سازماندهی، ساخت و توسعه جامعه: رابطه آنها با ابتکارات جامع جامعه، نوشته داگلاس آر. هس
فصل 4: ابتکارات جامع جامعه
تاریخچه مختصر ابتکارات جامع جامعه بازگشت به فهرست مطالب
ابتکارات جامع جامعه که گاهی به آن جامعه سازی جامع یا حتی ساختن جامعه می گویند، یک روند نسبتاً جدید در تغییر جامعه است که قدمت آن تنها به ده ها سال می رسد.
CCI ها از این تصور شکل گرفتند که مشکلات فقر بدون یک رویکرد جامع و هماهنگ برای بازسازی نهادها در جوامع آسیب دیده قابل حل است. قبل از CCI، طرفداران آن ادعا می کنند، رویکردهای توسعه ای و خدماتی برای تغییر جامعه تقسیم بندی شده بودند. مطمئناً، این تا حدودی درست است، زیرا مدت ها اعتقاد بر این بود که جوامع با برنامه های هماهنگ شده بهتر مورد استفاده قرار می گیرند (به عنوان مثال، Spergel، 1969 را ببینید). کوبیش، از میزگرد موسسه آسپن درباره ابتکارات جامع جامعه برای کودکان و خانواده ها، خاطرنشان می کند که CCI ها عبارتند از: ... هم واکنشی در برابر عملکرد اخیر در زمینه های رفاه اجتماعی و توسعه اقتصادی و هم فرمول بندی مجدد رویکردهای قبلی. CCI ها به دنبال جایگزینی رویکردهای مقطعی با تلاش های گسترده تر برای تقویت ارتباطات بین نیازها و فرصت های اقتصادی، اجتماعی و فیزیکی هستند (Kubisch, 1996, n. p.). جنبش CCI طیف گسترده ای از پروژه ها و ساختارهای سازمانی را در بر می گیرد. در واقع، بسیاری از پروژه ها به عنوان یک CCI تعریف می شوند، باید تعجب کرد که آیا این نشانه ای از سردرگمی نیست که کدام شیوه ها در یک جامعه به نتایجی که برنامه های CCI برای آن ها هدف دارند دست می یابند: کاهش فقر شدیداً متمرکز و مقابله با مشکلات پیچیده اجتماعی. به عبارت دیگر، اگر چیزهای زیادی می توانند به عنوان CCI واجد شرایط شوند، آنها چه هستند؟
- اول ، CCIS موسسات موجود را که به جامعه خدمت می کنند ، هماهنگ می کند. به طور کلی ، تأکید بر هماهنگی شرکتهای توسعه جامعه (CDC) و ارائه دهندگان خدمات مبتنی بر جامعه است ، اما سازمان های دولتی محلی نیز اغلب در آن گنجانده شده اند. این هماهنگی تلاش می کند تا خدماتی را که این مؤسسات با روشی منطقی تر در طول زندگی شرکت کنندگان ارائه می دهند و هم برای مقابله با مشکلات اجتماعی با یک درمان جامع با خدمات ارائه دهند. هماهنگی از اطلاعات مربوط به فرصت ها در جامعه و برنامه ریزی برای خدمات و برنامه هایی که علوم اجتماعی نشان می دهد اثرات "هم افزایی" خواهد داشت (استفاده کارآمد از منابع برای کاهش بیش از یک مشکل اجتماعی مانند برنامه بعد از مدرسه که باعث کاهش جرم و افزایش سواد می شود) استفاده می کند. بشربا این حال ، هماهنگی همچنین تلاش می کند تا اطمینان حاصل کند که مناطق بیشتری در افراد و جوامع زندگی می کنند - از جمله عرصه های اجتماعی ، اقتصادی ، جامعه و سیاسی - توسط برنامه ها تحت تأثیر قرار می گیرند.
- دوم ، CCIS ظرفیت مؤسسات جامعه را افزایش می دهد. غالباً این کار از طریق بهبود اعتبار موسسات محلی با و دسترسی به افراد خارجی و کارگزاران برق انجام می شود. گاهی اوقات این شامل شناسایی سیاست هایی نیز می شود که ممکن است از هماهنگی یا ترکیب ارائه دهندگان خدمات جلوگیری کند.
- سوم ، CCIS سعی در افزایش سرمایه اجتماعی در یک جامعه و مشارکت ساکنان در برنامه ریزی و مدیریت CCI دارد. این شامل منابع زیادی به توانمندسازی و به ندرت اشاره ای به سیاست است. همانطور که در زیر مشاهده می شود ، در حالی که اکثر پروژه های دارای برچسب CCIS برای به دست آوردن ورودی جامعه یا توسعه رهبری جدید به نوعی برنامه ریزی جامعه یا ایجاد جامعه متکی هستند ، فقط تعداد معدودی از سازماندهی جامعه استفاده می کنند.
