در این مقاله ، ما در مورد مؤلفه های اصلی یک برنامه بازاریابی استراتژیک تحقیق و تشریح کرده ایم که به شما در تراز کردن اهداف کلی بازاریابی و کسب و کار کمک می کند.
5 مرحله اساسی برای یک فرایند موفق بازاریابی استراتژیک
فرایند بازاریابی استراتژیک یک سری مراحل عمدی برای کمک به شما در شناسایی و رسیدن به اهداف خود است. حتی بیشتر ، متوجه خواهید شد که مشتریان شما چه می خواهند و محصولاتی را که برآورده می شوند ، توسعه می دهند. در اینجا مراحل مربوط به یک فرایند موفق بازاریابی استراتژیک ارائه شده است.
- مأموریت
- تجزیه و تحلیل وضعیت
- استراتژی بازاریابی/برنامه ریزی
- ترکیب بازاریابی
- اجرای و کنترل


برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی شامل تعیین اهداف و اهداف ، تجزیه و تحلیل عوامل داخلی و خارجی ، برنامه ریزی محصول ، اجرای و پیگیری پیشرفت شما است. نمونه ای از اپل ، برنده جایزه CMO Survey را برای تعالی بازاریابی برای هفت سال گذشته در نظر بگیرید. در اینجا نمونه ای از برنامه استراتژیک بازاریابی برای یکی از موفق ترین شرکت های جهان آورده شده است.
ماموریت: اپل به ساخت محصولات نوآورانه و با کیفیت اختصاص داده شده است.
تجزیه و تحلیل وضعیت: مزیت رقابتی اپل ناشی از تعهد خود برای درک نیازهای مشتری ، با تمرکز بر محصولاتی است که در رسالت آن اصلی هستند و تقویت فرهنگ کاری مشترک است.
استراتژی بازاریابی: اپل معمولاً با محصولات جدید برای اولین بار در بازار به بازار عرضه می شود و شرکت هنگام راه اندازی محصولات و خدمات جدید به وفاداری برند از طرف مشتریان موجود متکی است.
ترکیب بازاریابی: در حالی که اپل طیف وسیعی از محصولات را ارائه می دهد ، قیمت گذاری حق بیمه را ارزیابی می کند و به دستورالعمل های دقیق برای توزیع متکی است.
اجرای و کنترل: هر محصول اپل دیگران را تکمیل می کند و در همان اکوسیستم کار می کند ، بنابراین مشتریان تمایل دارند که در کنار برند بمانند و مصرف کنندگان وفادار را ایجاد کنند.
فرایند بازاریابی استراتژیک همه قطعات را به گونه ای قرار می دهد که هر کاری که می کنید در موفقیت تجارت شما نقش داشته باشد. به جای اجرای فعالیت ها و ایده های عجیب و غریب ، تهیه یک برنامه محکم که اهداف و تاکتیک ها را به یک تجربه یکپارچه تبدیل می کند ، ضروری است. شما می توانید این مراحل را برای ایجاد محصولات و خدماتی دنبال کنید که مشتریان شما را خوشحال کند و رقبای خود را شکست دهد.
مرحله اول: ماموریت
ابتدا رسالت شرکت را شناسایی و درک کنید. شاید در سراسر سازمان نوشته شده و ارتقا یافته باشد. اگر اینطور نیست ، با ذینفعان صحبت کنید تا دریابید که چرا شرکت شما وجود دارد. بیانیه ماموریت توضیح می دهد که چرا یک شرکت در تجارت است و چگونه می تواند به نفع مصرف کنندگان باشد. گاهی اوقات ، بیانیه ماموریت مشتاق ، انگیزه کارکنان و الهام بخش مشتریان است. یا این فقط یک جمله ساده در مورد اینکه شما چه کسی هستید است. در هر صورت ، شما نمی توانید یک استراتژی بازاریابی را برنامه ریزی کنید بدون اینکه به وضوح بدانید که در چه مشاغل هستید و چرا.
در اینجا برخی از بیانیه های مأموریت مثال وجود دارد:
سیتی گروپ: هدف ما برای سیتی گروپ این است که معتبرترین شرکت خدمات مالی جهانی باشد. ما مانند هر شرکت عمومی دیگر ، ما موظفیم سود و رشد را به سهامداران خود تحویل دهیم. از اهمیت مساوی ارائه این سود و تولید با مسئولیت پذیری برخوردار است.
IKEA: در IKEA ، چشم انداز ما ایجاد زندگی روزمره بهتر برای بسیاری از افراد است. ایده کسب و کار ما با ارائه طیف گسترده ای از محصولات خانگی به خوبی طراحی شده و کاربردی با قیمت ها به قدری پایین ، از این دیدگاه پشتیبانی می کند که هرچه بیشتر افراد قادر به پرداخت آنها باشند.
خدمات بهداشت جهانی: ارائه خدمات بهداشتی و درمانی با کیفیت عالی که: بیماران به خانواده و دوستان توصیه می کنند ، پزشکان برای بیماران خود ترجیح می دهند ، خریداران برای مشتریان خود انتخاب می کنند ، کارمندان به آنها افتخار می کنند و سرمایه گذاران به دنبال بازده بلند مدت هستند.
