علیرغم موارد نظری قوی که می توان برای تجارت آزاد بین المللی مطرح کرد، هر کشوری در جهان حداقل موانعی را برای تجارت ایجاد کرده است. محدودیت های تجاری معمولاً در تلاش برای محافظت از شرکت ها و کارگران در اقتصاد داخلی در برابر رقابت شرکت های خارجی انجام می شود. سیاست حمایتی سیاستی است که در آن یک کشور واردات کالاها و خدمات تولید شده در کشورهای خارجی را محدود می کند. کاهش رشد اقتصاد ایالات متحده در اواخر سال 2007 و در سال 2008، دور جدیدی از احساسات حمایت گرایانه را ایجاد کرد که عاملی در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2008 شد.
به عنوان مثال، ایالات متحده از سیاست های حمایتی برای محدود کردن مقدار شکر تولید شده خارجی به ایالات متحده استفاده می کند. اثر این سیاست کاهش عرضه شکر در بازار ایالات متحده و افزایش قیمت شکر در ایالات متحده است. لایحه مزرعه ایالات متحده در سال 2008 شرایط را برای تولیدکنندگان شکر شیرین کرد. قیمت تضمینی دریافتی آنها را افزایش داد و واردات شکر خارجی را محدود کرد تا تولیدکنندگان آمریکایی همیشه حداقل 85 درصد از بازار داخلی را در اختیار داشته باشند. این لایحه برای اولین بار محدودیت درآمدی را تعیین کرد - فقط تولیدکنندگانی که درآمدشان کمتر از 1. 5 میلیون دلار در سال (برای زوج ها) یا 750000 دلار برای افراد باشد، یارانه مستقیم دریافت خواهند کرد (وال استریت ژورنال، 2008).
قیمت شکر در ایالات متحده تقریباً سه برابر قیمت جهانی شکر است، بنابراین مقدار مصرف در ایالات متحده کاهش می یابد. این برنامه به نفع تولیدکنندگان چغندرقند و نیشکر با هزینه مصرف کنندگان است.
شکل 17. 10 تأثیر سیاست های حمایتی

سیاست های حمایت گرایانه، مقدار کالاها و خدمات خارجی عرضه شده به کشوری را که محدودیت را اعمال می کند، کاهش می دهد. در نتیجه، چنین سیاست هایی منحنی عرضه را برای کالا یا خدماتی که واردات آن محدود شده است به سمت چپ تغییر می دهد. در مورد نشان داده شده، منحنی عرضه به S تغییر می کند2، قیمت تعادلی به P افزایش می یابد2، و کمیت تعادل به Q می رسد2 .
منبع: Historical Statistics, Colonial Times to 1970: Statistical Abstract of the United States 1998, Table No. 1325; چکیده آماری ایالات متحده، 1990; کمیسیون بین المللی ایالات متحده (http://dataweb.usitc. gov/prepared_reports.asp).
به طور کلی ، سیاست های حمایت گرایانه برای یک کالای خاص ، همیشه عرضه آن را کاهش می دهد ، قیمت آن را بالا می برد و مقدار تعادل را کاهش می دهد ، همانطور که در شکل 17. 11 نشان داده شده است. "نرخ تعرفه ، 1820-2005 ". محافظت اغلب به شکل مالیات واردات یا محدودیتی در مبلغی که می تواند وارد شود ، می گیرد ، اما می تواند به شکل محدودیت های داوطلبانه صادرات و موانع دیگر نیز وارد شود.
تعرفه ها
تعرفه مالیات بر کالاها و خدمات وارداتی است. میانگین تعرفه واردات قابل استفاده در ایالات متحده (یعنی آن دسته از وارداتی که تعرفه ای بر روی آن اعمال می شود) حدود 4 ٪ است. برخی از واردات تعرفه های بسیار بالاتری دارند. به عنوان مثال ، تعرفه ایالات متحده در مورد آب پرتقال یخ زده وارداتی 35 سنت در هر گالن است (که حدود 40 ٪ از ارزش است). تعرفه ماهی کنسرو شده کنسرو شده 35 ٪ و تعرفه کفش های وارداتی بین 2 تا 48 درصد است.
تعرفه هزینه فروش کالاهای وارداتی را افزایش می دهد. بدین ترتیب منحنی عرضه کالاها را به سمت چپ تغییر می دهد ، مانند شکل 17. 10 "تأثیر سیاست های حمایت گرایی". قیمت کالاهای محافظت شده افزایش می یابد و مقدار موجود برای مصرف کنندگان کاهش می یابد.