- چهارم ، CCIS با برخی از سایر شیوه های ذکر شده در بالا در شکل گیری و حاکمیت آنها متفاوت است. CCIS ، مانند برخی از CDC ها ، سعی می کند بسیاری از بازیکنان متنوع غیر مقیم را گرد هم آورد. مشارکت ، گسترش تعریف اینکه ذینفعان در یک جامعه چه کسانی هستند ، نه تنها از این دیدگاه ناشی می شود که جوامع فقیر قدرت کافی برای تغییر نهادهای موجود ندارند ، بلکه از این دیدگاه که جامعه باید در زمینه کارگزاران قدرتمند مجدداً تفسیر شودجامعه (براون ، 1996). از طریق نقش تشکیل دهنده آنها ، بنیادها و CCIS مزایای منطقه تحت مداخله (یا موضوع برای CCIS مبتنی بر موضوع) را برای کسانی که قبلاً نمی توانستند نحوه تعامل با جامعه را درک کنند ، می دانند. بنابراین ، CCIS منابع و شرکای جدیدی را برای همکاری ها ایجاد می کند. برخی معتقدند که این همکاری ها می توانند منبع روابط آینده برای حل سایر مشکلات گریزان تر مانند نژادپرستی باشند (کینگزلی ، مک نیلی و گیبسون ، 1997).
چندین گروه گسترده از بازیگران که در CCIS شرکت می کنند وجود دارد. شکل 3 ترسیم CCIS در منابع مختلف این گروه ها را نشان می دهد.
شکل 3: ابتکارات جامع جامعه به فهرست مطالب
اول ، آژانس های توسعه جامعه وجود دارند. در همان زمان که CCIS برای اولین بار از نظر مفهومی شکل گرفت ، اواخر دهه 1980 ، برخی از CDC ها شروع به تنوع بخشیدن به پروژه های خود کردند. CDC های بیشتری شروع به افزودن پروژه های سرمایه انسانی (به عنوان مثال ، آموزش شغلی) به پروژه های سنتی سرمایه فیزیکی خود (به عنوان مثال ، توسعه مسکن) کردند. برخی از CDC ها همچنین پروژه های مشارکتی را با هدف ایجاد مشارکت مقیم در برنامه ریزی و اقدامات گروهی به کارگردانی جامعه اضافه کردند (به عنوان مثال ، پاکسازی محله ها ، جلسات با پلیس در مورد گشت های پا و غیره).
همانطور که قبلاً اشاره شد ، این تغییرات تا حدودی پاسخی به این انتقاد مبنی بر اینکه CDC به دلیل تمرکز آنها بر مدیریت مسکن و سایر برنامه های توسعه جسمی ارتباط جامعه خود را از دست داده است. این تلاش برای اصلاح کار CDC به خوبی با نیاز بسیاری از CCIS برای یافتن سازمان های واسطه ای در جوامع که می توانند با موسسات خارجی همکاری کنند و همچنین نوعی مشارکت در جامعه را تسهیل کنند. از این رو ، بسیاری از CCI ها دارای ویژگی های مشابه با توسعه جامعه و شیوه های ایجاد جامعه هستند. برخی از CCIS ، مانند برنامه جامع احیای جامعه برونکس جنوبی ، کاملاً روی CDC ها متمرکز شده اند (Spilka and Bus ، 1998). در شکل 3 ، این بازیگران توسط جعبه های توسعه جامعه و ایجاد جامعه نشان داده شده است.
دوم ، دخالت بنیادها در توسعه CCIS نیز باید برجسته شود. اگرچه دولت های محلی در بسیاری از CCIS درگیر هستند ، اما برخی از ناظران خاطرنشان می کنند که این علاقه بدون کمک های بنیادی خصوصی به جدول وجود نخواهد داشت. بنیادها نه تنها کمک های مالی بزرگ و چند ساله را ارائه می دهند ، بلکه اغلب کمک های فنی ، ارزیابی صندوق از CCIS و پشتیبانی از مباحث و تحقیقات ملی در مورد CCIS را ارائه می دهند. سرانجام ، بنیادها همچنین می توانند در جامعه ای نقش مهمی ایفا کنند که برای کار مشترک اولیه بین مقامات آژانس و سازمان های جامعه مستقر که اغلب نشانگر شروع CCI هستند ، مهم است.
تنش ها (بیش از کنترل منابع جدید ، بازنویسی عمومی در برنامه های آژانس ها ، پاسخگویی همه بازیکنان در حاکمیت مشارکتی ، ترس از دستکاری توسط سایر ذینفعان و غیره) بدیهی است که از چنین ترتیب ناشی می شود و اغلب در ادبیات ذکر می شود(موسسه آسپن ، 1997 ؛ Chaskin and Garg ، 1997). در بخش بعدی چگونگی اندازه گیری CCIS در برابر پایه های مشخص شده در فصل 2 بررسی شده است.