بر خلاف سایر مراحل در روند برنامه ریزی ، رهبران ارشد یا هیئت مدیره به طور معمول بیانیه ماموریت و اهداف شرکت را توسعه می دهند. نقش شما شناسایی این اهداف در فرایند برنامه ریزی برای اطمینان از هماهنگی تلاشهای شما با رهبری شرکت ها است.
بیانیه ماموریت یک پیام اصلی است که استراتژی بازاریابی شما را راهنمایی و تحت تأثیر قرار می دهد. سؤالاتی که باید هنگام ارزیابی مأموریت بپرسید:
- چرا شرکت شما در تجارت است؟
- هدف از تجارت شما چیست؟
- تأثیر استراتژیک برای تجارت شما چیست؟
- درک عمومی مورد نظر برای تجارت شما چیست؟
- بیانیه ماموریت شما چگونه استراتژی شما را روشن می کند؟
- بیانیه ماموریت شما چگونه تیم شما را متحد می کند؟
مرحله دوم: تجزیه و تحلیل وضعیت
مرحله دوم فرآیند بازاریابی استراتژیک، ارزیابی عوامل داخلی و خارجی است که بر تجارت و بازار شما تأثیر می گذارد. تجزیه و تحلیل شما نقاط قوت و چالش هایی را که با آن روبرو هستید روشن می کند - چه با منابع داخلی و چه با رقابت خارجی در بازار. تجزیه و تحلیل موقعیت یک دید واضح و عینی از سلامت کسب و کار شما، مشتریان فعلی و آینده شما، روندهای صنعت و موقعیت شرکت شما در بازار ارائه می دهد.
روش های مختلفی برای انجام این تحلیل وجود دارد. یک تحلیل معمولی، تحلیل SWOT نامیده می شود: نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها.
نقاط قوت و ضعف عوامل داخلی هستند که تحت کنترل شرکت شما هستند. چه کاری را خوب انجام می دهید؟چه چیزی باید بهتر باشد؟فرصت ها و تهدیدها عوامل خارجی مانند نرخ بهره یا رقیب جدید در بازار هستند. در اینجا چند سوال وجود دارد که می تواند به شما در شناسایی عوامل داخلی و خارجی کمک کند:
- نقاط قوت: چه کاری را خوب انجام می دهید؟چه عواملی را کنترل می کنید؟مزیت رقابتی شما چیست؟چگونه محصولات و خدمات شما نسبت به سایرین در بازار برتری دارند؟
- ضعف: کجا ضعیف عمل می کنید؟چه چیزی توانایی شما را برای موفقیت محدود می کند؟منابع محدود کجا بر موفقیت شما تأثیر می گذارد؟
- فرصت ها: بازارهای دست نخورده چیست؟پتانسیل کسب و کار جدید کجاست؟آیا می توانید از هر روند بازار استفاده کنید؟
- تهدیدها: موانع چیست؟کدام عوامل خارجی (سیاسی، تکنولوژیکی، اقتصادی) می تواند مشکل ایجاد کند؟

دانلود قالب تحلیل SWOT با خلاصه
تجزیه و تحلیل 5C (شرکت، مشتریان، رقبا، همکاران، آب و هوا) راه دیگری برای ارزیابی محیط بازار است. مانند SWOT، شامل تجزیه و تحلیل داخلی و همچنین اکتشاف عوامل خارجی است.

در اینجا چند سؤال وجود دارد که می توانید هنگام کار بر روی تجزیه و تحلیل 5C بپرسید:
- شرکت: خطوط تولید شما چقدر موفق هستند؟تصویر شما در بازار چیست؟چقدر به اهداف خود می رسید؟فرهنگ شرکت شما چگونه بر عملکرد شما تأثیر می گذارد؟
- مشتریان: مخاطبان شما چه کسانی هستند و اندازه بازار چقدر است؟تعداد مشتریان شما چقدر در حال رشد است؟انگیزه مشتریان برای خرید محصول یا خدمات شما چیست؟روند کلی فروش چیست و روند خرید چگونه تغییر می کند؟
- رقبا: رقبای مستقیم، غیرمستقیم و آینده شما چه کسانی هستند؟محصولات و سهم بازار آنها چقدر است؟آنها چگونه در بازار قرار دارند؟قوت و ضعف آنها در چیست؟
- همکاران: تأمین کنندگان ، توزیع کنندگان ، شرکا و آژانس های شما چه کسانی هستند؟چگونه آنها می توانند به شما در رشد شغل خود کمک کنند؟چگونه ثبات تجارت آنها بر موفقیت تجارت شما تأثیر می گذارد؟
- آب و هوا: سیاست ها و مقررات دولتی که بر بازار تأثیر می گذارد چیست؟چه عوامل اقتصادی (تورم ، نرخ بهره) در حال بازی است؟چه روندهایی بر مشتریان شما تأثیر می گذارد؟تأثیر فناوری در تقاضای محصول شما چیست یا اینکه چگونه فناوری می تواند به شما مزیتی بر رقبای شما بدهد؟
دانلود الگوی تجزیه و تحلیل 5C
شما همچنین می توانید تجزیه و تحلیل آفات (سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فناوری) را انجام دهید ، که مشابه بخش آب و هوایی یک تحلیل 5C است. این روش تجزیه و تحلیل جامع از عوامل خارجی که می تواند بر شرکت شما تأثیر بگذارد ، ارائه می دهد.