اقدامات ضد بادی
یکی از متداول ترین اقدامات حمایت گرایانه که اکنون مورد استفاده قرار می گیرد ، اقدامات ضد بارداری است. یک شرکت داخلی ، که با یک رقیب خارجی با رقابت روبرو است ، به دولت خود پرداخت می کند که این شرکت خارجی در حال ریختن است ، یا قیمت "ناعادلانه" را شارژ می کند. طبق قوانینی که در مذاکرات بین المللی پیش از تصویب سازمان تجارت جهانی بیان شده است ، قیمت ناعادلانه به عنوان قیمت زیر هزینه تولید یا زیر قیمت تعریف شده است که شرکت خارجی برای همان کالای خود در کشور خود هزینه می کند. در حالی که این تعاریف ممکن است به اندازه کافی ساده به نظر برسد ، اما ثابت کرده اند که کاملاً مشکل ساز هستند. تعریف "هزینه تولید" یک روش کاملاً دلخواه است. در تعیین هزینه ، آژانس دولتی به طور همواره شامل مشخصات سود "عادی" می شود. این سود عادی می تواند بسیار زیاد باشد. وزارت دادگستری ایالات متحده ، که آژانس ایالات متحده مسئول تعیین اینکه آیا یک شرکت خارجی قیمت ناعادلانه ای را پرداخت کرده است ، گاهی اوقات نرخ سود عادی را بیش از 50 ٪ از هزینه تولید تعریف کرده است ، نرخ بسیار بالاتر از آنچه در اکثر وجود داردصنعت ایالات متحده.
عمل یک شرکت خارجی که قیمت آن را در ایالات متحده شارژ می کند که پایین تر از قیمت آن در کشور خود است ، متداول است. بازار ایالات متحده ممکن است رقابتی تر باشد ، یا شرکت خارجی ممکن است به سادگی سعی کند محصول خود را برای خریداران ایالات متحده که هنوز به محصول خود عادت نکرده اند جذاب کند. در هر صورت ، چنین رفتار تبعیض قیمت غیر معمول نیست و لزوماً "ناعادلانه" نیست.
در ایالات متحده ، هنگامی که وزارت دادگستری تشخیص داد که یک شرکت خارجی به جرم پرداخت قیمت ناعادلانه مقصر است ، کمیسیون تجارت بین المللی ایالات متحده باید تعیین کند که شرکت خارجی به شرکت آمریکایی آسیب های مادی وارد کرده است. اگر یک شرکت آمریکایی کاهش فروش را متحمل شود و در نتیجه در اشتغال ، به طور معمول آسیب های مادی متحمل می شود و وظایف مجازاتی نیز تحمیل می شود.
سهمیه
سهمیه یک محدودیت مستقیم در کل مقدار کالای خوب یا خدماتی است که ممکن است در طی یک دوره مشخص وارد شود. سهمیه ها عرضه کل را محدود می کنند و بنابراین قیمت داخلی کالاهای خوب یا خدماتی را که تحمیل می شود افزایش می دهد. سهمیه ها به طور کلی مشخص می کنند که سهم یک کشور صادراتی از بازار داخلی ممکن است از حد مشخصی تجاوز نکند.
در بعضی موارد ، سهمیه هایی برای افزایش قیمت داخلی به سطح خاصی تنظیم شده است. به عنوان مثال ، کنگره به وزارت کشاورزی نیاز دارد تا سهمیه هایی را به قند وارداتی تحمیل کند تا قیمت عمده فروشی در ایالات متحده بالاتر از 22 سنت در هر پوند باشد. قیمت جهان به طور معمول کمتر از 10 سنت در هر پوند است.
سهمیه ای که مقدار یک کالای خاص وارد شده به اقتصاد را محدود می کند ، منحنی عرضه را به سمت چپ تغییر می دهد ، همانطور که در شکل 17. 10 "تأثیر سیاست های حمایت گرایی". این قیمت را بالا می برد و کمیت را کاهش می دهد.
یک تفاوت مهم بین سهمیه و تعرفه این است که سهمیه هزینه ها را برای تولید کنندگان خارجی افزایش نمی دهد. تعرفه هادر کوتاه مدت ، تعرفه سود صادرکنندگان خارجی یک کالای خوب یا خدمات را کاهش می دهد. با این حال ، سهمیه قیمت را افزایش می دهد اما هزینه های تولید را افزایش نمی دهد و بنابراین ممکن است سود را افزایش دهد. از آنجا که سهمیه محدودیتی را برای کمیت تحمیل می کند ، هرگونه سود حاصل از سایر کشورها باعث ورود شرکتهای جدید نمی شود که معمولاً سود را در رقابت کامل از بین می برد. طبق تعریف ، ورود بنگاههای خارجی جدید برای به دست آوردن سود موجود در ایالات متحده توسط سهمیه مسدود می شود.