مقایسه CCIS در برابر پایه ها به فهرست مطالب
در زیر ، من در مورد ویژگی های CCIS در مورد پایه های ذکر شده در فصل 2 ، با نمونه های گاه به گاه از CCIS که روند را جمع می کند ، خلاصه می کنم. البته در تمرین CCI تنوع وجود دارد و این یک زمینه جدید و در حال تحول است. در حقیقت ، همانطور که نشان داده خواهد شد ، به نظر می رسد که واقعاً دو نوع مختلف CCI وجود دارد. این در بخش زیر مورد بررسی قرار می گیرد. مقایسه ای که به شرح زیر است ، و در جدول 5 خلاصه شده است ، بر اساس بررسی ادبیات ارزیابی و برنامه ریزی CCIS است. برای بررسی چندین CCIS مهم در مقایسه با ویژگی های سازماندهی ، ساخت و توسعه ، جدول 6 را در پیوست A مشاهده کنید.
جدول 5: CCIS در مقایسه با پایه ها
| پایه | سازماندهی | ساختمان | در حال توسعه | CCI |
| ارزش اصلی | مشارکت | رهبری | تجربه و تخصص | تخصص و رهبری |
| ماهیت علاقه عمومی به یک جامعه | متضاد | وابسته به اجتماع | مفرد | جمعی و مجرد |
| قدرت | تنظیم دستور کار | برنامه ریزی دستور کار | کثرت گرا | برنامه ریزی کثرت گرا و دستور کار |
| ماهیت سرمایه اجتماعی | وابسته به سیاسی | درونی؛ داخلی | مبتنی بر همکاری | مشارکتی (ضعیف تر از نظر داخلی) |
| ماهیت تعامل مدنی | فعالیت سیاسی | شهروندان درگیر | سیاست گذاری | سیاست گذاری (ضعیف تر از شهروندان درگیر) |
مقدار اولیهاز ادبیات نظری تشخیص مقادیر اصلی CCIS دشوار است. دقیقاً همانطور که برای ارزیابی کنندگان برنامه برای ارزیابی چگونگی ارزیابی تأثیر برنامه های پیچیده CCIS� ، در حال تغییر و خدمات بزرگ و درمانی بسیار دشوار است ، تشخیص برخی از ویژگی های کیفی CCIS دشوار است. در واقع ، CCIS به هر سه ارزش ذکر شده در مقاله علاقه مند است. علاوه بر این ، آنها به طور خاص تشخیص می دهند که تخصص از زمینه های خدمات و برنامه ریزی اجتماعی برای مقابله با فقر مداوم کافی نبوده است.
با این وجود ، از نوشته های پزشک و ارزیابی مشخص است که بیشتر CCI ها به رهبری (اغلب در سطح آژانس دولتی و هم در سطح ارائه دهندگان توسعه و خدمات مبتنی بر جامعه) متکی هستند و هم برای تخصص (هم برای مدیریت CCIS و هم برای شناسایی چه علوم اجتماعینتیجه گیری باید کار کند ، به عنوان مثال ، بررسی ادبیات ارزیابی برنامه برای یافتن برنامه های مؤثر و مرتبط) برای شروع CCI.
مشارکت ، در قالب مالکیت عضویت ، در مقایسه با سازماندهی جامعه در CCIS کم است. از 17 CCIS که مورد بررسی قرار گرفت ، آیزن (1992) تنها 6 نفر با کنترل اکثریت مقیم بر هیئت حاکمه سازمان یافت. والش (1997b) دریافت که مشارکت مقیم هم در پروژه آتلانتا و هم مشارکت ساختمان جامعه بنیاد شرکت (CBP) در محله Sandtown-Winchester بالتیمور پس از تصاحب مدیریت توسط متخصصان ، آژانس ها یا رهبران منصوب سیاسی ، به طرز فجیعی کنار رفت.
والش (1997b) به طور خلاصه بررسی خود در مورد سازماندهی جامعه در CBP و 4 ابتکار عمل دیگر را خلاصه می کند: CBP با همکاری قوی با ساخت ، وابسته به بنیاد مناطق صنعتی - نیروگاه سازماندهی محترم که توسط سائول آلینسکی تأسیس شده است "آغاز شد اما به تدریج سازمان دهندگان آن" مدافع شدند"مسئولیت بیشتر در مورد مسائل مربوط به برنامه های CBP را بر عهده دارد ، سپس به جامعه کمک می کند تا دستور کار خود را تعیین کند. چند سال از این پروژه ، برخی از اعضای جامعه برای سازماندهی قدیمی تر ، به ساکنان سطحی ، خواسته ها و شکایات مستقل از منطقه برنامه که توسط CBP بیان شده است ، دست و پنجه نرم کردند. تا به امروز ، تنش همچنان ادامه دارد.