در اینجا چند سؤال وجود دارد که می توانید هنگام انجام تجزیه و تحلیل آفات بپرسید:
- سیاسی: چه قوانینی و تنظیم کننده ها بر مصرف کنندگان تأثیر می گذارد؟تأثیر مقررات تجاری ، قوانین اشتغال و دستورالعمل های مالیاتی چیست؟بازارهای خارجی و کشورهایی که در آن محصولات می فروشند ، با تأمین کنندگان قرارداد می کنند یا خدمات ارائه می دهند ، چقدر پایدار هستند؟
- اقتصادی: نرخ بهره ، تورم ، مالیات و نرخ ارز چگونه بر مشتریان و خط اصلی شما تأثیر می گذارد؟تأثیر بورس سهام در تجارت شما چیست؟چرخه های تجاری محلی و رشد کلی اقتصادی چیست؟
- اجتماعی: چه شیوه زندگی و نگرش بر عادات خرید مصرف کنندگان شما تأثیر می گذارد؟جمعیت شناسی مشتریان (سن ، جنس ، آموزش و غیره) چیست؟چگونه آنها تغییر می کنند؟
- فنی: چه حق ثبت اختراعات ، نوآوری ها و مجوزها می تواند بر شرکت شما تأثیر بگذارد؟کدام روند تولید می تواند سطح تولید شما را افزایش دهد یا هزینه های خود را کاهش دهد؟چگونه فناوری اطلاعات می تواند به قرارگیری ، موقعیت یابی و ارتقاء محصول شما کمک کند یا به شما آسیب برساند؟
دانلود الگوی تجزیه و تحلیل آفات
تجزیه و تحلیل شما ، مهم نیست که از کدام روش استفاده می کنید ، به شما کمک می کند تا مهمترین مشکلات و فرصت های مربوطه را لیست کنید و همچنین به شما نشان می دهد که شرکت شما چگونه می تواند با پروژه ها مقابله کند. پس از داشتن یک تصویر واضح از تجارت خود ، می توانید بازارها و محصولات بالقوه را شناسایی کنید.
مرحله سوم: برنامه بازاریابی
اکنون که فرصت ها را از طریق تجزیه و تحلیل خود شناسایی کرده اید ، باید اولویت بندی کنید و نقشه برداری کنید که کدام یک را دنبال می کنید. نوشتن یک برنامه بازاریابی ، مشتریان هدف شما و نحوه دستیابی به آنها را مشخص می کند و همچنین باید پیش بینی نتایج پیش بینی شده را شامل شود. این سؤالات می تواند کمک کند:
- مشتریان چگونه به تلاشهای بازاریابی شما پاسخ خواهند داد؟
- هزینه برنامه چقدر است؟
- رقابت شما چگونه پاسخ خواهد داد؟
داده های حاصل از تحقیق در بازار و تجزیه و تحلیل وضعیت شما به شما کمک می کند تا این پیش بینی ها را در برنامه خود بسازید.
مخاطب هدف خود را تعریف کنید
تعداد کمی از شرکت ها می توانند نیازها و خواسته های کل بازار را برآورده کنند. شما می خواهید بازار را به بخشی تقسیم کنید که با نقاط قوت و فرصت های شما بهتر باشد. هدف شما شناسایی مشتریان است. شما می توانید با انتخاب انواع خصوصیات ، رفتارها و جمعیتی ، بازار هدف خود را انتخاب کنید. نکته مهم این است که اطمینان حاصل کنید که مخاطب به وضوح تعریف شده و به اندازه کافی بزرگ برای پشتیبانی از محصول یا خدمات شما است.

حتی اگر ممکن است بر اساس تجزیه و تحلیل وضعیت خود اطلاعاتی در مورد مشتریان خود داشته باشید ، ممکن است لازم باشد تحقیقات بیشتری در مورد نیازها و خواسته های آنها انجام دهید. با تحقیق ، می توانید پروفایل های مفصلی یا شخصی از مشتریان ایده آل خود ایجاد کنید. هرچه بیشتر در مورد مخاطب هدف خود بدانید ، می توانید از طریق محصول یا خدمات خود به آنها ارزش ارائه دهید. هیچ چیز بیش از این که مشتریان نسبت به شرکت خود احساس می کنید مهم نیست.
اهداف قابل اندازه گیری را تعیین کنید
چگونه می دانید که برنامه شما موفق است؟شما به اهداف خاص و قابل اندازه گیری با نقاط عطف نیاز دارید که پیشرفت شما را اندازه گیری می کند. آیا می خواهید فروش خود را افزایش دهید؟هدفی که شما تعیین کرده اید باید مشخص کند که چقدر می خواهید شماره فروش را رشد دهید و بازه زمانی برای رسیدن به آن هدف را مشخص کنید. هر هدف باید از طریق تاکتیکی که شما کنترل می کنید قابل اجرا و قابل دستیابی باشد. در این مرحله ، از اهداف احتمالی خودداری کنید ، که به شرایط فراتر از کنترل شما بستگی دارد. با هر هدف ، تاکتیک ها یا مراحلی را که برای دستیابی به آن انجام خواهید داد ، لیست کنید. اهداف ساده ، شفاف و دقیق (خواه مشتری را به دست می آورد ، بهبود نام تجاری یا چیز دیگری را بهبود می بخشد) با یک برنامه دقیق که تاکتیک های تحقق هدف شما را تعریف می کند ، ترکیب کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نوشتن اهداف هوشمند (خاص ، قابل اندازه گیری ، قابل دستیابی ، مرتبط و محدود) ، این مقاله را بخوانید.
