به آسانی از میان یا در امتداد سطح یک مایع حرکت می کند یا به راحتی در هوا حرکت می کند:
ما یک بعدازظهر تنبل را در شناور در پایین/در امتداد رودخانه گذراندیم. بطری را در امواج پرتاب کرد و شناور شدن آن را به سمت دریا تماشا کرد. بچه ها از شناور کردن قایق هایشان در حوضچه های پارک لذت می برند. ابرهای سفید کرکی بر فراز آسمان شناور بودند. تصویری صدای نواختن پیانو از پنجره باز بیرون می آمد. اصطلاحنامه: مترادف ها، متضادها و مثال ها
- crawl تصادف بدی در بزرگراه رخ داد و ترافیک در حال خزیدن بود.
- trundle کامیون ها از طریق خطوط باریک تردد می کنند.
- خزش او به طبقه پایین خزید و به سختی سر و صدا کرد.
- trudge آنها خسته از میان برف رد شدند.
- قدم زدن بعدازظهر را به قدم زدن در اطراف بوداپست گذراندیم.
- amble او به سمت پنجره رفت.
[ من معمولا + adv/prep ] ادبی برای حرکت روان و جذاب: او به نوعی در اطراف شناور است، مانند یک رقصنده باله. حرکت یا عمل بدون هدف: از آنجایی که او کار خود را از دست داده است، او فقط در حال حرکت است / در مورد انجام هیچ کاری.
- او از حرکت ایستاد و اجازه داد قایق در کنار رودخانه شناور شود.
- او امتحانات خود را بدون هیچ مشکلی پشت سر گذاشت.
- از ساحل رودخانه قایق ها را تماشا می کرد که از کنارشان عبور می کردند.
- ریسمان را رها کرد و بادکنک به دوردست شناور شد.
- او طوری از مدافعان عبور می کند که انگار آنجا نیستند.
واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:
فعل شناور (پیشنهاد)
برای پیشنهاد طرح یا ایده ای که باید در نظر گرفته شود: لورا این ایده را مطرح کرده است که ما باید در مورد گسترش اروپا در سال آینده فکر کنیم. واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
- در باره
- چیزی را از کسی پرت کردن
- نمی تواند
- اسپانسر مشترک
- حمایت مشترک
- رها کردن
- اگر از اصطلاح معنایی من استفاده کنید
- ایجاد صدا اصطلاح
- شاید
- حرکت
- حرکت دهنده
- سر تکان دادن
- نامزدی
- اصطلاح روی میز
- قضیه
- ایده ها را در اصطلاح سر کسی قرار دهید
- قرار دادن کسی به چیزی اصطلاح
- چیزی در آن بگذار
- چیزی قرار دادن
- ارسال مجدد
فعل شناور (تغییر مقدار)
[I یا T] دارای تخصص مالی و اقتصاد اجازه دهید ارزش پول یک کشور با توجه به ارزش پول سایر کشورها تغییر کند: آرژانتین تصمیم گرفت ارز خود را آزادانه در برابر دلار شناور کند. واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
فعل شناور (BUSINESS)
برای اولین بار فروش سهام یک تجارت یا شرکت را شروع کنید واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
- مدیریت
- تبر
- ورشکسته
- ورشکستگی
- be running on fumes idiom
- شکم
- در حال مرگ
- تاسيس كردن
- تا کردن
- برو به مدیریت
- برو به اصطلاح دیوار
- هکر رشد
- هک رشد
- گوشه ای در اصطلاح بازار داشته باشید
- راه اندازی نرم
- چرخش
- چیزی را خاموش کنید
- شروع کنید (چیزی)
- خرده مقیاس
- بچرخ
اصطلاحات
فعل چند قسمتی
شناور اسم
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ fləʊt / ما
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ floʊt /
اسم شناور (پول)
مقدار کمی از پول که توسط کسی که در یک نوار کار می کند و غیره است ، برای تغییر مشتری استفاده می شود
واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
اسم شناور (وسیله نقلیه)
یک وسیله نقلیه بزرگ با یک سطح صاف که در جشنواره ها تزئین و مورد استفاده قرار می گیرد: شناور کارناوال

MarieAppert/iStockEditorial/gettyimagesplus/gettyimages واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:
اسم شناور (نه سینک)
یک شیء سبک که روی سطح آب شناور می شود و برای نگه داشتن یک شبکه ماهیگیری یا طعمه روی یک خط ماهیگیری در یک موقعیت خاص استفاده می شود:
شبکه های ماهیگیری اغلب توسط شناورها در موقعیت قرار می گیرند.