هیچ یک از ابتکارات دیگر [بررسی شده] سرمایه گذاری زیادی در سازماندهی نکرده است (ص . 102). به طور خلاصه ، تنها چند CCIS با پروژه مشارکت و بسیج جامعه از یک سازمان جامعه محور با تجربه در سازماندهی جامعه آغاز می شود و سپس به شناسایی اینکه ذینفعان باید در یک همکاری وارد شوند ، ادامه می دهند. Chaskin and Garg (1997) با یافته های والش (1997b) موافق است که مشارکت ، یکی از ویژگی های اصلی سازماندهی جامعه ، در CCIS ضعیف است. آنها می نویسند که سازماندهی "اغلب به بسیج ساکنان برای شرکت در جلسات یا فعالیت ها یا به اشتراک گذاری اطلاعات از طریق خبرنامه یا پروازها محدود می شود" (ص 11). Annie E. Casey Foundations "بازسازی جامعه به نظر می رسد الگویی را دنبال می کند که مشارکت از طریق سازماندهی جامعه در اوایل مورد تأکید قرار می گیرد ، اگرچه به نظر می رسید که برنامه آینده جدید جدید همان بنیاد ، رویکرد از بالا به پایین را دنبال کرده است (Cippalone ، 1999 ؛ Walsh، 1997a ؛ مرکز مطالعه سیاست های اجتماعی ، 1995).
برداشت از منافع عمومی. گرایش CCIS این است که با نهادهای مشارکتی ، و کمتر یک سازمان موجود ، شروع شود و این ظرفیت هیئت مدیره را برای برنامه ریزی جامعه و درگیری ساکن گسترش دهد. در عین حال ، آنها همچنین مایل به افزایش تعداد دلبستگی هایی هستند که سازمان CCI به منابع خارجی و همکاران دارد. بنابراین ، CCIS یک سازمان جامعه یا یک سازمان مشترک جدید ایجاد شده از سازمان ها را به نقش واسطه برای کل جامعه بر سر یک مجموعه مهم ، قابل مشاهده و غالباً گران قیمت تبلیغ می کند. به عبارت دیگر ، CCI در حال گسترش فعالیت ها و روابط واسطه ای هم به جامعه (از طریق برنامه های بیشتر و برنامه ریزی جامعه) و خارج از جامعه (از طریق پروژه های مشترک بیشتر با آژانس های کارگزاران قدرت ، شرکت ها ، شرکت ها و غیره) است. بشر
واضح است که این CCIS را در موقعیتی ظریف قرار می دهد. نمایندگان خارجی و داخلی برای جامعه ممکن است علایق بسیاری داشته باشند که قابل سازش نیستند. با این حال ، با کمال تعجب ، درگیری فقط به ندرت به عنوان یک بخش سالم از این فرایند شناخته می شود. اگر درگیری به رسمیت شناخته شود ، به عنوان چیزی تلقی می شود که گهگاه می تواند بی ضرر تحمل شود ، حتی اگر در پایان اجماع باید بر مهمترین موضوعات حاکم باشد (کانل و کوبیش ، 1998 ، ص 30). به نظر می رسد که در CCIS فداکاری صریح و صریح وجود دارد تا درگیری بین منافع را به عنوان نقطه ای که عمل سازماندهی می تواند دستور کار جامعه را پیش ببرد - که در فرآیند ایجاد جامعه مشخص شده است - بیش از محدودیت ها یا بلوک های جاده ای که سایر علایق ممکن است بر آنها قرار دهند. موفقیت ابتکار عمل. در عوض ، درگیری به عنوان آسیب شناختی تلقی می شود و علایق برای مشارکتی از طریق اجماع (یعنی جمعی) یا از طریق تحقیقات تخصصی در مورد نیازهای جامعه (یعنی مفرد) مشخص می شود.
Outliers در این مورد ابتکار محله خیابان دادلی (DSNI) و چند CCI در جنوب روستایی است. DSNI و CCI های روستایی CCIS بسیار خارق العاده هستند. پروژه های روستایی که توسط بنیاد برت و مری مایر تأمین می شود ، با هدف سازماندهی ساکنان در سازمانهای کنترل شده ، گاه مبتنی بر عضویت ، مبتنی بر حقوقی ، که از تعداد آنها برای تأثیرگذاری در هیئت مدیره مدرسه و سایر نهادهای دولتی محلی استفاده می کنند. یکی از این پروژه ها در یک شهر کوچک در می سی سی پی "یک مبارزه سیاسی و حقوقی هماهنگ را برای گنجانیدن ، انتخاب کرد ، یک شهردار و شورای شهر را انتخاب کرد و شروع به فشار برای خدمات از ایالت و ایالت کرد" (آیزن ، 1992 ، ص 13). این در مورد غفلت CCIS� از سازماندهی سنتی است که پروژه هایی مانند این که از تعارض عمومی استفاده می کنند ، هرگز در ادبیات فراتر از این مطالعه اولیه توسط آیزن ذکر نشده است.