بودجه بازاریابی را شناسایی و تعیین کنید
اکنون زمان آن رسیده است که منابعی را که برنامه شما را به عمل تبدیل می کند ، اختصاص دهیم. بودجه شما تمام هزینه های مورد انتظار برای اجرای برنامه بازاریابی شما ، از جمله تبلیغات ، محتوای آنلاین ، برندسازی ، روابط عمومی ، هزینه های کارکنان و موارد دیگر را تشریح می کند. بسته به اندازه بودجه خود ، ممکن است مجبور شوید انتخاب های سختی را انجام دهید که اهداف و تاکتیک ها اولویت های اصلی هستند. یا ممکن است مجبور شوید تا زمانی که به بودجه ای که مقرون به صرفه باشد ، تاکتیک های خود را تنظیم کنید. با ایجاد بودجه می توانید نهایی کنید و به برنامه خود بپیوندید. برای کمک بیشتر در بودجه بازاریابی ، 12 الگوی بودجه بازاریابی رایگان را بخوانید.
مرحله چهارم: توسعه تصمیمات مخلوط بازاریابی
در این مرحله از فرآیند استراتژیک بازاریابی ، وقت آن است که روی "چگونه" برنامه ریزی تمرکز کنیم. ترکیب بازاریابی شما مبتنی بر 4P بازاریابی از جمله محصول ، قیمت ، تبلیغ و مکان است. در سال 1960 ، E. J. McCarthy برای اولین بار 4PS را بیان کرد و احتمالاً شناخته شده ترین روش برای توصیف ترکیب بازاریابی است. 4PS نحوه انتقال ارزش محصول خود را به مشتریان خود راهنمایی می کند. شما در حال موقعیت یابی محصول خود و مزیت رقابتی آن هستید. شما باید در مورد آنچه بازاریابی می کنید روشن باشید: راحتی یا کیفیت؟و باید بدانید که چه کسی احتمالاً محصول یا خدمات شما را خریداری می کند.
با استفاده از تحقیقات بازار انجام شده در مرحله دوم ، می توانید ترکیب ایده آل بازاریابی را برای مخاطبان هدف خود و نوع محصول یا خدماتی که می فروشید ، توسعه دهید. اگرچه ده ها کانال بازاریابی وجود دارد ، اما شما می خواهید تاکتیک هایی را انتخاب کنید که وقتی آنها بیشترین پذیرش پیام شما را خواهند گرفت ، به چشم انداز شما برسند.

محصول: یک محصول خوب یا خدماتی است که نیازهای بازار هدف شما را برآورده می کند. حتی بیشتر ، محصولات مشکلات را حل می کنند. این که آیا شما در حال تهیه یک برنامه بازاریابی برای Coca-Cola ، یک هتل لوکس یا یک تلفن همراه هستید ، باید بدانید که چه مشکلی را حل می کند و چرا محصول شما یک راه حل منحصر به فرد است. اطمینان حاصل کنید که از تمام جزئیات محصول خود ، از جمله ویژگی های آن ، مارک تجاری و بسته بندی ، درک روشنی دارید.
- محصول یا خدمات چیست؟
- مشتری از آن چه می خواهد؟
- چه نیازهایی را برآورده می کند؟
- برای پاسخگویی به این نیازها چه ویژگی هایی دارد؟
- مشتری چگونه و از کجا از آن استفاده خواهد کرد؟
- چگونه با محصولات مشابه مقایسه می شود؟
- رقبا چه کسانی هستند؟
قیمت: قیمت مبلغ پولی است که بازار هدف شما مایل به پرداخت محصول شما است. عوامل قیمت شامل هرگونه تخفیف ، دوره پرداخت و قیمت لیست و همچنین میزان هزینه شرکت شما برای تولید محصول است. شما همچنین باید شرایط کلی بازار و رقابت خود را در نظر بگیرید. اقتصاد چقدر سالم است؟رقبای شما برای یک محصول مشابه چقدر شارژ می شوند؟آیا آنها همان مدل تجاری دارند؟
پیام بازاریابی در مورد قیمت شما به بازار و مخاطبان شما بستگی دارد. شاید این راهی برای قرار دادن محصول شما در یک بازار شلوغ باشد. این ممکن است یک مزیت رقابتی یا راهی برای نشان دادن ارزش محصول شما باشد.