محدودیت های داوطلبانه صادرات
محدودیت های صادراتی داوطلبانه نوعی مانع تجارت است که شرکت های خارجی با آن موافقت می کنند که مقدار کالاهای صادر شده به یک کشور خاص را محدود کنند. آنها در دهه 1980 در ایالات متحده برجسته شدند ، هنگامی که دولت ایالات متحده صادرکنندگان خارجی خودروها و فولاد را ترغیب کرد تا موافقت خود را برای محدود کردن صادرات خود به ایالات متحده انجام دهند.
اگرچه چنین محدودیت هایی داوطلبانه خوانده می شود ، اما به طور معمول توافق می شود که فقط پس از اعمال فشار توسط کشوری که صنایع آنها از آنها محافظت می کند ، اعمال شود. به عنوان مثال ، ایالات متحده موفق شده است بسیاری از کشورهای دیگر را تحت فشار قرار دهد تا سهمیه هایی را برای محدود کردن صادرات کالاهای خود از ژاکت گرفته تا فولاد بپذیرند.
محدودیت صادرات داوطلبانه دقیقاً مانند سهمیه معمولی کار می کند. این قیمت برای تولید داخلی را افزایش می دهد و مقدار مصرف شده از کالاهای خوب یا خدمات تحت تأثیر سهمیه را کاهش می دهد. همچنین می تواند سود بنگاه هایی را که با سهمیه موافق هستند ، افزایش دهد زیرا این قیمت را برای محصولات خود دریافت می کند.
موانع دیگر
علاوه بر تعرفه ها و سهمیه ها ، اقداماتی مانند استانداردهای ایمنی ، الزامات برچسب زدن ، کنترل آلودگی و محدودیت های کیفیت همگی ممکن است تأثیر محدود کردن واردات را داشته باشد.
محدودیت های بسیاری با هدف محافظت از مصرف کنندگان در بازار داخلی موانع را به عنوان یک اثر جانبی کاملاً ناخواسته و احتمالاً مطلوب ایجاد می کند. به عنوان مثال ، محدودیت در سطح حشره کش ها در مواد غذایی اغلب در ایالات متحده سختگیرانه تر از سایر کشورها است. این استانداردها تمایل به دلسردی از واردات کالاهای خارجی دارند ، اما به نظر می رسد هدف اصلی آنها محافظت از مصرف کنندگان در برابر مواد شیمیایی مضر است ، نه محدود کردن تجارت. اما به نظر می رسد سایر موانع غیرقانونی به جز نگه داشتن کالاهای خارجی در خدمت هیچ هدفی نیستند. به عنوان مثال ، گوجه فرنگی تولید شده در مکزیک با آنهایی که در ایالات متحده تولید شده است ، رقابت می کنند. اما گوجه فرنگی مکزیکی نسبت به گوجه فرنگی ایالات متحده کوچکتر است. ایالات متحده یک بار محدودیت های اندازه را برای محافظت از مصرف کنندگان ایالات متحده از گوجه فرنگی های کوچک تحمیل کرد. نتیجه یک مانع تجاری بسیار مؤثر بود که از تولید کنندگان ایالات متحده محافظت می کرد و قیمت گوجه فرنگی ایالات متحده را افزایش می داد. این محدودیت ها طبق شرایط توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی لغو شد ، که منجر به افزایش زیاد واردات ایالات متحده گوجه فرنگی مکزیکی و کاهش تولید گوجه فرنگی ایالات متحده شده است (Guajardo ، R. G. and Homero A. Elizondo ، 2003).
توجیهات برای محدودیت تجارت: ارزیابی
توجیه مفهومی تجارت آزاد یکی از قدیمی ترین استدلال های علم اقتصاد است. منطق این استدلال که تجارت آزاد باعث افزایش تولید جهانی، مصرف جهانی و کارایی بین المللی می شود، قابل بحث نیست. اما منتقدان تاکید می کنند که این بحث یک بحث نظری است. آنها می گویند در دنیای واقعی دلایل متعددی برای توجیه اقدامات حمایتی وجود دارد.
صنایع نوزاد
یک استدلال برای موانع تجاری این است که آنها به عنوان نوعی حائل برای محافظت از صنایع نوپا داخلی عمل می کنند. در ابتدا، شرکت ها در یک صنعت جدید ممکن است برای دستیابی به صرفه های مقیاس قابل توجه بسیار کوچک باشند و ممکن است توسط شرکت های مستقر در سایر کشورها تحت فشار قرار گیرند. صنعت جدید داخلی با صرفه جویی در مقیاس بالقوه صنعت نوزاد نامیده می شود.