DSNI ، به نوبه خود ، همچنین با سایر پروژه هایی که CCIS در نظر گرفته می شود بسیار متفاوت است. DSNI در سطح مقیم شروع به کار کرد و طرح مشترک را که بنیادها مایل بودند در ابتدا به جامعه تحمیل کنند ، رد کرد (تولوس ، 1996). طراحی اصلی هیئت مدیره ، که مانند بسیاری از CCIS قرار بود ترکیبی از افراد مختلف خارجی باشد که از ساکنان خارج می شود ، توسط جامعه به طرز تهاجمی رد شد. در عوض ، یک هیئت مدیره با کنترل اکثریت جامعه تأسیس شد و DSNI پروژه ای از ساختمان جامعه (با استفاده از یک فلسفه مبتنی بر دارایی) و سازماندهی (استفاده از استخدام اعضای درب به درب) را برای به دست آوردن اقتدار برجسته دامنه بخش بزرگی از املاک پوسیدگی آغاز کرد. در محله خود (Medoff and Sklar ، 1994).
به اعتقاد من ، DSNI به اشتباه CCI خوانده شده است. در گذشته ، مانند پروژه های سازماندهی روستایی ، اول همکاری و مشارکت دوم را توسعه داده است. در عوض ، DSNI بر بسیج جامعه متمرکز شد تا شهر را مجبور به تمیز کردن خیابان ها و ارائه سایر خدمات ساکنان شناسایی شده کند. با این حال ، کار اخیر DSNI با بنیاد کیسی برای ساختن هر دو پروژه اصلاحات خدمات اجتماعی قوی تر و همکاریهای پیچیده تر نشانه ای از ایجاد CCIS از شناسایی منافع عمومی از پایین به بالا است (که ممکن است منجر به تضاد با آن نهادها شود. چه کسی آنچه را که این علایق به آن نیاز دارند ارائه می دهند) و نه فقط از شناسایی منافع جمعی از روابط مشترک یا دیدگاه مفرد در مورد منافع جامعه که متخصصان در آن تمرکز می کنند.
قدرت. به نظر می رسد بحث درباره «توانمندسازی» در CCI ها اغلب مانع از بحث دقیق تر درباره قدرت می شود. به نظر می رسد که توانمندسازی به عنوان کارآمدی در مقابله با عواملی که جامعه با آن مواجه است، تعریف می شود و نه به دست آوردن کنترل بر این عوامل."اصلاح سیستم" در CCI به بهبود تحویل و طراحی آژانس اشاره دارد. این به سیستم های بزرگ تر اقتصاد سیاسی محلی و ملی اشاره نمی کند که سازمان دهی می خواهد با آنها مقابله کند. به عبارت دیگر، تشخیص راه هایی برای بهبود درمان ها یا تشویق به اقدام داوطلبانه برای رویارویی با عوامل ایجاد ناراحتی، و عدم مقابله مستقیم با منشاء عوامل، کلیدی است.
اگرچه نیازهای سیاسی ساکنان به عنوان بخشی از رویکرد کل نگر CCI ها شناخته می شود، به ندرت می توان بحث صریح قدرت را در ادبیات یافت. استثناهایی در این مورد که به قاعده اشاره می کنند، یتس، اودانل و جانسون هستند (استون، 1996). در مقالات منتشر شده از یک سمپوزیوم در مورد CCIs که توسط مرکز چاپین هال برای کودکان در دانشگاه شیکاگو برگزار شد، این سه نویسنده، از بین بیش از سه دوجین، تنها کسانی بودند که به تضاد بر سر مسائل نژادی یا طبقاتی در ساختار قدرت محلی اشاره کردند. به عنوان چیزی که باید در لحظات کلیدی در عمل تغییر جامع تشویق شود. برخلاف سایر نویسندگان، آنها تعارض بر سر دستور کار را آسیب شناختی یا صرفاً مانعی برای غلبه بر روند شکل گیری اجماع نمی دانستند.
CCI ها بیشتر بر سطوح پلورالیستی و برنامه ریزی دستور کار قدرت تمرکز می کنند تا سطح تنظیم دستور کار. از آنجایی که اکثر CCI ها دارای فلسفه توسعه جامعه مبتنی بر دارایی هستند، از گروه های متمرکز، نظرسنجی ها، گروه های کاری ساکن و جلسات جامعه برای کشف روابط و منابع موجود در محله ها استفاده می کنند که می تواند بیشتر توسعه یابد. این اکتشافات، همراه با تجزیه و تحلیل سیاست و ارزیابی برنامه های تحقیقاتی CCI ها، به ارگان های مشترک آورده می شوند تا به برنامه تبدیل شوند. در واقع، یکی از راه هایی که CCI ها افراد خارجی را وارد همکاری می کنند، ارائه این ایده ها و تحقیقات نوآورانه است. به عبارت دیگر، از میان بسیاری از بازیگرانی که یک جامعه باید از آنها توجه کند، CCI ها به جای ایجاد قدرت برای تنظیم دستور کار بر اساس منافع جامعه، بر توسعه دستور کار با بازیگران خارجی از طریق تحقیق و تحقیق ایده ها (کثرت گرایی) تمرکز می کنند.
