ، پکتوریس عمده و عضلات subcapularis).

جابجایی مفصل گلنوهومرال حدود 17 در هر 100000 در سال شیوع دارد و اوج شیوع در بین مردان در محدوده سنی 21 تا 30 ساله و زنان در محدوده سنی 61 تا 80 ساله است. درمان به طور معمول شامل مسکن و کاهش بسته است ، با برخی از بیماران که نیاز به اصلاح جراحی متعاقب آن دارند ، به ویژه آنهایی که صدمات بافت نرم همزمان دارند و منجر به جابجایی شانه مکرر می شود. [22]دوره های عصبی زیر بغل در مجاورت نزدیک مفصل گلنوهومرال و به دور گردن humerus می پیچند و می توانند در هنگام جابجایی یا تلاش های بعدی برای کاهش مفصل دررفتگی آسیب ببینند. آسیب به اعصاب زیر بغل باعث از بین رفتن احساس بر روی شانه جانبی و فلج دلتوئید می شود. ضایعات تپه-ساچ (شکستگی انقباض سر هومرال خلفی در برابر گلنوئید anteroinferior) و ضایعات bankart (جدا شدن لابروم anteroinferior با یا بدون شکستگی قوا) نیز می تواند به دنبال جابجایی قدامی رخ دهد. میزان عود دررفتگی مشترک گلنوهومرال به طور متوسط تقریباً 50 ٪ است. با این حال ، افزایش قابل توجهی در خطر تکرار مجدد با سن جوان تر دررفتگی اولیه وجود دارد. [23]

کپسولیت چسب

کپسولیت چسب یک اختلال علت نامشخص است که در آن کپسول گلنوهومرال ملتهب و سفت می شود ، به طور قابل توجهی محدود کننده حرکت است و می تواند باعث درد مزمن شود. درد معمولاً ثابت است ، در شب بدتر. شیوع تقریباً 3 ٪ از جمعیت عمومی است که به دلیل نگرانی از تشخیص بیش از حد از این اختلال ، برخی از اختلاف نظرها در مورد این تعداد بحث و جدال است. این بیماری بیشتر در زنان 40 تا 70 ساله رخ می دهد. [24]عوامل خطر برای کپسولیت چسب شامل دیابت ، بیماری های بافت همبند ، بیماری تیروئید و بیماری های قلبی است. این انجمن به عنوان یک اثر منفی از روشهای درمانی ضد ویروسی بسیار فعال نیز دارد. [25]مدیریت شامل جسمی و کاردرمانی ، دارو (ضد درد/NSAID) ، تزریق استروئیدی داخل حزبی و در موارد نادر جراحی است. دستکاری تحت بیهوشی عمومی نیز ممکن است گزینه ای باشد که باعث ایجاد بافت اسکار و چسبندگی در مفصل می شود. با گذشت زمان ، بیشتر افراد تقریباً 90 ٪ از دامنه حرکت شانه خود را به دست می آورند.

صدمات کاف روتاتور [19]

تاندون های روتاتور کاف اغلب تحت فشار شدید قرار می گیرند زیرا در تثبیت مفصل گلنوهومرال عمل می کنند. بنابراین، آسیب شناسی این تاندون های روتاتور کاف نسبتا شایع است. شرایط روتاتور کاف شایع ترین منبع درد شانه برای مراجعه به مطب مراقبت های اولیه است.[26]طیف گسترده ای از آسیب شناسی وجود دارد، از جمله بورسیت ساب آکرومیال، تاندونیت روتاتور کاف، گیرافتادگی شانه، و پارگی روتاتور کاف. بیماران مبتلا به گیرافتادگی / بورسیت سابکرومیال اغلب از درد ناشی از فعالیت بالای سر شکایت دارند. اکثر بیماران علائم خود را با برنامه های فیزیوتراپی به درستی طراحی و اجرا می کنند. با این حال، اگر بیماران پس از یک دوره مدیریت محافظه کارانه بهبود نیابند، ارزیابی توسط جراح ارتوپد و/یا متخصص پزشکی ورزشی اغلب ضروری است. پارگی تاندون روتاتور کاف می تواند به دلیل انحطاط تاندون یا گیرافتادگی شانه مزمن باشد یا به دنبال آسیب حاد باشد. ممکن است پارگی با ضخامت جزئی یا پارگی تمام ضخامت باشد.

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : 29 تاريخ : دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 15:38