وضعیتی را در نظر بگیرید که در آن شرکت ها در یک کشور تلاش می کنند وارد صنعت جدیدی شوند که در آن شرکت های بزرگ در حال حاضر در عرصه بین المللی وجود دارند. شرکت های خارجی از صرفه جویی در مقیاس استفاده کرده اند و بنابراین به سطوح نسبتاً پایینی از هزینه های تولید دست یافته اند. شرکت های جدید که با سطوح پایین تولید و هزینه های متوسط بالاتر مواجه هستند، ممکن است برای رقابت مشکل پیدا کنند. استدلال صنعت نوزاد نشان می دهد که با ارائه حمایت در طول سال های شکل گیری یک صنعت، یک تعرفه یا سهمیه ممکن است به صنعت جدید اجازه توسعه و شکوفایی دهد.
شکل 17. 11 نرخ های تعرفه ایالات متحده، 1820-2005

نرخ های تعرفه بر «واردات مشمول مالیات» در طول تاریخ ایالات متحده به طور چشمگیری کاهش یافته است.
منابع: Historical Statistics, Colonial Times تا 1970; چکیده آماری ایالات متحده، 1998، جدول شماره. 1325; چکیده آماری ایالات متحده، 1990; کمیسیون بین المللی ایالات متحده http://dataweb.usitc. gov/prepared_reports.asp).
بحث صنعت نوزاد نقش عمده ای در سیاست تعرفه ای در سال های اولیه توسعه ایالات متحده داشت. شکل 17. 11 «U. S. نرخ های تعرفه، 1820-2005» میانگین نرخ های تعرفه واردات کالاهای مالیاتی در ایالات متحده را از سال 1820 نشان می دهد. تعرفه های بالای اوایل قرن نوزدهم معمولاً به عنوان ضروری برای اجازه دادن به شرکت های آمریکایی برای به دست آوردن جایگاه رقابتی در اقتصاد جهانی توجیه می شد. با ایجاد صنایع داخلی، نرخ تعرفه کاهش یافت. افزایش بعدی تعرفه ها تا حدی پاسخی به بحران های داخلی بود: جنگ داخلی و رکود بزرگ. نرخ تعرفه ها از سال 1930 به شدت کاهش یافته است.
منتقدان استدلال صنعت نوزادان می گویند که پس از انجام حفاظت ، حذف آن بسیار دشوار است. به گفته آنها ، شرکتهای ناکارآمد ممکن است بتوانند برای مدت طولانی تحت چتر حمایت از صنعت نوزادان زنده بمانند.
سیاست تجارت استراتژیک
نسخه جدیدی از استدلال صنعت نوزادان در چند سال گذشته مورد استفاده قرار گرفته است زیرا تحولات فناوری باعث ایجاد صنایع کاملاً جدید شده و موارد موجود را متحول کرده است. نسخه جدید استدلال صنعت نوزادان یک بازار ناقص رقابتی را به عهده می گیرد.
فرض کنید تغییر فن آوری باعث ایجاد صنعت جدید شده است. با توجه به اقتصاد مقیاس در این صنعت ، فقط تعداد کمی از شرکت ها احتمالاً در سراسر جهان حاکم هستند - احتمالاً به عنوان یک الیگوپولی ظاهر می شود. بنگاه هایی که بر صنعت مسلط هستند ، احتمالاً سود اقتصادی کسب می کنند که همچنان ادامه خواهد داشت. علاوه بر این ، از آنجا که فقط چند شرکت وجود خواهد داشت ، آنها فقط در چند کشور واقع خواهند شد. دولت های آنها می توانند به طور قابل تصور مالیات بر سود این بنگاهها تحمیل کنند که باعث افزایش رفاه اقتصادی در داخل کشور می شود. پتانسیل چنین دستاوردهایی ممکن است تلاش های دولت را برای کمک به بنگاه هایی که به دنبال دستیابی به موقعیت غالب در صنعت جدید هستند ، توجیه کند.
کمک های دولت می تواند به شکل سیاست های تجاری حمایت گرایانه با هدف اجازه دادن به این شرکت ها در مواجهه با رقابت خارجی ، کمک به تلاش های تحقیق و توسعه ، برنامه هایی برای ارائه مهارت های ویژه ای که توسط صنعت یا یارانه ها در قالب مستقیم کارگران فراهم می شود ، گسترش یابد. پرداخت یا درمان مالیاتی ویژه. هر سیاستی با هدف ترویج توسعه صنایع کلیدی که ممکن است بهزیستی داخلی یک کشور را از طریق تجارت با سایر نقاط جهان افزایش دهد ، به عنوان یک سیاست تجارت استراتژیک شناخته می شود.