سرمایه اجتماعی. سرمایه اجتماعی موضوع اصلی بحث برای CCIها است، با این حال تاکید بیشتر بر ماهیت مشارکتی (یا پل زدن) و درونی سرمایه اجتماعی است که در فصل 2 مورد بحث قرار گرفت. آنها این کار را تا حدی انجام نمی دهند که نیاز به کار با ارائه خدمات و کمک های خارجی را نادیده بگیرند. پروژه ها با عوامل و مؤسسات خارجی منبع فرصتی برای همکاری و ایجاد روابط در بین خطوط طبقاتی و نژادی است. با این حال، به دلیل کم بودن بحث های نژادی، طبقاتی و قدرت سیاسی در ادبیات CCI، جای تعجب نیست که مشکلات سیاسی ناشی از همکاری بین گروه ها - خلاصه نظرات دو سوزا بریگز را ببینید - مورد بحث قرار نگیرد.
برای بررسی، همکاری های بین کارگزاران قدرت و جامعه ضعیف می تواند با اجماع نادرست، درگیری های مهم بین جوامع را که جامعه ضعیف تر بر سر آن شکست می خورد، بپوشاند (همچنین به اسماک، 1997 مراجعه کنید). بنابراین، با تمرکز بر سرمایه اجتماعی داخلی، که بر راه حل های محلی متمرکز است، و سرمایه اجتماعی مشارکتی، که بر مشارکت بین جامعه و عوامل بیرونی متمرکز است، به استثنای شناخت ماهیت سیاسی سرمایه اجتماعی، جوامع در CCI نمی توانندهمیشه با شرکای قدرتمند خود برای دستیابی به پاسخگویی در مورد مسائل بزرگتر در اقتصاد سیاسی یا حتی رسیدگی به آنها کار می کنند.
فیشمن و فیلیپس (1993) خاطرنشان می کنند که همکاری ها زمانی می توانند مشکلات شدیدی داشته باشند که نتوانند هیچ کاری در مورد تغییرات سیاسی که بر بازیگران یا نهادهایی که با آنها کار می کنند یا بخشی از همکاری را تشکیل می دهند انجام دهند: یک پاسخ دهنده [CCI] [در مصاحبه های ما]خاطرنشان کرد: "وقتی رهبری سیاسی شهر تغییر می کند، مانند خیره شدن است."یکی دیگر اظهار داشت: "تغییرات در چشم انداز سیاسی مشکلات واقعی ایجاد می کند. در حال حاضر هیچ رهبری یا چشم انداز منسجمی در شهر ما وجود ندارد" [که با آن همکاری کنیم] (ص. 21). برای مثال، در آتلانتا، شرکت ها به کارکنان ارشد زمان می دادند تا در پروژه های همسایگی شرکت کنند، اما به دلیل مشارکت در استراتژی ایجاد شغل که برای خروج جوامع از وابستگی به خدمات ضروری بود، پاسخگو نبودند (Walsh, 1997b p.. 57). با تمرکز بر همکاری از ابتدا، جوامع ممکن است فرصتی برای توسعه سرمایه سیاسی کافی برای مشارکت بیشتر با شرکا در نهادهای مشارکتی نداشته باشند.
مشارکت مدنی. افزایش درگیری مدنی این است که مشخصه CCIS باشد. با این حال ، به نظر می رسد که در ابعاد ما برای مشارکت مدنی ، بیشتر CCI ها تا حد زیادی به تجویز نقش سیاست گذاری برای ساکنان می چسبند (Sviridoff and Ryan ، 1996 p. 24). به عنوان مثال ، بسیاری از CCIS دارای یک ساختار حاکمیتی با تکیه بر داشتن بازیگران قدرتمند از آژانس ها در جدول هستند ، که اغلب از ساکنان جامعه پیشی می گیرند (آیزن ، 1992 ؛ جنی ، 1993 ؛ والش ، 1997b). مواردی که از چنین ساختاری استفاده نمی کنند ، به گروه های متمرکز ، نظرسنجی یا جلسات سالانه محله متکی هستند تا نوع دیگری از سیاست گذاری را انجام دهند.
به نظر می رسد که ابعاد شهروندی درگیر ، چنین دلیل پراکنده ای برای CCIS است که مستقیماً درگیر آن شود ، به خصوص با اندازه جمعیت که بسیار بزرگتر از مواردی است که معمولاً در شیوه های ایجاد جامعه مورد استفاده قرار می گیرند ، که CCIS فقط می تواند از طریق تکرار پایدار ، عملکرد جامعه را تقریبی کندبرنامه ریزی و برنامه ریزی مجدد. اگرچه CCIS ممکن است کمپین های بسیار عمومی و جلسات جامعه داشته باشد ، اما اینها به معنای ایجاد مجموعه ای اساسی از تعامل ثابت و مکرر نیستند.