- ارزش محصول برای مشتری چقدر است؟
- آیا نقاط قیمت موجود برای محصولات مشابه وجود دارد؟اگر چنین است ، آنها چه هستند؟
- آیا کاهش کمی به شما سهم بازار اضافی می دهد؟این میزان بر ارزش درک شده محصول چقدر تأثیر خواهد گذاشت؟
- آیا تخفیف در بخش های خاص بازار بخشی از استراتژی شما خواهد بود؟
ارتقاء: نحوه برقراری ارتباط با مخاطب هدف خود در مورد ارزش و فایده محصول شما ، ارتقاء است. به ارتقاء به عنوان فرصتی برای آموزش مشتریان در مورد محصولات و خدمات خود فکر کنید. شما به آنها ارزش آنچه ارائه می دهید و چگونه محصول شما نیازهای آنها را برآورده می کند یا مشکل آنها را حل می کند ، به آنها می آموزید. روشهای بی شماری برای آموزش آنها از طریق کانال های بازاریابی از جمله بازاریابی مستقیم ، جستجوی پرداخت شده و اجتماعی ، تبلیغات ، روابط عمومی و تبلیغات فروش وجود دارد که باعث ایجاد آگاهی از برند می شود. این تقریباً در هر جنبه ای از نحوه ارائه محصول به بازار هدف خود گسترش می یابد ، و همه چیزهایی است که مخاطبان خود را در مورد محصول یا مارک شما می آموزد.
- از کجا می توانید پیام های بازاریابی خود را به بازار هدف خود برسانید؟گزینه ها شامل تبلیغات در تلویزیون و بیلبوردها ، بازاریابی مستقیم ، روابط عمومی ، رویدادهای حمایت مالی و تبلیغات است. جزئیاتی را که هنگام تقسیم مخاطبان خود استفاده کرده اید در نظر بگیرید.
- بازار هدف شما به طور مرتب از چه کانال های بازاریابی استفاده می کند؟کجا و چه زمانی آنها برای خرید محصول شما بیشتر آماده هستند؟
- چه زمانی بهترین زمان برای ارتقاء است؟
- رقبای شما چگونه تبلیغات خود را انجام می دهند؟
مکان: مکان را به عنوان توزیع محصول در نظر بگیرید یا اینکه چگونه قصد دارید محصول خود را به مشتریان خود برسانید و روند خرید را آسان کنید. مکان شامل کانال های توزیع ، رسانه ها و حمل و نقل برای رسیدن محصول به بازار هدف است.
- مشتریان به دنبال محصول شما کجا هستند؟در یک فروشگاه؟برخط؟از طریق کاتالوگ؟
- آیا برای رسیدن به مشتریان به یک نیروی فروش احتیاج دارید یا باید مستقیماً به بازار هدف خود بفروشید؟
- بهترین کانال های توزیع چیست؟
- رقبای شما به مشتریان کجا می رسند؟
مرحله پنجم: اجرای و کنترل
اکنون وقت آن رسیده است که برنامه خود را عملی کنید. نحوه و زمان راه اندازی برنامه خود را مشخص کنید. در این مرحله از فرآیند استراتژیک بازاریابی ، شما به مشتریان دسترسی پیدا خواهید کرد تا آنها را در مورد محصول یا خدمات خود مطلع و ترغیب کنید. مراحل بعدی شما شامل دریافت منابع (پول نقد و پرسنل) برای بازاریابی محصول شما ، سازماندهی افرادی است که کار را انجام می دهند ، تقویم هایی را برای نگه داشتن کار در مسیر و مدیریت تمام جزئیات برای هر هدف ایجاد می کنند. در صورت ایجاد معیارها و پروژه های ماهانه ، مراحل اقدام هفتگی و قرارهای روزمره بازاریابی ، به شما کمک می کند تا متمرکز و انرژی بمانید.
به یاد داشته باشید ، فرایند استراتژیک بازاریابی پویا است. برای موفقیت باید به طور مرتب نتایج برنامه خود را اندازه گیری و ارزیابی کنید. این به شما کمک می کند تا ببینید که آیا اهداف خود را انجام می دهید و برای بهبود نتایج خود نیاز به تنظیم تاکتیک ها دارید. این می تواند شامل نگاه به درآمد ، فروش ، رضایت مشتری ، تعداد دیدگاه های وب سایت شما یا سایر معیارها باشد. اگر شماره ها پیش بینی های شما را برآورده نمی کنند ، می توانید تغییراتی را برای بازگشت به مسیر خود ایجاد کنید. شما همچنین باید بر اقدامات رقبای خود نظارت کنید. موفقیت محصول شما چگونه بر قیمت کالاهای مشابه موجود در بازار تأثیر می گذارد؟آیا محصولات جدیدی منتشر می شوند که توسط مخاطبان شما از ارزش بیشتری درک می شوند؟از این اطلاعات برای تصمیم گیری آگاهانه در مورد 4PS برای محصول خود استفاده کنید.
تعریف بازاریابی استراتژیک چیست؟
یک برنامه بازاریابی اهداف و تاکتیک های هر کمپین بازاریابی را تعیین می کند. این همه افراد را در سازمان شما در همان صفحه در مورد جهت و هدف تلاش های بازاریابی شما نگه می دارد. یک برنامه بازاریابی همچنین راهی را برای اندازه گیری موفقیت خود فراهم می کند. بدون برنامه ، شما واقعاً نمی دانید که آیا موفق هستید یا خیر.
در حالی که هر کمپین فردی باید برنامه ای داشته باشد ، شرکت شما همچنین برای هدایت تلاشهای کلی شما به یک برنامه بازاریابی استراتژیک نیاز دارد. یک برنامه استراتژیک اهداف تجاری شما ، بازار را که در آن رقابت می کنید ، مخاطب هدف خود ، راه های رسیدن به آنها و چگونگی ارزیابی موفقیت خود را مشخص می کند. این همه آنچه را که می گویید ادغام می کند و برای رشد شرکت خود انجام می دهید. یک برنامه بازاریابی استراتژیک یک سند استاتیک نیست که پس از نوشتن در یک کشو ریخته می شود. در عوض ، یک برنامه یک سند زنده است که کار شما را راهنمایی می کند و به طور مرتب به روز می شود تا منعکس کننده تغییرات در تجارت ، مشتریان و رقابت شما باشد.