دن تورنبرگ/Eyeem/GettyImages (کیک بورد ایالات متحده) یک شیء سبک که روی آب شناور می شود و هنگام یادگیری شنا روی آن نگه دارید: شناور را جلوی خود نگه دارید و پاهای خود را لگد بزنید.

محصول خلاق/Photodisc/GettyImages یک حیوان اسباب بازی یا شیء دیگر که پر از هوا است و در استخرهای شنا با آن بازی کرده یا نشسته است: شناور استخر اکنون به تعطیلات ضروری تبدیل شده است.

Marija Stepanovic/iStock/Getty Images Plus/GettyImages واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:
اسم شناور (نوشیدنی)
نوشیدنی با بستنی در بالا: لطفاً یک شناور آبجو ریشه داشته باشم.

fotografstockholm/e+/gettyimages واژگان SMART: کلمات و عبارات مرتبط
شناور |فرهنگ لغت آمریکایی
شناور فعل
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ floʊt /
فعل شناور (حرکت روی مایع)
برای ماندن یا حرکت به راحتی بر روی یا بیش از سطح یک مایع ، یا باعث شود چیزی از این طریق حرکت کند:
[i] یک بطری خالی روی آب شناور می شود. [من] ساعتها شناور می شوم ، فقط ماهیگیری می کنم. [t] فنجان ها را با قهوه داغ پر کرده و کرم سنگین را در بالا شناور کنید. [من] ما یک بعد از ظهر تنبل را در رودخانه شناور کردیم. [I] FIG. او پین ها را از بین می برد و موهای خود را شناور می کند (= با لطف حرکت می کند) در اطراف او.
[I] FIG. گزارش ها در اطراف شناور شده است (= از افراد مختلف شنیده می شود) مبنی بر اینکه این شرکت ممکن است برای فروش باشد.
شناور همچنین به معنای حرکت به راحتی از طریق هوا است: [i] ابرهای سفید کرکی در سراسر آسمان شناور بودند.
فعل شناور (پول)
برای فروش اوراق قرضه (= اوراق رسمی داده شده به افرادی که به یک دولت یا شرکت وام می دهند): شهرها اوراق قرضه را شناور می کنند که از مالیات بر دارایی قابل پرداخت است. شناور اسم [C]
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ floʊt /
اسم شناور [C] (وسایل نقلیه)
گروه های راهپیمایی و شناورهای استادانه در این رژه نمایش داده می شوند.
اسم شناور [C] (نوشیدنی)
یک نوشیدنی شیرین با بستنی شناور در آن: یک شناور آبجو ریشه
اسم شناور [C] ( MOVE ON LIQUID )
یک تکه ماده سبک که روی سطح آب می ماند: شناور در مخزن توالت (تعریف شناور از دیکشنری محتوای آکادمیک کمبریج © انتشارات دانشگاه کمبریج)
شناور |انگلیسی تجاری
شناور فعل
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ fləʊt / ما
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
[I یا T] بازار سهام برای ارائه سهام یا اوراق قرضه جدید برای فروش در بازار مالی: این مقام اخیراً 170 میلیون دلار وثیقه برای پرداخت برخی از هزینه های نصب ارائه کرده است. [I یا T] بازار سهام فروش سهام در بازار سهام برای اولین بار به منظور تامین مالی یک شرکت جدید: چندین کسب و کار جدید به دنبال شناور شدن هستند.
شناور (sth) در بازار سهام / بورس اوراق بهادار و غیره. این گروه قصد دارد در اواخر سال جاری در بورس نیویورک شناور شود.
float at $3/200p/ etc. (یک سهم) این سهام در جولای گذشته با قیمت 233p در هر سهم شناور شد و دیشب با 3. 75p در قیمت 286. 25p بسته شد.
در ژانویه گذشته، مدیر اجرایی گفت که تنها در صورتی شرکت را شناور خواهد کرد که یک احیای "دراماتیک" در بازار وجود داشته باشد.
[I یا T] اقتصاد بانک مرکزی در حال برنامه ریزی برای توقف آزادانه شناور پزو است.
برای ارائه یک پیشنهاد، به خصوص برای انجام کاری که با آنچه در گذشته انجام شده متفاوت است:
ارائه یک ایده/پیشنهاد/پیشنهاد ایده مشارکت در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا در سال گذشته مطرح شد.
[I ] مالی اگر قیمت یا مقداری شناور باشد، تغییر می کند: در عرض چند هفته، ارزش سهام 15 درصد شناور شد. شناور اسم
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ fləʊt / ما
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
[ ج ] بازار سهام (عمدتاً شناور بریتانیا نیز) وضعیتی که در آن یک شرکت سهام را برای فروش در بازار سهام برای اولین بار عرضه می کند:
سهام یکی از بهترین عملکردهای اخیر بوده است و از زمان شناور شدن شرکت در 11 سال پیش، بیش از 90 درصد رشد داشته است.
شناورسازی برنامه ریزی شده پورتال جدید اینترنتی به تعویق افتاد. یک شناور 90 میلیارد دلاری / 350 میلیون پوندی و غیره بانک چین آماده است برای 8 میلیارد دلار سهام شناور تشکیل دهد. سهام در حال حاضر زیر قیمت شناور 330p-A-Share آنها قرار دارد.
شرکت ها قبل از شروع یک شناور عمومی باید بیانیه ثبت نام اولیه را طبق قانون مبادله ارائه دهند.