اگرچه سیاست تجارت استراتژیک نقش مفهومی مثبت برای دولت در تجارت بین المللی را نشان می دهد ، طرفداران این رویکرد یاد می کنند که خطرات دارد. شرکت ها ممکن است از استدلال تجارت استراتژیک استفاده کنند حتی اگر پیشرفت آنها بعید باشد سودهای مشخص شده در این تئوری را ارائه دهد. کاربرد موفقیت آمیز این رویکرد مستلزم آن است که دولت صنایعی را که در آن یک کشور می تواند تسلط خود را به دست آورد ، به درستی شناسایی کند - چیزی که ممکن است امکان پذیر نباشد. دولت های مختلف اروپایی یارانه ای را به شرکتهایی که در تولید ایرباس شرکت کرده بودند ، فراهم می کرد که هم اکنون رقیب اصلی در صنعت هواپیما است. از طرف دیگر ، انگلیس و فرانسه توسعه هواپیمای مافوق صوت به نام کنکورد را یارانه دادند. پس از تولید تنها چند کنکورد ، مشخص شد که این هواپیما یک گزاره از دست دادن مالی است و تولید متوقف شد. شرکت هواپیمایی اکنون از کار خارج شده است.
سرانجام ، آن دسته از بنگاه هایی که سیاست تجارت استراتژیک موفقیت آمیز آنها را ارتقا می بخشد ، ممکن است از نظر سیاسی کافی برای جلوگیری از مالیات هایی که می تواند سود سیاست ها را برای جمعیت به طور کلی توزیع کند ، مسدود کند. بنابراین ، وعده سیاست تجارت استراتژیک بعید است که تحقق یابد.
امنیت ملی
گاهی اوقات استدلال می شود که اگر این کشور به قدرت خارجی به عنوان منبع اصلی مواد استراتژیک وابسته باشد ، امنیت ایالات متحده تهدید خواهد شد. در زمان جنگ ، ایالات متحده ممکن است از منابع عرضه خارجی قطع شود و برخی از موادی را که صنعت ایالات متحده به آن بستگی دارد از دست بدهد.
یکی از زمینه هایی که استدلال امنیت ملی در آن اعمال می شود ، صنعت نفت است. با توجه به نوسانات اوضاع سیاسی در خاورمیانه ، برخی از مردم می گویند ، ایالات متحده باید از صنعت نفت داخلی محافظت کند تا از قابلیت تولید کافی در صورت قطع منابع خاورمیانه اطمینان حاصل شود.
جایگزینی برای محافظت از تعرفه از کالاهای استراتژیک ، انباشت کالاهای مورد استفاده در زمان بحران است. به عنوان مثال ، ایالات متحده در صورت قطع منابع خارجی یا بحران های داخلی ، ذخیره استراتژیک نفت را برای استفاده در اختیار دارد. به عنوان مثال ، ذخایر نفتی استراتژیک در پی اختلالات خط لوله و پالایشگاه به دنبال طوفان کاترینا در سال 2005 مورد استفاده قرار گرفت.
حفاظت شغلی
تمایل به حفظ مشاغل موجود که در معرض رقابت خارجی قرار گرفته است ، احتمالاً مهمترین منبع سیاست های حمایت گرایانه امروز است. برخی از صنایع که در یک زمان یک مزیت مقایسه ای داشتند ، دیگر در بین تولید کنندگان کمترین هزینه جهان نیستند. آنها تلاش می کنند تا در آنجا بمانند. کاهش هزینه منجر به اخراج می شود و اخراج ها منجر به تقاضای محافظت می شود.
الگوی تجارت بین المللی در رقابت کامل نشان می دهد که تجارت برخی از صنایع را تهدید می کند. به عنوان کشورها در فعالیت هایی که در آن یک مزیت مقایسه ای دارند ، تخصص دارند ، بخش هایی که در آن این مزیت ندارند ، کاهش می یابد. حفظ آن بخش ها از طریق موانع تجاری ، ملت را از بهره مندی از دستاوردهای ممکن از تجارت آزاد باز می دارد.
مشکل بیشتر در استفاده از موانع تجاری برای به کار بردن اشتغال در یک بخش خاص این است که می تواند یک استراتژی بسیار گران قیمت باشد. فرض کنید به اندازه کافی از یک کالای خارجی برای نجات یک کار ایالات متحده در خارج از ایالات متحده نگهداری می شود. این منحنی عرضه را کمی به سمت چپ تغییر می دهد و باعث افزایش قیمت مصرف کنندگان ایالات متحده و کاهش مازاد مصرف کننده آنها می شود. ضرر برای مصرف کنندگان هزینه هر شغل پس انداز شده است. به عنوان مثال ، تخمین هزینه صرفه جویی در یک شغل در صنعت فولاد از طریق محدودیت در واردات فولاد ، به عنوان مثال ، 800000 دلار در سال می رود.