روند تدوین یک برنامه بازاریابی استراتژیک برای تجارت شما بسیار مهم است. شما نمی توانید بدون تفکر استراتژیک بازاریابی استراتژیک ایجاد کنید. این برنامه ریزی به شما کمک می کند تا اهداف خود را روشن کرده و در آینده کسب و کار خود را مشخص کنید ، که در نهایت استراتژی شما را تقویت می کند. یک فرایند برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی نیز به:
- ارائه نقشه مشخصی از اهداف شرکت خود و نحوه دستیابی به آنها.
- گرفتن همه ذینفعان برای به اشتراک گذاشتن یک هدف مشترک و درک مشترکی از فرصت ها و چالش های شرکت شما.
- شناسایی و تأمین نیازهای مشتری با محصولات مناسب در مکان های مناسب.
- رشد سهم بازار و خطوط محصول ، منجر به درآمد بیشتر می شود.
- شرکت های کوچکتر را قادر به رقابت با شرکت های بزرگتر می کند.
یک احتیاط: یک برنامه بازاریابی استراتژیک بر اهداف شما برای محصولات و مشتریان متمرکز است. برنامه کلی تجاری ، که تمام اهداف شرکت شما را تشریح می کند ، باید از برنامه بازاریابی پشتیبانی کند. اگر آنها با هم کار نکنند ، هیچ برنامه ای موفق نخواهد شد.
در فرایند بازاریابی استراتژیک چه مشکلی را باید پیش بینی کنید
هر مدیر می داند بهترین انتظار را دارد اما برای بدترین برنامه ریزی می کند. در فرایند برنامه ریزی بازاریابی ، در اینجا برخی از چالش هایی که ممکن است با آنها روبرو شوید وجود دارد:
- استراتژی گیج کننده با تاکتیک ها: یک برنامه بازاریابی استراتژیک هدف بزرگتر شما را تشریح می کند. بعضی اوقات ، این می تواند با یک برنامه بازاریابی تاکتیکی اشتباه گرفته شود. تفاوت بین این دو در این است که این استراتژی اهداف و اهداف شما را مشخص می کند و برنامه بازاریابی تاکتیکی جزئیات مربوط به نحوه دستیابی به آن اهداف را تشریح می کند. استراتژی شما ممکن است یک هدف بزرگتر باشد ، مانند افزایش سهم بازار شما. تاکتیک ها مراحل عمل مانند پایین آمدن قیمت های شما هستند ، بنابراین تعداد بیشتری از افراد محصول شما را خریداری می کنند. یک برنامه موفق به هر دو نیاز دارد که در مرحله مناسب فرآیند اجرا شده است.
- کمبود منابع: شاید هدف شما افزایش فروش باشد ، اما شما نیروی کار برای تحقق تمام سفارشات دریافتی ندارید. شاید شما منابع لازم برای استخدام افراد باتجربه را ندارید که بتوانند از خط لوله بازاریابی به اندازه کافی کار کنند. فرایند برنامه ریزی استراتژیک به شما کمک می کند تا منابع خود را شناسایی کنید و بهترین راه برای کار کردن آنها برای کار برای منافع شرکت است.
- فرضیات مربوط به مشتریان خود: تحقیقات بازار می تواند به شما در شناسایی مخاطب هدف خود کمک کند. بعضی اوقات مخاطب تغییر می کند و روند برنامه ریزی شما باید شامل مراحل تنظیم با سلیقه های در حال تحول مصرف کنندگان باشد.
فرآیندهای بازاریابی خاص چگونه کار می کنند؟
مراحل فرایند بازاریابی استراتژیک (ماموریت ، تجزیه و تحلیل وضعیت ، برنامه بازاریابی ، ترکیب بازاریابی و اجرای و کنترل) با فرآیند برای یک تلاش خاص برای بازاریابی متفاوت است. تلاش های خاص ممکن است از یک هدف یا خط تجاری پشتیبانی کند ، اما روند استراتژیک از کل مأموریت سازمان شما پشتیبانی می کند.
روند بازاریابی هدف

بازاریابی هدف بخشهای خاص بازار را که به رشد تجارت شما کمک می کند ، مشخص می کند. سه فعالیت اصلی بازاریابی هدف ، تقسیم ، هدف قرار دادن و موقعیت یابی است. سازمان ها از این رویکرد S-T-P برای مشخص کردن بهترین مشتریان آینده نگر استفاده می کنند.
- تقسیم بندی: تقسیم بندی بازار کلی را بر اساس جمعیت شناسی ، جغرافیا ، سبک زندگی یا رویکردهای رفتاری به گروههای کوچکتر تقسیم می کند.
- هدفگذاری: بخش مشتریان بالقوه را انتخاب کنید که بیشترین فرصت تجاری را برای شما ارائه می دهد.
- موقعیت یابی: مرحله آخر این است که محصول خود را به گونه ای قرار دهید که به نیازهای مخاطب هدف شما جذاب باشد و آنها را به خرید محصول شما ترغیب کند.