[S] اقتصاد شناور ارز باعث ایجاد دوره تلاطم در بازارهای مالی آسیا شد. همچنین ببینید [U] بانکداری پولی که قبل از پرداخت چک مشتریان برای یک بانک در دسترس است: سرعت پردازش الکترونیکی همه نیاز به شناور را از بین می برد. [ج] تجارت پول نقدی که هر روز در ابتدای کار به مشتریان تغییر می دهد [ج] پول انگلستان (تعریف شناور از فرهنگ لغت انگلیسی تجارت کمبریج © انتشارات دانشگاه کمبریج)
نمونه هایی از شناور
شناور
مثال سوم شامل ایده شناور است ، موضوعی که توسط چندین معمار قرن بیستم گرامی داشته است.
از جسد انگلیسی کمبریج
در مورد 2 0 ما این جریان را بازیابی می کنیم (با فرض اینکه یکپارچه محدود باقی مانده است) ، و از این رو پتانسیل شناور.
از جسد انگلیسی کمبریج
حلزون های بزرگ و به شدت آلوده بیشتر در پوشش گیاهی شناور در جریان مشاهده می شوند.
از جسد انگلیسی کمبریج
این سیستم سرانجام هر سال 3300 شناور در حدود 25 بار پروفایل خواهد داشت و داده ها تقریباً در زمان واقعی است (1-2 روز تأخیر).
از جسد انگلیسی کمبریج شناورها تقریباً یک روز در سطح برای انتقال داده ها باقی می مانند. از جسد انگلیسی کمبریج حرکت شناورها با استفاده از خطوط مستقیم برای هر چرخه از شناورها ترسیم می شود. از جسد انگلیسی کمبریج
در نتیجه ، Mora شناور که توسط پیشوند کمک می کند ، نمی تواند بر روی هجا استرس زده شود وقتی که قبلاً حاوی یک کدوم Moraic است.
از جسد انگلیسی کمبریج
در اینجا ما مواردی از ثبات ، گسترش ، لحن شناور ، پایین آمدن و Chainshift را مشاهده می کنیم ، اگرچه همه به همان زبان نیستند.
از جسد انگلیسی کمبریج
این واقعیت که پتانسیل شناور را باید به عنوان بخشی از راه حل پیدا کرد ، سؤالاتی را در مورد خوب بودن مشکل ایجاد می کند.
از جسد انگلیسی کمبریج اصطلاح "مه" مخفف بسیاری از قطرات کوچک آب است که در هوا شناور هستند. از جسد انگلیسی کمبریج
پالس پرتابگر بر روی پتانسیل شناور پرتابگر قرار گرفت تا از حداقل اختلال پلاسما توسط پرتاب بین پالس ها اطمینان حاصل شود.
از جسد انگلیسی کمبریج اصطلاح اول پتانسیل شناور معمول بدون پرتو و یونهای منفی است. از جسد انگلیسی کمبریج
قطعات کاذب کاذب به سطح شناور شدند ، اما کشتی به سرعت بازتاب یافت و یافت نشد که در حال نشت نیست.
از جسد انگلیسی کمبریج قطعه یخ جهت را تغییر داد و به سرزمین محکم شناور شد. از جسد انگلیسی کمبریج
با الهام از دیدگاههای شناور - تصاویر به صدای مصنوعی کند می شوند و اشیاء Soundscape را پیدا می کنند.
از جسد انگلیسی کمبریج
این مثالها از شرکت و از منابع موجود در وب است. هرگونه نظر در مثال ، نظر ویراستاران فرهنگ لغت کمبریج یا انتشارات دانشگاه کمبریج یا مجوزهای آن را نشان نمی دهد.
ترجمه های شناور
به زبان چینی (سنتی) 不下 沈 ، 漂浮 ، 移動… به زبان چینی (ساده شده) 不下 沉 ، 漂浮 ، 移动… به اسپانیایی flotar ، orducir en bolsa ، recresco con helado flotante… به زبان پرتغالی Boiar ، Flutuar ، Boia Inflável ... به زبان های بیشتر به زبان ژاپنی در ترکی در فرانسوی در کاتالان در هلندی به عربی در چک در دانمارکی در اندونزیایی در تایلندی در ویتنامی به لهستانی در مالایی به زبان آلمانی در نروژی در کره ای در اوکراینی در زبان ایتالیایی در روسی ~ が 浮かぶ ، ~ を 浮かべる ، ~ が (空中 に) 漂う 漂う… Yüzmek ، Suyun üstünde Kalmak ، Batmadan Durmak ... (Faire) Flotter ، Flotter ، Intorduire en Bourse… سورا ، ولر ... Drijven ، Dobber ، Kar ... yطْفطْفw ، yََ PLOUT ، Splávek ، Valník ... Flyde ، Drive ، flåd ... Mengapung ، Pelampung ، Kendaraan Angkut… ลอย ، ทุ่น ، ลูก ลอย… lơ lửng ، lềnh bềnh ، nổi ... Unosić Się ، Spławiat ، Szybować… Mengapung ، Pelampung ، Kenderaan Angkut… Treiben ، der Schwimmer ، Wagen Mit Einer Plattform… Flyte ، LA Drive ، Sveve… 뜨다 ، 떠다니다 триматися на поВерхні ، поpelаВец ، плі… Galleggire ، کرایه il Morto ، Fluttuare… Dreate на поверхности Воды ، плавать ، нестись по Воздахх… به یک مترجم نیاز دارید؟
یک ترجمه سریع و رایگان دریافت کنید!
ابزار مترجم
مرور کردن
شناور واژگان خود را با آزمونهای تصویر سرگرم کننده ما تست کنید
معانی بیشتر شناور
- شناور ماشین
- شناور کثیف
- شناور اسب
- شناور
- شناور درمانی
- شناور ، در کیک بورد
- در اطراف شناور
افعال مرکب
- در اطراف شناور
- شناور ، در هنگام شناور
اصطلاحات و عبارات
- شناور کردن اصطلاح قایق کسی
- کسی را به یک اصطلاح وام شناور کنید
کلمه روز
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ˈpaʊ. waʊ/
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ˈpaʊ. waʊ/
جلسه ای از بومیان آمریکایی برای تصمیم گیری یا برگزاری مراسم معنوی یا جشن ها