کار خارجی ارزان و برون سپاری
یکی از دلایلی که اغلب برای نیاز درک شده برای محافظت از کارگران آمریکایی در برابر تجارت بین المللی آزاد است این است که کارگران باید در برابر نیروی کار خارجی ارزان محافظت شوند. این یک گسترش استدلال حفاظت از شغل در بخش قبلی است. از دیدگاه نظری ، البته ، اگر کشورهای خارجی بتوانند با هزینه کمتری نسبت به آنچه ممکن است تولید کنند ، به نفع جمعی ماست که آن را از آنها بدست آوریم. اما کارگران با گفتن اینکه دستمزد پایین کارگران خارجی به معنای سوءاستفاده از کارگران خارجی است ، مقابله می کنند. برای رقابت با کارگران خارجی ، کارگران آمریکایی باید خود را به سوءاستفاده های مشابه تسلیم کنند. این اعتراض ، با این حال ، نمی تواند تشخیص دهد که تفاوت در نرخ دستمزد به طور کلی نشان دهنده تفاوت در بهره وری کارگران است.
مثال زیر را در نظر بگیرید: فرض کنید کارگران ایالات متحده در صنعت ابزار 20 دلار در هر ساعت درآمد کسب می کنند در حالی که کارگران اندونزیایی در صنعت ابزار فقط 2 دلار در ساعت درآمد دارند. اگر فرض کنیم که صنعت ابزار رقابتی است ، پس دستمزدها در هر دو کشور مبتنی بر محصول درآمد حاشیه ای کارگران است. دستمزد بالاتر کارگران ایالات متحده باید به این معنی باشد که محصول حاشیه ای بالاتری دارند - آنها تولیدی تر هستند. دستمزد بالاتر کارگران ایالات متحده به معنای این نیست که هزینه های نیروی کار در ایالات متحده نسبت به اندونزی بیشتر است.
علاوه بر این ، ما دیده ایم که آنچه برای تجارت مهم است مزیت تطبیقی است ، نه هزینه های مقایسه ای کار. هنگامی که هر کشوری در کالاها و خدماتی که در آن مزیت تطبیقی دارد - که در مقادیر کالاها و خدمات دیگر برای تولید آنها ارائه می شود ، تخصص دارد. طبق تعریف ، هر ملت در چیزی مزیت مقایسه ای خواهد داشت.
یک مسئله به ویژه بحث برانگیز در اقتصادهای صنعتی برون سپاری است که در آن شرکت های یک کشور توسعه یافته برخی از فعالیت های خود را به خارج از کشور منتقل می کنند تا از هزینه های کمتری در کشورهای دیگر استفاده کنند. به طور کلی ، عمل برون سپاری تمایل به کاهش هزینه های بنگاه هایی دارد که این کار را انجام می دهند. این بنگاهها غالباً تولید و افزایش اشتغال داخلی را گسترش می دهند ، همانطور که در مورد همراه در مقاله نقطه بحث شده است.
تفاوت در استانداردهای زیست محیطی
یکی دیگر از توجیهات اقدامات حمایت گرایانه این است که اگر بنگاه های داخلی در برابر رقبای خارجی که مجبور نیستند از همان استانداردهای نظارتی پیروی کنند ، تجارت آزاد ناعادلانه است. به عنوان مثال ، در بحث درباره NAFTA ، منتقدین هشدار دادند كه بنگاه های مکزیکی ، با استانداردهای كنترل آلودگی نسبتاً نيز مواجه هستند ، در صورتي كه محدودیت تجارت بين دو كشور از آن برداشته شود ، نسبت به بنگاه هاي آمريكا مزيد ناعادلانه خواهد داشت.
نظریه اقتصادی ، با این حال ، نشان می دهد که تفاوت در سیاست های کنترل آلودگی می تواند منبع مهمی از مزیت تطبیقی باشد. به طور کلی ، تقاضا برای کیفیت محیط زیست با درآمد مرتبط است. مردم در کشورهای با درآمد بالاتر نسبت به مردم کشورهای کم درآمد ، کیفیت محیط زیست بالاتری را می طلبند. این بدان معناست که آلودگی در فقیرتر از کشورهای ثروتمند هزینه کمتری دارد. اگر صنعت آلودگی زیادی ایجاد کند ، ممکن است پیدا کردن آن در یک کشور فقیر نسبت به یک کشور ثروتمند کارآمدتر باشد. در واقع ، تقاضای پایین تر یک کشور فقیر برای کیفیت محیط زیست ، مزیت مقایسه ای را در تولید کالاهایی ایجاد می کند که باعث ایجاد آلودگی زیادی می شود.
