یک مرد 45 ساله با کمردرد در سمت راست به کلینیک ارائه شد. بیمار یک دونده مشتاق بود و به طور متوسط حدود 50 کیلومتر در هفته بود. شروع کمردرد معمولاً در نیمه راه به دویدن یا پس از اجرا می رسید ، ناتوان کننده بود و معمولاً باعث می شد بیمار ساعت ها روی زمین صاف دراز بکشد. او شروع به ایجاد دردهای دیگر در بدن مانند زانو راست و محدودیت های حرکتی در گردن خود کرده بود. او بسیاری از پزشکان را در رابطه با این مسئله دیده بود که شامل دستکاری ستون فقرات ، ماساژ قسمت تحتانی کمر بود و به او گفته شد که او دارای عضلات گلوتئال ناکارآمد است ، که وی با یک برنامه تقویت گلوتئال شروع به پرداختن کرد
در اولین روش درمانی ما ، مشتری با کمردرد حاد ، هر نوع خم شدن رو به جلو را محدود می کند. او در آن روز صبح با لباس پوشیدن خود مشکل داشت و ناامید کننده فاش کرد که او شروع به "تجدید نظر در کل چیز در حال اجرا" کرد. در حالی که هدف از درمان اولیه کاهش درد بیمار بود ، هنوز هم تمرکز جدی بر ارزیابی دقیق نحوه حرکت بقیه بدن وجود داشت.
او برای یک عضله Piriformis راست بیش از حد مثبت آزمایش کرد. piriformis بدنام از تروچانتر بیشتر استخوان ران به ساکروم قدامی وصل می شود و در حین راه رفتن/دویدن ، مسئول چرخش بیرونی لگن و همچنین تثبیت استخوان ران در استابولوم و سایر عضلات گلوتئال است. مشخص شد که Piriformis به دلیل مهار گلوتئوس ماکسیموس در حرکت پسوند باسن (یک حرکت حیاتی در دویدن) تسهیل می شود. این امر بیشتر منجر به یک quadratus quadratus lumborum (QL) و یک عضله PSOAS راست مهار شده است که هر دو علل شناخته شده کمردرد است.
این درمان شامل کاهش تن در هر دو QL راست و piriformis و به دنبال آن فعال کردن چرخش داخلی لگن و پسوند مفصل ران با گلوتئوس است.
مشتری احساس تسکین فوری کرد و برای ادامه فعال سازی و تقویت گروه های مهار شده عضلات به آنها تمریناتی داده شد. مشتری هفته بعد با همان درد کمر بازگشت. وی اطلاع داد که در ابتدا احساس خوبی کرده است و به اجرای 40-50 کیلومتری معمول در هفته رفته است. با این حال ، پس از 3 روز ، همان درد کمر به سمت پایان کار خود دوباره زنده شد. وی اعتراف کرد که او چند روز اول تمرینات تجویز شده را انجام داده است ، اما تصمیم گرفت که چون احساس خوبی دارد ، ممکن است دیگر نیازی به این دلیل نباشد که او ثابت بود.
در ارزیابی مشخص شد که هر دو عضله Piriformis و QL یک بار دیگر بیش از حد فعال بودند.
اهمیت تمرینات اصلاحی هنگام برخورد با الگوهای ناکارآمد و الگوهای حرکتی که منجر به سندرم درد می شود ، دست کم گرفته نمی شود. روشی که خودمان را نگه می داریم و از طریق فضا حرکت می کنیم ، نتیجه برنامه نویسی عصبی و عضلانی ماست. این برنامه نویسی از عوامل بسیاری تشکیل شده است که عبارتند از: استقرار ، فعالیت ها ، سبک زندگی ، حالات عاطفی و تروما. میموتراپیست با کاهش تن از گروه های عضلانی بیش فعال و فعال کردن گروه های مهار شده ، نقش اساسی در شناسایی و درمان اختلالات و الگوهای جبران خسارت دارد. این یک نکته مهم است-میرموتراپیست الگوهای نه عضلات را درمان می کند ، با این هدف که بیمار را در موقعیت بهینه قرار دهد تا الگوی عصبی عضلانی خود را مجدداً برنامه ریزی کند. این جایی است که "جادو" نهفته است ، زیرا با انجام تمرینات اصلاحی حداقل یک بار در روز ، ما اساساً ورودی جدیدی را به سیستم عصبی خود می دهیم و از طریق تکرار آن را تغییر می دهیم. به این ترتیب ، با گذشت زمان ، ما می توانیم الگوی سیستم عصبی عضلانی خود را تغییر دهیم تا به بهترین وجه به سلامت ، شیوه زندگی و فعالیت های خود به روش کارآمد ، کاربردی و بدون درد خدمت کنیم.
این برای بیمار توضیح داده شد ، که در انجام تمرینات اصلاحی خود بسیار کوشا شد. بیمار برای پیشرفت بیشتر در ورزش و برخی از درمان های جزئی تنظیم دقیق ، دو هفته به عقب برگشت. او همچنان به درد بدون درد ادامه می دهد.
Vlad Mizikov - Myotherapist Elite
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : 27
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 16:44