26 آوریل 2023

24 آوریل 2023 به لیست اضافه شده است به اوج - به بالا - به سمت قله فهرست
© انتشارات دانشگاه کمبریج و ارزیابی 2023
فرا گرفتن توسعه دادن در باره
© انتشارات دانشگاه کمبریج و ارزیابی 2023
فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
با +پلاس بیشتر بدانید
به صورت رایگان ثبت نام کنید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید: لیست های کلمه رایگان و آزمونهای کمبریج ابزارهایی برای ایجاد لیست و آزمونهای کلمه خود لیست های کلمات به اشتراک گذاشته شده توسط جامعه ما از طرفداران فرهنگ لغت اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
با +پلاس بیشتر بدانید
لیست های کلمه و آزمونها را به صورت رایگان ایجاد کنید اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
- فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
- پروفایل من
- +به علاوه کمک
- خروج
تغییر انگلیسی (انگلیس) ما را دنبال کنید یک فرهنگ لغت را انتخاب کنید
توضیحات روشن درباره انگلیسی و گفتاری طبیعی فرهنگ لغت یادگیرنده انگلیسی ضروری انگلیسی انگلیسی ضروری انگلیسی انگلیسی توضیحات استفاده از زبان انگلیسی و زبان انگلیسی طبیعی گرامر اصطلاحات برای تغییر جهت ترجمه روی فلش ها کلیک کنید. فرهنگ لغت دو زبانه
- انگلیس ی-هلند ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیسی و فرانسو ی-انگلیسی
- انگلیسی و آلمانی آلمان ی-انگلیسی
- اندونزیای ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیسی و ایتالیایی ایتالیای ی-انگلیسی
- انگلیسی و ژاپنی ژاپنی و انگلیسی
- نروژ ی-انگلیس ی-انگلیسی
- لهستان ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- زبان انگلیس ی-پرتغال ی-انگلیسی
- انگلیس ی-اسپانیایی اسپانیایی و انگلیسی
فرهنگ لغت های نیمه زبانه
انگلیسی - عربی انگلیسی - کاتالانی انگلیسی - چینی (ساده) انگلیس ی-چینی (سنتی) انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-دنایش انگلیسی - انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-ویتنامسی.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : 31
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 16:00