مشروط بر اینکه مزایای آلودگی بیش از هزینه های کشور فقیر باشد ، با هزینه های محاسبه شده بر اساس ترجیحات و درآمد افراد در آن کشور ، این امر برای بیشتر منافع تولید در کشور فقیر و کمتر در کشور ثروتمند معقول است. بشرچنین تخصیصی باعث می شود مردم در هر دو کشور بهتر از آنچه در غیر این صورت وجود داشته باشد. سپس ، از آنجا که تجارت آزاد به درآمد بیشتری در کشورهای فقیر منجر می شود ، افراد در آنجا نیز خواستار پیشرفت در کیفیت محیط زیست خواهند بود.
آیا اقتصاددانان از محدودیت در تجارت بین المللی رایگان پشتیبانی می کنند؟تقریباً همه اقتصاددانان می گویند نه. سود حاصل از تجارت آنقدر بزرگ است و هزینه مهار آن چنان زیاد است که یافتن دلیل رضایت بخش برای محدود کردن تجارت دشوار است.
غذای اصلی
- اقدامات حمایت گرایانه به دنبال محدود کردن مقادیر کالا و خدمات وارداتی از کشورهای خارجی است. آنها منحنی عرضه را برای هر یک از کالاها یا خدمات محافظت شده در سمت چپ تغییر می دهند.
- وسیله اصلی حفاظت تعرفه و سهمیه است.
- دادرسی های ضد انعطاف پذیری به عنوان وسیله ای مشترک برای محافظت ظاهر شده است.
- محدودیت های داوطلبانه صادرات یکی دیگر از وسایل محافظت است. آنها به ندرت داوطلبانه هستند.
- سایر اقدامات حمایت گرایانه می تواند شامل استانداردهای ایمنی ، محدودیت در کیفیت محیط زیست ، الزامات برچسب زدن و استانداردهای کیفیت باشد.
- اقدامات حمایت گرایانه گاهی اوقات با استفاده از استدلال صنعت نوزادان ، سیاست تجارت استراتژیک ، حمایت از شغل ، "کار ارزان" و برون سپاری ، امنیت ملی و تفاوت در استانداردهای زیست محیطی توجیه می شود.
امتحانش کن!
فرض کنید ایالات متحده سهمیه ای را برای کاهش واردات کفش خود به نصف (تقریباً 85-90 ٪ کفش هایی که اکنون در ایالات متحده فروخته می شود وارد می کند) تحمیل می کند. فرض کنید کفش تحت شرایط رقابت کامل تولید می شود و قیمت تعادل کفش اکنون 50 دلار در هر جفت است. توضیح دهید و توضیح دهید که چگونه این سهمیه بر قیمت و خروجی کفش در ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت.
مورد در مورد: برون سپاری و اشتغال

پدیده برون سپاری متداول شده است زیرا اینترنت و سایر نوآوری ها در ارتباطات ، انتقال جنبه های تولید خود در خارج از کشور را برای بنگاه ها آسانتر کرده است. در همین زمان ، کشورهایی مانند هند و چین سرمایه گذاری زیادی در آموزش و پرورش کرده اند و نیروی کار قابل توجهی از افراد حرفه ای تولید کرده اند که قادر به پر کردن موقعیت های نسبتاً بالا برای شرکت ها در کشورهای توسعه یافته تر هستند.
ایده برون سپاری سیاستمداران در سمت چپ و در سمت راست رتبه بندی می کند. در ایالات متحده ، دادرسی های بیشماری در مورد برون سپاری و پیشنهادات برای جلوگیری از شرکت هایی که از دریافت قراردادهای دولتی درگیر این عمل هستند ، وجود داشته است.
با برون سپاری ، شرکت ها قادر به کاهش هزینه های تولید خود هستند. همانطور که دیدیم ، کاهش هزینه های تولید به افزایش تولید و کاهش قیمت ها تبدیل می شود. بنابراین ، از دیدگاه مصرف کننده ، برون سپاری باید یک چیز بسیار خوب باشد. نگرانی بسیاری از مفسران بیان می کنند ، با این حال ، این است که برون سپاری اشتغال در ایالات متحده ، به ویژه در بین متخصصان سطح بالا ، باعث می شود. متیو جی کشتار ، اقتصاددان دانشگاه دارتموث ، روند اشتغال را از سال 1991 تا 2001 در بین بنگاه های چند ملیتی آمریکایی که مشاغل برون سپاری داشتند ، بررسی کرد. این شرکت ها در این دوره 2. 8 میلیون شغل برون سپاری کردند.
آیا 2. 8 میلیون شغل به سادگی از بین رفت؟آقای کشتار خاطرنشان می کند که سه دلیل وجود دارد که انتظار داشته باشیم شرکت هایی که هزینه های تولید را با برون سپاری کاهش می دهند ، در واقع اشتغال داخلی آنها را افزایش می دهد. اول ، با کاهش هزینه ، بنگاهها احتمالاً مقدار تولید شده را گسترش می دهند. کارگران خارجی که استخدام شده اند ، که آقای کشتار از آن به عنوان "کارگران وابسته" یاد می کند ، به نظر می رسد مکمل کارگران آمریکایی است نه جایگزین. اگر آنها به جای جایگزین ها مکمل باشند ، برون سپاری می تواند منجر به افزایش اشتغال در کشور شود که برون سپاری را انجام می دهد.