بنابراین ، به نظر می رسد که این شهروندان درگیر فقط در نتیجه روابط توسعه یافته در برنامه های خاص جامعه محور ، از CCIS بیرون می آیند. به عنوان مثال ، افزایش بسیج داوطلبان برای پاکسازی جامعه ، نظرسنجی دارایی ها و نیروهای وظیفه چیزی است که CCIS می تواند و برخی نیز مرتباً تکرار می کنند. با این حال ، افزایش درگیری که ممکن است در نتیجه وجود شبکه های اجتماعی بیشتر به وجود بیاید ، نیاز به تعهد بیشتری به بسیاری از تمرینات در زمینه ساخت جامعه در مقیاس کوچک دارد ، چیزی که به نظر می رسد فقط اقلیت CCIS درگیر آن است (اغلب فقط به عنوان برنامه ای که با آن انجام می شودجوانان). هنوز هم کمتر آشکار است ، چگونه CCIS شهروندان را در امور سیاسی درگیر می کند. تنها منابع مختصر به چنین کارهایی درایوهای ثبت نام رای دهندگان در لیست پروژه هایی است که CCIS در آن مشغول کار بوده اند (جنی ، 1993). بنابراین ، نقش اصلی شهروندان در CCIS سیاست گذاری است ، با تأکید ضعیف تر - در مقایسه با ایجاد جامعه - در توسعه یک شهروند درگیر.
به کمک مجدد: در جدول 5 این مقایسه CCIS در برابر مبانی برای تمایز بین شیوه های تغییر جامعه خلاصه شده است. به طور کلی ، CCIS برخی از ویژگی های توسعه جامعه و تمرین جامعه را ادغام می کند ، اما بیشتر آنها ویژگی های سازماندهی جامعه را ندارند.
چگونه سازماندهی می تواند به CCIS کمک کند؟بازگشت به فهرست مطالب
لازم به ذکر است که به نظر می رسد دو نوع مختلف CCI وجود دارد. اول ، مواردی وجود دارد که از همکاری بین بنیادها ، آژانس ها ، شرکت ها و سازمان های توسعه و خدمات مبتنی بر جامعه به سمت برنامه ریزی جامعه حرکت می کنند. این نوع اکثریت CCI های موجود در ادبیات بررسی شده را نشان می دهد (به جدول در پیوست A مراجعه کنید). دوم ، CCIS وجود دارد که با ایجاد جامعه و سازماندهی و ایجاد نقش همکاری با بازیگران خارجی با بنیادهای کمک ارائه می شود. این نوع دوم CCI همان چیزی است که بنیاد آنی E. کیسی در برنامه بازسازی ابتکار عمل جامعه پس از استفاده از نوع اول در برنامه آینده جدید جدید خود ، دلگرم کننده است (Cippalone ، 1999).
همانطور که در بالا نشان داده شده است ، ابعاد پنج پایه که با سازماندهی همراه هستند از این نوع اول CCIS وجود ندارد.(نوع دوم برای ایجاد ادبیات کافی برای بررسی بسیار جدید است.) در زیر ، من در مورد مشکلاتی که برای CCIS وجود دارد که از سازماندهی استفاده نمی کنند ، بحث می کنم.
از آنجا که CCIS ویژگی های بسیاری را با توسعه جامعه به اشتراک می گذارد و تا حدی کمتر ، ساختمان جامعه ، جای تعجب ندارد که آنها می توانند از داشتن نقاط ضعف مشابهی که این شیوه ها دارند ، مورد انتقاد قرار گیرند:
قدرت کافیCCIS که بیش از همه در تحول آنها متمرکز است ، "اهرم" یا "اقتدار" سیاسی برای تغییر سیستم های بزرگ نخواهد داشت. مرکز مطالعه بررسی سیاست های اجتماعی (1995) از پنج CCIS در برنامه آینده بنیاد Annie E. Casey� نشان داد که: [CCI] همکاری های باید فراتر از مرحله سازمان های "تعاونی" باشد که به سادگی هماهنگ می شوندفعالیت ها و نظارت بر توزیع پول. تجربه جدید آینده نشان می دهد که قدرت سیاسی برای رسیدگی به برنامه های رقیب و متناقض ، حل و فصل اختلافات و در نهایت سازمان ها و افراد را برای پاسخگویی به اهداف و انتظارات برای [CCI] ضروری می داند. بشربشر(ص 95). به همین ترتیب ، والش (1997b) خاطرنشان كرد كه آتلانتا CCI با حمایت مرکز كارتر قادر به مشاركت كافی توسط شركتها برای محلات پیرامون مسائل مربوط به اشتغال نبود ، حتی اگر این موضوع در اوایل به عنوان یك مسئله مهم شناخته شود. شبکه های سازماندهی بیشماری در سراسر کشور که در حال حاضر فعالیت های مربوط به مشاغل و دستمزدها را انجام می دهند (برای خلاصه به http://www. aco. org مراجعه کنید). CCIS که در ساخت سازماندهی در اوایل کار خود متمرکز است ، بهتر خواهد بود تا هر دو سؤال را بپرسید که ریچارد طوب (1996) تشویق می کند: "اگر همه شغلی داشته باشند؟" چه می شود؟ "و حمایت از بخش های دولتی و خصوصی را برای تعهدات مربوط به رشد شغلی و دستمزد انجام دهید.