روند بازاریابی محتوا
بازاریابان محتوا با ایجاد جریان مداوم محتوا که بر مشکلات و خواسته های مشتریان بالقوه و فعلی متمرکز است ، تقاضا برای یک محصول ایجاد می کنند. در اینجا پنج مرحله از فرآیند بازاریابی محتوا آورده شده است:
- برنامه: طرحی را تهیه کنید که جزئیات ایجاد ، انتشار ، توزیع و اندازه گیری یک برنامه بازاریابی محتوا را مشخص کند.
- ایجاد: ایده ها و مضامین کلیدی را بگیرید و آنها را به مواد اولیه تبدیل کنید.
- انتشار: مواد اولیه را به انواع دارایی های محتوا ، از جمله مقالات ، پست های وبلاگ ، سفیدپوستان ، رویدادهای آنلاین ، فیلم ها ، اسناد چاپی و پادکست ها تبدیل کنید.
- توزیع: از طیف وسیعی از تاکتیک های تبلیغاتی برای توزیع دارایی های محتوا استفاده کنید.
- تجزیه و تحلیل: نتایج را پیگیری و اندازه گیری کنید تا بتوانید محتوای مؤثرتر را در آینده منتشر کنید.
روند بازاریابی محصول
فرایند بازاریابی محصول خط لوله از استراتژی تا اجرای یک کمپین بازاریابی محصول است. برای موفقیت ، این فرایند بر اطمینان حاصل می شود که محصول همچنان نیازهای مشتریان را در طول چرخه محصول برآورده می کند. در اینجا مراحل این روند آورده شده است:
- محصول: ایده های جدید برای تأمین نیازهای مشتری از منابع متنوعی از جمله بازخورد مشتری ، درخواست فروش و محصولات رقیب تحقیق کنید.
- REACH: برای اجرای ایده های جدید و توسعه برنامه های بازاریابی برای ارائه محصولات جدید به مصرف کنندگان با سایر بخش ها همکاری کنید.
- مخاطب: پاسخ از طریق معیارها و بازخورد مستقیم مشتری.
- قیمت گذاری: نوآوری را بر اساس ارزش مشتری ، هزینه اجرای آنها و درآمد حاصل از آنها در اولویت قرار دهید.
روند بازاریابی ورودی

بازاریابی ورودی با ارائه محتوای مفید و با کیفیت که آنها را برای کسب اطلاعات بیشتر جلب می کند ، مشتریان آینده نگر را به محصول شما سوق می دهد. رویکرد ورودی شامل بازاریابی محتوا ، استراتژی های اجتماعی و بهینه سازی موتور جستجو ، تمام تاکتیک هایی است که مخاطب هدف شما را برای شما به ارمغان می آورد. این متفاوت از بازاریابی برون مرزی است ، یک رویکرد سنتی که در آن شما محصول یا خدمات خود را به طور معمول از طریق تلویزیون و رادیو ، تبلیغات چاپی و نامه مستقیم تبلیغ می کنید. در اینجا نحوه عملکرد بازاریابی ورودی آمده است:
- جذب و تعامل: محتوای هدفمند ایجاد کنید که به سؤالات مشتریان شما پاسخ دهد و به راحتی بصورت آنلاین در دسترس باشد. این شامل محتوای وبلاگ ، حضور در رسانه های اجتماعی ، کلمات کلیدی است که مشتریان آینده نگر را هنگام جستجوی پاسخ ها به سایت شما راهنمایی می کند و یک وب سایت خوب طراحی شده و مفید.
- تبدیل: اطلاعات بیشتری در مورد مشتریان آینده نگر خود کسب کنید تا بتوانید آنها را از طریق قیف فروش راهنمایی کنید. جمع آوری جزئیات مربوط به مشتریان خود را از طریق فرم های ثبت نام و صفحات فرود ، خبرنامه های ایمیل ، کتاب های الکترونیکی ، سفید و برگه ها شروع کنید. نکته اصلی ارائه بازاریابی هدفمند به مخاطبان مناسب در زمان مناسب است.
- بستن: پس از جمع آوری اطلاعات دقیق در مورد مشتریان آینده نگر خود ، می توانید بازاریابی را که باعث می شود آنها را به خرید محصول یا خدمات خود هدایت کنید ، سفارشی کنید. این شامل پیام رسانی ایمیل است که به طور معمول با استفاده از نرم افزار اتوماسیون بازاریابی انجام می شود که به اقدامات مشتری آینده نگر پاسخ می دهد.
- لذت: در حالی که یک هدف فوری ممکن است فروش یک محصول باشد ، اهداف استراتژیک شما بر وفاداری به برند و ارزش بلند مدت متمرکز است. در این مرحله ، شما باید با مشتریان خود در تماس باشید ، مکالمات را در رسانه های اجتماعی نظارت کنید ، از طریق نظرسنجی ها بازخورد بخواهید و راه هایی برای تأمین پاداش برای وفاداری مشتری پیدا کنید.