دلیل دوم برون سپاری می تواند اشتغال را افزایش دهد این است که با کاهش هزینه تولید ، بنگاه هایی که مقیاس عملیات خود را از طریق برون سپاری افزایش می دهند ، به کارگران داخلی بیشتری نیاز دارند تا بتوانند بازده افزایش یافته ، هماهنگی توزیع آن و توسعه زیرساخت ها را برای رسیدگی به تمام آن کالاها توسعه دهند.
سرانجام ، بنگاه هایی که درگیر برون سپاری می شوند نیز احتمالاً دامنه عملیات خود را افزایش می دهند. آنها برای کشف سایر محصولات ، برای انجام تحقیقات ، و به دنبال بازارهای جدید برای تولید شرکت ، باید افراد دیگری را استخدام کنند.
بنابراین ، آقای کشتار استدلال می کند که برون سپاری ممکن است منجر به افزایش اشتغال شود زیرا کارگران داخلی مکمل کارگران خارجی هستند ، زیرا برون سپاری مقیاس عملیات یک شرکت را گسترش می دهد و به دلیل گسترش دامنه عملیات. شواهد چه چیزی را نشان می دهد؟به یاد داشته باشید 2. 8 میلیون شغل که بنگاه های چند ملیتی مستقر در ایالات متحده بین سالهای 1991 تا 2001 خارج شده اند؟اشتغال در همان شرکتهای آمریکایی در طی دوره 5. 5 میلیون شغل افزایش یافته است. بنابراین ، با پدیده های مکمل ، افزایش مقیاس و افزایش دامنه ، هر برون سپاری شغلی منجر به تقریباً دو شغل اضافی در ایالات متحده شد.
تجربه دو شرکت کاملاً متفاوت نشان دهنده این پدیده است. وال مارت در حدود سال 1990 فعالیت خود را در سطح بین المللی آغاز کرد. امروز ، این عملیات جهانی خود را از دفتر مرکزی خود در بنتونویل ، آرکانزاس انجام می دهد و در آنجا 15000 نفر را استخدام می کند. تقریباً 1500 نفر از این افراد جریان کالاها را در بین فروشگاه های وال مارت در سراسر جهان هماهنگ می کنند. این 1500 شغل وجود نخواهد داشت ، این برای جهانی سازی نیست. Xilinx ، شرکت تحقیقاتی و توسعه فناوری بالا ، فروش حدود 1. 5 میلیارد دلار در سال را تولید می کند. شصت و پنج درصد از فروش آن در خارج از ایالات متحده تولید می شود. اما 80 ٪ از کارمندان آن در ایالات متحده هستند.
پس از آن ، برون سپاری شغل ایجاد می کند. آنها را نابود نمی کند. آقای کشتار نتیجه گیری می کند: "به جای اینکه از گسترش گسترش خارجی چند ملیتی ایالات متحده ابراز تاسف کنیم ، اگر تاریخچه راهنمای ما باشد ، ما باید آن را تشویق کنیم."
منبع: متیو جی کشتار ، "جهانی سازی و اشتغال توسط چند ملیتی ایالات متحده: یک چارچوب و حقایق" ، گزارش مالیات روزانه (26 مارس 2004): 1-12.
جواب آن را امتحان کنید! مسئله
سهمیه منحنی عرضه را به سمت چپ تغییر می دهد و قیمت کفش در ایالات متحده را افزایش می دهد و مقدار تعادل را کاهش می دهد. در مورد نشان داده شده ، قیمت به 68 دلار افزایش می یابد. از آنجا که به شما موقعیت های دقیق منحنی های تقاضا و عرضه داده نمی شود ، فقط می توانید نتیجه بگیرید که قیمت افزایش می یابد. نمودار شما ممکن است قیمت متفاوتی را نشان دهد. نکته مهم این است که قیمت جدید بیشتر از 50 دلار است.

منابع
Guajardo ، R. G. ، and Homero A. Elizondo ، "بازار گوجه فرنگی آمریکای شمالی: چشم انداز تعادل مکانی" ، اقتصاد کاربردی ، 35 (3) (فوریه 2003): 315-22.
وال استریت ژورنال ، "چه کسی می خواهد میلیونر شود؟" ، 14 مه 2008 ، ص. A20
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محسن زنجانچی بازدید : 49 تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1402 ساعت: 14:17