به طور خلاصه ، مانند توسعه و ساخت جامعه ، سازماندهی می تواند CCIS را برای فشار لازم برای فشار آوردن به برنامه های جوامع به جلو و نگه داشتن بازیگران در نهادهای مشارکتی پاسخگو باشد.
همانطور که مارتین و رین در نتیجه گیری خود یادداشت می کنند ، برای متخصصان یا طرفداران کافی نیست که صرفاً اطلاعات یا خدمات بهتر یا جدید داشته باشند. آنها همچنین باید بتوانند توجه خود را به آن جلب کنند (ص . 280). این همان چیزی است که من در اینجا به عنوان دستور کار ماهیت قدرت فراخوانی کرده ام. برای مارتین و رینز ، ناتوانی فقرا در برقراری ارتباط با ساختار سیاسی از طریق روشهای غیررسمی ، آنها را وادار می کند تا از طریق فشار برای اصلاح کانال های رسمی (سیاسی) (ص . 279) به دنبال جبران خسارت باشند.
تفسیر Gittell و Vidals از سازماندهی جامعه سنتی به عنوان ضد تولید ، روند متداول در نوشته های مربوط به روش های تغییر را نشان می دهد: تفاوت بین رویکردها صفر است. به عبارت دیگر ، تفاوت بین روشهای مختلف تغییر اجتماعی برجسته می شود و برای اثبات اینکه یک روش نسبت به دیگری برتر است ، مورد استفاده قرار می گیرد. پیدا کردن مفسران که معتقدند اختلافات بین روشها وجود دارد دشوار بوده است ، اما در صورت انجام یک رویکرد واقعاً جامع برای تغییر جامعه ، باید از روشهای مختلفی استفاده شود. اگر مارتین و رین صحیح باشند ، این تلاش برای تغییر قابل توجه بازیگران را ملزم به کار در حالت های مختلف می کند ، پس یافتن راه هایی که این حالت های مختلف می توانند با هم کار کنند ، یا حداقل همزمان ، مشکلی است که ظاهراً هنوز هم نیاز به حل آن دارد. همانطور که در بالا ذکر شد ، سازماندهی می تواند توانایی سرمایه داخلی اجتماعی را برای زنده ماندن از مشارکت درگیری با بازیگران قدرتمند به وجود آورد.
محلی گراییسرانجام ، سازماندهی شبکه ها می توانند CCIS را برای عدم مشارکت آنها در امور منطقه ای یا ملی فراهم کنند. Smock (1997) خاطرنشان می کند که مشکلات درون شهری با منابعی که بازیگران مستقر در شهر می توانند به تنهایی ارائه دهند ، قابل حل نیست. به طور خاص ، بهارگاوا (1998b) خاطرنشان می کند که تنها با کار کردن در سطح منطقه ای ، ایالتی و فدرال می تواند شهرهای درونی و زیر شهرهای داخلی به اندازه کافی برای "مقابله با منافع وتی ، حومه شهر" به دست بیایند (ص 7). همانطور که در بالا ذکر شد ، بسیاری از شبکه های سازماندهی در حال توسعه هستند یا در حال توسعه هستند (به Bhargava 1988b) ، پیوندهای منطقه ای ، در سطح کشور و ملی با سیاست. این پروژه های شکل گیری ائتلاف ، که اغلب شامل کلیساها ، اتحادیه های کارگری و سازمان های جامعه غیرمجاز است ، می توانند CCIS فرصتی را برای گسترش دید خود فراتر از راه حل های محلی برای مشکلات ناشی از ملی فراهم کنند.
در فصل آخر ، برخی از روش هایی که CCIS می تواند این شیوه ها ، به ویژه عناصر سازماندهی را در بر بگیرد ، مورد بحث قرار می گیرد.
-
- اول ، به عنوان مجری روابط و پروژه های جدید ، بنیادها اغلب به جای شناسایی یک ساختمان موجود در جامعه یا پروژه سازماندهی جامعه که می تواند یک کمپین CCI از پایین به بالا باشد ، از ابتدا اجسام مشترک تشکیل می دهند تا از ابتدا CCI را هدایت کنند. این نهادهای مشارکتی شامل کارمندان آژانس دولتی ، مقامات منتخب ، رهبران شرکت ها و سایر "کارگزاران قدرت" علاوه بر ساکنان جامعه است.
- دوم ، از آنجا که توسعه جامعه با تسهیل روابط مشترک نسبت به سایر شیوه ها ارتباط نزدیکی دارد ، این رایج ترین تمرین جامعه در CCIS است.
- "دوباره ماهیت فقر را به عنوان بخشی از نتیجه ناتوانی و پیش نیازهای اصلاحات به عنوان مشارکت محلی تعریف کرد."
- "اقدامات اجتماعی تازه و مشروعیت و مشروعیت ،"
- محرومیت از روند سیاست گذاری ،
- راهی برای توسعه رهبران سیاسی جدید ایجاد کرد (ص 269).
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : 29
تاريخ : چهارشنبه
8 شهريور
1402 ساعت: 19:37