روند بازاریابی ایمیل

بازاریابی ایمیل یکی از قدرتمندترین محرک های فروش برای بسیاری از مشاغل است. این مزیت نسبت به نامه مستقیم دارد زیرا می توانید نتایج خود را ردیابی و اندازه گیری کنید ، و تمایل به ارزان تر از سایر کانال های بازاریابی دارد. در اینجا یک مرور کلی از روند بازاریابی ایمیل وجود دارد:
- تعریف کنید: اهداف و مخاطبان خود را مشخص کنید. محتوای ایمیل خود را بر اساس اینکه می خواهید به چه کسی برسید و چه کاری می خواهید انجام دهید ، پایه گذاری کنید.
- آزمون: بازاریابی ایمیل دارای طیف وسیعی از متغیرها است که می تواند بر عملکرد کمپین شما تأثیر بگذارد. برای پیامی که می خواهید ارسال کنید باید بهترین طراحی ، محتوا و قالب را انتخاب کنید.
- ارسال: ایمیل یکی از بزرگترین محرک های فروش برای بسیاری از محصولات است. هر ایمیلی که ارسال می کنید باید با مارک خود هماهنگ شود ، با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند و یک تماس واضح برای عمل ارائه دهد.
- اندازه گیری و گزارش: شما می خواهید درک کنید که مردم چگونه با هر کمپین تعامل دارند. نرخ باز برای ایمیل خود ، تعداد کلیک از طریق سایت خود و هنگام خواندن بازاریابی شما را ردیابی کنید. این داده ها به شما کمک می کند دفعه بعد یک کمپین مؤثرتر ایجاد کنید.
چگونه اتوماسیون بازاریابی روند بازاریابی استراتژیک را تغییر می دهد؟
اتوماسیون بازاریابی در مورد نرم افزاری است که فرآیندهای بازاریابی و وظایف بازاریابی را ساده تر ، خودکار می کند و اندازه گیری می کند. این میزان تلاش دستی و ردیابی را که کمپین های بازاریابی به آن نیاز دارند ، کاهش می دهد. اتوماسیون باعث می شود بازاریابی و شرکت شما کارآمدتر ، مؤثرتر و سودآور تر شود. چه یک شرکت کوچک و چه یک سازمان بزرگ داشته باشید ، می توانید با اتوماسیون توانایی خود در هدف قرار دادن مخاطبان و پیگیری و اندازه گیری نتایج خود ، یک رقابت رقابتی کسب کنید. در اینجا چگونه:
- اتوماسیون بازاریابی به شما کمک می کند تا چشم اندازهای طولانی مدت را پرورش دهید. اتوماسیون چندین کانال دیجیتالی ، از جمله رسانه های اجتماعی ، ایمیل و بازاریابی محتوا را به هم متصل می کند. شما می توانید یک برنامه جامع را ایجاد و ارائه دهید که در آن هر نقطه لمسی مصرف کننده برای تبدیل بهینه شده باشد.
- اتوماسیون بازاریابی ارتباطات شما را قوی تر می کند. هنگامی که داده های کاربر را جمع آوری کردید، می توانید محتوای پویا اضافه کنید که به کمپین شما جنبه های شخصی اضافه می کند. شما مشتریان را با پیام های تبلیغاتی گسترده یا نامربوط متهم نمی کنید. در عوض، مشتریان بالقوه را از طریق قیف فروش هدایت می کنید. با هر اقدامی توسط مشتری احتمالی خود، می توانید پاسخ را خودکار کنید.
- اتوماسیون بازاریابی می تواند به شرکت شما کمک کند تا رویکردی موثر برای کمپین های ایمیل پیدا کند. می توانید متغیرهای مختلفی مانند زمان ارسال ایمیل، خطوط موضوع و ایده ها را برای شخصی سازی آزمایش کنید.
- اتوماسیون بازاریابی توانایی شما در تقسیم بندی مشتریان را بهبود می بخشد. همانطور که اطلاعات مربوط به رفتار، علایق و جمعیت آنها را جمع آوری می کنید، می توانید پیام خود را اصلاح کنید.
- اتوماسیون بازاریابی به شما کمک می کند به مشتریان خود گوش دهید. می توانید چرخه های فروش را ترسیم کنید، داده های ایمیل (نرخ لغو اشتراک، نرخ باز کردن، شکایات هرزنامه) و بازخورد خدمات مشتری را جمع آوری کنید.
از Smartsheet برای مدیریت موثر و نظارت بر فرآیندهای بازاریابی خود استفاده کنید
بهترین تیم های بازاریابی اهمیت مدیریت کمپین مؤثر، عملیات خلاقانه مداوم، و تدارکات رویداد قدرتمند را می دانند - و Smartsheet به شما کمک می کند هر سه مورد را ارائه دهید تا بتوانید مؤثرتر باشید و به دستاوردهای بیشتری برسید.
پلت فرم Smartsheet برنامه ریزی، ضبط، مدیریت و گزارش کار را از هر نقطه ای آسان می کند و به تیم شما کمک می کند موثرتر باشد و کارهای بیشتری انجام دهد. با گزارش های جمع آوری شده، داشبوردها، و گردش های کاری خودکار که برای ارتباط و مطلع نگه داشتن تیم تان ساخته شده اند، در مورد معیارهای کلیدی گزارش دهید و در زمان واقعی کار را مشاهده کنید.
وقتی تیم ها در انجام کار شفاف هستند، نمی توان گفت که چقدر بیشتر می توانند در همان مدت زمان انجام دهند. امروز Smartsheet را به صورت رایگان امتحان کنید.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : 26
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 23:32